کتاب راهنمای به آتش کشیدن خانه نویسندگان

An Arsonist's Guide to Writers' Homes in New England
کد کتاب : 38782
مترجم :
شابک : 978-6003676459
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 344
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2007
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 16 اسفند

معرفی کتاب راهنمای به آتش کشیدن خانه نویسندگان اثر براک کلارک

"خنده دار ، عمیق ... یک کتاب اغوا کننده با نتیجه ای در هر صفحه." – مجله ی مردم
راهنمای به آتش کشیدن خانه ی نویسندگان رمانی طنزآلود در ژانر کمدی سیاه نوشته ی براک کلارک است.
در توضیح داستان این رمان آمده است:
بسیاری از چیزهای قابل توجه در زندگی سام پالسیفر ، قهرمان بیچاره و بدشانس این رمان آتش افروز ، اتفاق افتاده است. این بدشانسی از ده سالی که او در زندان به اتهام آتش زدن تصادفی خانه امیلی دیکینسون و کشتن ناخواسته ی دو نفر آغاز می شود. او که در بیست و هشت سالگی آزاد می شود ، تصمیم می گیرد زندگی جدید و متفاوتی را شروع کند. و هویت جدیدی را به عنوان یک شوهر و نیز یک پدر برای خود ایجاد می کند. اما وقتی خانه ی دیگر نویسندگان مشهور نیوانگلند ناگهان دود می شود و به هوا می رود، او باید بی گناهی خود را با فاش کردن هویتش که همان آتش زدن خانه ی نویسندگان است ثابت کند.
کتاب راهنمای به آتش کشیدن خانه ی نویسندگان داستانی کاملا اصیل درباره حقیقت و صداقت ، زندگی و تخیل است.
Chicago Tribune نیز درباره ی این کتاب نوشته است:
تقریبا غیرممکن است که به سام اهمیت ندهید و با او نخندید. ... او برای احمق درون هر کسی جذاب است و با دانستن اینکه تنها نیستیم ما را دلداری می دهد.
کتاب راهنمای به آتش کشیدن خانه ی نویسندگان توسط الهام عسگری ترجمه شده است. این کتاب را انتشارات نیماژ منتشر کرده است.

کتاب راهنمای به آتش کشیدن خانه نویسندگان

براک کلارک
براک کلارک نویسنده ی معاصر آمریکایی در دانشگاه بودوین ایالت مین آمریکا، نگارش خلاق ندریس می کند. وی نویسنده ی داستان کوتاه و رمان است، جوایز ادبی متعددی را در کارنامه ی خود داردو آثارش به بیش از ده زبان زنده ی دنیا ترجمه شده است
قسمت هایی از کتاب راهنمای به آتش کشیدن خانه نویسندگان (لذت متن)
گدشته ناگهان سر و کله اش پیدا می شود و وقتی هم که بیاید، دیگر می آید و می آید، نه یک بخش آن، بلکه همه اش باز می گردد

انبوه فراموش شده ها از فراموش کده بیرون می زنند و به شما هجوم می آورند، پنهان شدن از دستشان هم فایده ای ندارد. پیدایتان می کنند، گدشته ی شماست، تنها کسی که دنبالش می گردند شمایید

دردسرتان ندهم. به زندان افتادم و، چون قاضی پرونده دلش به حالم سوخت و رحمش آمد، این دوران را در زندانی با حداقل محدودیت امنیتی به نام هولیوک گذراندم. در هولیوک، مشاوران مالی و معامله گران روزانه و مدیران شهرها و مدرسه ها زندانی بودند که همه در حین دزدی دستگیر شده بودند و هیچ کس مثل من نبود: من هجده سالهی تبهکار آتش زن و قاتل تصادفی با دستهایی خون آلود و کثیف و با قلبی سنگین و غمگین و با ندانسته های بسیار که حتی دیپلم نداشت. پریدم وسط گود و تلاش کردم. دو هفته یک بار در سمیناری با عنوان «دانشکده ی من» با موضوع خودسازی شرکت کردم و آنجا نحوهی ایجاد تغییر در زندگی با تکیه بر فضیلتهای صبر و سخت کوشی و نگرش مثبت را آموختم و همانجا دیپلم متوسطه گرفتم.