کتاب برف Snow


  • قیمت : ۴۹,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر برف
ایران کتاب ایران کتاب

شاعری تبعید شده به نام «کا»، به ترکیه بازمی‌گردد و به شهر متروکه‌ی کارس سفر می‌کند. هدف ظاهری او از آمدن به این شهر، تهیه‌ی گزارش از موج خودکشی بین دخترانی مذهبی است که از داشتن روسری و حجاب، منع شده‌اند؛ اما خاطرات کا از دختری جذاب به نام ایپک، که به تازگی طلاق گرفته، نیز در آمدن او به این شهر نقش داشته‌اند. کا پس از گذشت مدتی درمی‌یابد که افراد گوناگونی، از همسر سابق ایپک گرفته تا تروریستی کاریزماتیک، در تعقیب او هستند. در داستان برف، هدیه‌ای گمشده به شکلی کاملاً ناگهانی به صاحبش بازمی‌گردد، نمایش یک تئاتر به قتل‌عامی خونین تبدیل می‌شود و در نهایت، این یافتن خداست که می‌تواند پیش‌درآمدی باشد بر از دست دادن هر چیز دیگری. کتاب برف، اثری تأثیرگذار، پرتعلیق و با طنزی اندک اما به‌جاست که برای انسان معاصر، بسیار قابل‌همزادپنداری است.

خرید و معرفی کتاب خواندنی برف



انتشارات: پویندهپوینده
مترجم: مصطفی علی زاده
نویسنده: ارهان پاموک ارهان پاموک
مشخصات برف
قطع :رقعی
وزن :900
تعداد صفحه :748
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2005
سری چاپ :1
شابک :978-964-2950-67-6

ویژگی ها

اورهان پاموک برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 2006

برنده ی جایزه ی مدیسی سال 2005

نکوداشت
Not only an engrossing feat of tale-spinning, but essential reading for our times.
این کتاب، نه تنها داستانی جذاب، بلکه اثری ضروری برای دوره ی معاصر است.
New York Times Book Review New York Times Book Review

With suspense at every dimpled vortex.
پر از گرداب های پرتعلیق.
New Yorker New Yorker

A deft melding of political intrigue and philosophy, romance and noir.
ترکیبی زیرکانه از دسیسه های سیاسی و فلسفه، و داستان عاشقانه و نوآر.
Vogue

لذت متن
از همان آغاز حرکت، مسافر ما چشمانش را به پنجره دوخت. شاید امید داشت چیز جدیدی ببیند، به دکان های کوچک و حقیر، نانوایی ها و قهوه خانه های ویران که در خیابان های ارض روم در کنار هم صف کشیده بودند خیره شد. در همان زمان، برف باریدن گرفت. از برفی که در میان راه استانبول به ارض روم می بارید، سنگین تر و درشت تر بود. اگر او آن قدر خسته نبود، اگر او به دانه های برفی که از آسمان پرگونه فرومی بارید، بیش تر توجه داشت شاید پی می برد که دارد یک راست به سوی خود کولاک پیش می رود.

تا زمانی که زنده ام، نباید از آن ها تقلید کنم یا به خاطر متفاوت بودن با آن ها، از خودم متنفر باشم.

شاید اگر می فهمید که سفری را آغاز کرده که برای همیشه زندگی اش را تغییر خواهد داد، از این سرنوشت پاپس می کشید. ولی چنین اندیشه ای به فکرش نرسید. غروب نزدیک می شد. او به نور ضعیفی که هنوز در بلندای آسمان جان می داد، دل سپرده بود. از دانه های برفی که چرخ زنان در باد وحشی سرگردان تر می شدند، کولاکی را که به زودی فرا می رسید، ندید. برعکس امیدی را دید که از نشاط و صفای دوران کودکی اش مایه می گرفت.