دستیار ماما

The Midwife's Apprentice

  • قیمت : ۷,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : ناموجود
انتشارات: قطرهقطره
نویسنده:
مترجم: مریم واعظی

معرفی کتاب دستیار ماما اثر کارن کشمن

رمان دستیار ماما، عنوان رمانی هیجان انگیز برای کودکان، نوشته ی کارن کشمن است. داستان به چگونگی تبدیل دختربچه ای بی خانمان به رمان دستیار ماما، تعیین هویت و مکان خود در دنیا و یادگیری امید داشتن و غلبه بر مشکلات می پردازد. این دختر که فقط با نام برت شناخته می شود، هیچ خانواده، خانه و آینده ای ندارد تا این که «جین ماما» را ملاقات می کند و دستیارش می شود. برت-که حالا نام آلیس را برای خود برگزیده-به جین در به دنیا آوردن نوزادان کمک می کند و همزمان، دانش، اعتماد به نفس و شجاعت خواستن چیزی بیشتر در زندگی را به دست می آورد: شکمی سیر، قلبی خشنود و جایی در این دنیا. زندگی در روستاهای قرون وسطی، پس زمینه ی جذابی برای داستان بامزه و گزنده ی آلیس خلق کرده است. در پایان کتاب، در یادداشتی به شغل ماماها در گذشته و حال پرداخته شده است.

کتاب دستیار ماما


ویژگی ها کتاب دستیار ماما

برنده ی جایزه ی نیوبری سال 1996

مشخصات کتاب دستیار ماما
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-119-555-6
تعداد صفحه :136
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :1991
سری چاپ :2
بیشتر بخوانید

آینه ی تمام نمای زندگی بشر در ادبیات تاریخی

می توان گفت که هدف اصلی این ژانر، «زندگی بخشیدن به تاریخ» از طریق ساختن داستان هایی درباره ی گذشته یا یک دوره ی تاریخی خاص است.

مدال نیوبری، نشان افتخار ادبیات کودک

این مدال توسط «انجمن خدمات کتابخانه ای برای کودکان» که بخشی از «انجمن کتابخانه های آمریکا» است به نویسنده ی خوش ایده ی سال گذشته اعطا می شود

نکوداشت های کتاب دستیار ماما
It's a rouser for all times.
اثری برانگیزاننده در همه ی زمان ها.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

Cushman has a unique talent for writing small pithy novels.
کشمن، استعداد منحصر به فردی در نوشتن رمان های مختصر و مفید دارد.
Carol Hurst

A funny, wise, compassionate story.
داستانی بامزه، خردمندانه و پراحساس.
Penguin Random House Penguin Random House

بخش هایی از کتاب دستیار ماما (لذت متن)
فقط به خاطر این که همه چیز را نمی دانی، دلیل نمی شود که هیچ چیز ندانی.

او رویای هیچ چیز را نمی دید، چون امید هیچ چیز را نداشت و انتظار هیچ چیز را نمی کشید. درونش به اندازه ی همان شب برفی، سرد و تاریک بود.

می دانم که چه می خواهم. شکمی سیر، قلبی خشنود و جایی در این دنیا.