0

کتاب پی یتر لتونی The Strange Case of Peter the Lett


  • قیمت : ۱۰,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : به زودی

مروری بر پی یتر لتونی
ایران کتاب ایران کتاب

مگره در هتل مجستیک، حضور چندان بی دردسری نداشت. این موضوع به دلیل داشتن ظاهری عجیب و غریب نبود؛ او مانند پلیس های کارتون ها، سبیل نداشت و چکمه های بزرگ و سنگین نیز به پا نمی کرد. لباس هایش بسیار تمیز و مرتب بوده و از پارچه ی پشمی مرغوبی دوخته شده بودند. او هر روز صورتش را اصلاح می کرد و به زیبایی دست هایش می رسید اما ویژگی عجیبی که در او وجود داشت، هیکل بسیار بزرگ او بود. عضلات سفت و قدرتمندش از زیر ژاکت بیرون می زدند و بیشتر لباس هایش را از شکل می انداختند. او می توانست فقط با ایستادن در جایی، حرف خود را به کرسی بنشاند و این موضوع، اغلب همکارانش را آزار می داد. این کارآگاه کم حرف در اولین رمان سیمنون از این مجموعه، برای یافتن هویت واقعی پی یتر لتونی به هتل های مجلل و پرزرق و برق سر خواهد زد. اما مشکلات و اتفاقات عجیب و غریب زیادی در مسیر حل این پرونده ی پیچیده، بر سر راه مگره قرار خواهند گرفت.

خرید و معرفی کتاب خواندنی پی یتر لتونی



مشخصات پی یتر لتونی
قطع : رقعی
شابک : 978-600-6732-44-2
وزن : 198
تعداد صفحه : 170
سال انتشار شمسی : 1395
سال انتشار میلادی : 1931
سری چاپ : 2

ویژگی ها

جزو فهرست 100 کتاب قرن لوموند

نکوداشت
Simenon’s great strengths lie in the domains of character and setting.
نقاط قوت سیمنون در حوزه ی شخصیت پردازی و پرداخت به محیط پیرامون نهفته است.
Mystery File

With a beautifully dovetailed plot, and a noble surprise ending.
با داستانی چندوجهی و زیبا، و پایانی غافلگیرکننده و ویژه.
Library Thing

A supreme writer... unforgettable vividness.
نویسنده ای بزرگ... ظرافتی فراموش نشدنی.
Independent Independent

لذت متن
به بعضی کارها نمی شود تفاخر کرد و پیش کشیدن حرفشان موجب لبخند می شود، با این حال، مستلزم میزان زیادی ازخودگذشتگی هستند.

هیچ امکانی وجود نداشت که در نزدیکی ویلا خود را پنهان کند. تنها کاری که می توانست بکند این بود که به هر شکلی شده، کنار دیواری قوز کند و انتظار بکشد. اگر افرادی از آنجا گذر می کردند و او را می دیدند، اغلب برمی گشتند و نگاهش می کردند. شاید ناگزیر می شد ساعت ها آنجا بماند. هیچ دلیل قاطعی وجود نداشت که مردی در آن خانه باشد. و اگر مردی هم آنجا بود، آیا مجبور می شد از خانه خارج شود؟ با این حال مگره، کسل، پیپ خیسش را پر از توتون کرد و تا جایی که توانست خودش را به فرورفتگی دیوار چسباند...

مگره نخوابیده بود. از ساعت پنج ونیم تا هشت در کوچه هایی در معرض جریان باد، تکان خورده بود. به محض ورود به لابرئوته خیس شده بود. حالا در هر قدم، کفش هایش آبی کثیف ترشح می کردند، کلاه شاپواش از شکل و قیافه افتاده بود، آب به پالتو و کتش نفوذ کرده بود. باد باران را مثل سیلی به صورتش می کوبید. کوچه تنگ و تاریک و متروک بود: باریکه راهی مستقیم و شیب دار، در میان دیوار باغ ها، که در وسط آن سیلاب جاری بود. لحظه ای طولانی بی حرکت باقی ماند. حتی پیپش، بین دندان ها، خیس شده بود.