کتاب غرب چگونه غرب شد؟

?The west how was the west
کد کتاب : 4632
شابک : 9782000571414
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 296
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2016
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 7
زودترین زمان ارسال : 25 مرداد

معرفی کتاب غرب چگونه غرب شد؟ اثر صادق زیباکلام

غرب چگونه غرب شد؟ غرب برای عده ای از ما نماد دشمنی و استعمار و استثمار و برای عده ای مهد تمدن و فرهنگ است، اما این هر دو گروه در یک نکته اشتراک دارند و آن این است که غرب کنونی از نظر سیاسی، اقتصادی و شاید بتوان گفت اجتماعی، در جایگاه بالایی نسبت به بقیه ی جهان بخصوص کشور ها ی جهان سوم دارد. اما غرب چگونه به این جایگاه رسید؟ آیا نتیجه ی استعمار بوده است یا روندی تکاملی دارد که بایدخط آنرا در تاریخ پی گرفت. صادق زیبا کلام به گزینه ی دوم اعتقاد دارد یعنی پیشرفت کنونی غرب را مدیون سیر تحولی می داند که از قرن 14 ام شروع شد و تا قرن 18 ام ادامه پیدا کرد. تحولی که ریشه در دگرگونی اندیشه ی انسان غربی داشت و این رنسانس اندیشه، منجر به تحول در دیگر حوزه ها گشته است. زیبا کلام با دیدگاهی تاریخی و با زبانی ساده و روان می خواهد بگوید که غرب عقب مانده ی ماقبل قرن 14 چگونه از شرق متمدن به خصوص تمدن اسلامی پیشی گرفت وی در فصل اول ابتدا به بررسی و نقدو ریشه یابی غرب ستیزی در بین ایرانیان می پردازد و در فصول بعد دیدگاه خود درباره ی پیشرفت تمدن غربی و علل آن را تشریح می کند .

کتاب غرب چگونه غرب شد؟

صادق زیباکلام
صادق زیبا کلام مفرد، استاد علوم سیاسی، نویسنده و از کارشناسان خبره ایرانی با گرایش اصلاح طلبی و نوآزادی خواهانه است. او دکترای علوم سیاسی از دانشگاه برادفورد دارد. او استاد واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد بود. زیبا کلام هم اکنون استاد تمام دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران است.
قسمت هایی از کتاب غرب چگونه غرب شد؟ (لذت متن)
اروپای ما قبل رنسانس یعنی اروپای قبل از قرن چهاردهم را با هر معیار وملاکی که در نظر بگیریم از شرق (تمدن های چین، ایران و اسلام) بسیار عقب مانده تر بود؛ چه از نظر علمی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، تجارت، شهرسازی و شهرنشینی و چه از هر حیث دیگری. دست کم تا قبل از پیدایش رنسانس در قرن چهاردهم، تمدن، توسعه، تجارت، صنعت، علوم مختلف، شهرنشینی، پزشکی و در یک کلام «مدنیت» در شرق بود. شهرهای بزرگ اروپا در مقایسه با بغداد، ری، خوارزم، نیشابور، فرغانه، دمشق، (و البته چین) روستاهای عقب افتاده ای بیش نبودند. بغداد جدای از مرکز تجارت جهانی و ثروت، مرکز پزشکی دنیا هم بود و از اطراف و اکناف منطقه برای مداوای بیماری های صعب العلاج و تهیه دارو به پایتخت امپراتوری اسلام می آمدند. جایگاه دمشق و حلب در تجارت بین المللی میان شرق و غرب معادل نیویورک و لندن امروزی بود. پیشرفته ترین تسحیلات آن روزگاران را صنعتگران شام تولید می کردند. اگر فرض بگیریم که در آن مقطع هم همچون امروز جایزه نوبل اهدا می شد، علما و دانشمندان شرق عمدتا هم علمای حوزه تمدن اسلامی در طب، داروسازی، ریاضیات، هیئت، نجوم، جغرافیا، فلسفه، کیمیا و ...تمامی جوایز نوبل را درو می کردند، درحالی که بسیاری از فرمانروایان اروپا حتی اسم شان را هم نمی توانستند بنویسند. البته تمدن اسلامی هم از قرن یازدهم شروع به افول کرده بود. نکته ای که به بحث ما بیشتر مربوط می شود این است که چه قبل از قرن یازدهم که تمدن اسلامی دراوج بالندگی اش بود و چه از این مقطع به بعد که تمدن اسلامی شروع به افول کرد، اروپا همچنان به تعبیر امروزه در عقب ماندگی کامل تمدنی (در مقایسه با شرق) به سر می برد، اما دو سه قرن پس از آن، این گونه نیست. با همان سرعتی که آن تمدن باشکوه در شرق رو به افول می رود، غرب آغاز به برخاستن می کند. البته دقیق تر خواسته باشیم بگوییم، افول تمدن شرق کم و بیش از قرن یازدهم شروع می شود و بیداری یا بالندگی غرب از قرن چهاردهم.