به خونسردی

In Cold Blood

  • قیمت : ۳۱,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: امیرکبیرامیرکبیر

معرفی کتاب به خونسردی اثر ترومن کاپوتی

زمانی که رمان در کمال خونسردی، نوشته ی ترومن کاپوتی، برای اولین بار در سال 1966 به انتشار رسید، این نویسنده، آن را «اولین رمان با داستان واقعی» نامید. نکته ی قابل توجه درباره ی این رمان، در میان خیل عظیم کتاب های داستانی، توانایی منحصر به فرد کاپوتی در آمیزش حقایق با مهارت های داستان سرایی است. در روز 15 نوامبر 1959 و در محله ی کوچک هالکوم واقع در کانزاس، 4 عضو خانواده ی کلاتر با شلیک های شات گانی که در فاصله ی چند اینچی از صورتشان قرار گرفته بود، به شکل وحشیانه ای به قتل می رسند. پس از قتل، هیچ انگیزه ی آشکاری برای این جنایت وجود نداشت و پلیس تقریبا به هیچ سرنخی نرسید. ترومن کاپوتی، همزمان با بازسازی قتل، بازپرسی ها و تحقیقاتی که به گرفتن و محاکمه ی قاتلین منجر شد، موفق به خلق تعلیقی حیرت آور و حسی شگفت انگیز از همذات پنداری می شود.

کتاب به خونسردی


ویژگی ها کتاب به خونسردی

جزو لیست برترین رمان های انگلیسی گاردین

فیلمی بر اساس این کتاب در سال 1967 ساخته شده است.

این کتاب با عنوان «در کمال خونسردی» نیز توسط نشر پیکان منتشر شده است.

مشخصات کتاب به خونسردی
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-00-1939-9
تعداد صفحه :460
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1966
سری چاپ :2
بیشتر بخوانید

داستان های معمایی و تریلر، قلمرو هیجان و تعلیق

این دسته از کتاب ها، ضربان قلب مخاطب را به بازی می گیرند و هیجان و احساس ورود به دنیایی جدید را برای او به ارمغان می آورند.

نکوداشت های کتاب به خونسردی
A masterpiece . . . a spellbinding work.
شاهکار... اثری مسحورکننده.
Life

A remarkable, tensely exciting, superbly written true account.
یک داستان واقعی قابل توجه، شدیدا هیجان انگیز و فوق العاده خوش ساخت.
New York Times New York Times

A tale of such power that moves around the territory of the human psyche and heart.
داستانی آن چنان قدرتمند که به جای جای قلمرو ذهن و قلب انسان سرک می کشد.
Publishers Weekly Publishers Weekly

بخش هایی از کتاب به خونسردی (لذت متن)
البته تصور و خیال می تواند هر دری را باز کند؛ کلید را بچرخان و بگذار وحشت داخل شود.

تا زمانی که زنده ای، همیشه چیزی در انتظار است؛ و حتی اگر بد باشد، چه کاری از دست تو برمی آید؟ تو که نمی توانی از زندگی کردن دست برداری.

در نظرم، اقای کلاتر مرد بسیار خوب و قابل احترامی بود. این فکر را تا لحظه ای که گلوی او را بریدم، با خود در ذهنم داشتم.