1. خانه
  2. /
  3. کتاب رفقای من

کتاب رفقای من

نویسنده: هشام مطر
2.43 از 14 رأی

کتاب رفقای من

My friends
انتشارات: بیدگل
٪5
875000
831250
معرفی کتاب رفقای من
تاریخ معاصر لیبی و رنج جانکاه دوری از وطن، در رمان «رفقای من» به قلم هشام مطر از سطح یک گزارش سیاسی فراتر رفته و به مرثیه‌ای باشکوه برای جوانی ازدست‌رفته در غربت بدل شده است. این اثر روایتگر زندگی «خالد»، جوانی است که در دهه‌ی هشتاد میلادی برای تحصیل از بنغازی به لندن کوچ می‌کند، اما یک حادثه‌ی خونین در مقابل سفارت لیبی او را برای همیشه در خاک بریتانیا زمین‌گیر می‌کند. هشام مطر که خود طعم تلخ ناپدید شدن پدرش در سیاه‌چال‌های قذافی را چشیده، در این کتاب با نثری که میان سکوت و فریاد در نوسان است، نشان می‌دهد که چگونه یک گلوله می‌تواند مرزهای جغرافیایی را به دیوارهایی نفوذناپذیر تبدیل کند.
داستان در طول یک پیاده‌روی طولانی در خیابان‌های لندن شکل می‌گیرد؛ جایی که خالد پس از بدرقه‌ی دوستش حسام، سی سال خاطره، ترس و وفاداری را زیر باران پاییزی مرور می‌کند. رفاقت میان خالد، مصطفی و حسام نه یک انتخاب ساده، بلکه تنها ریسمان اتصالی است که آن‌ها را در میان طوفان‌های سیاسی خاورمیانه و سرمای انزوای لندن، زنده نگاه داشته است.
تجربه‌ی تبعید در نگاه مطر صرفا دوری از خانه نیست؛ بلکه نوعی فروپاشی درونی و تدریجی هویت است که در آن فرد نه به سرزمین جدید تعلق می‌یابد و نه راهی برای بازگشت به گذشته دارد. نویسنده لندن را نه به عنوان یک شهر میزبان، بلکه به مثابه‌ی فضای تنفسی شخصیت‌هایی ترسیم می‌کند که همواره با سایه‌ی جاسوسان رژیم و هراس از سرنوشت خانواده‌هایشان در وطن زندگی می‌کنند. «رفقای من» به ما می‌گوید که در دنیای تبعیدی‌ها، زمان به گونه‌ای متفاوت جریان دارد؛ آن‌ها در حالی که پیر می‌شوند، هنوز در همان لحظه‌ی تیراندازی میدان سن‌جیمز منجمد مانده‌اند. در این میان ادبیات و قدرت کلمات به عنوان تنها منبع تسلا ظاهر می‌شوند؛ حسام که خود نویسنده‌ای گوشه‌گیر است، با نوشته‌هایش برای خالد پناهگاهی می‌سازد که هیچ مرزبان و دیکتاتوری توان تصرف آن را ندارد.
این رمان را می‌توان پیروزی حافظه بر فراموشی دانست؛ هشام مطر در این اثر نشان می‌دهد که «وطن» بیش از آنکه یک قطعه زمین روی نقشه باشد، در حافظه‌ی مشترک رفقایی جان می‌گیرد که با هم خندیده‌اند، با هم ترسیده‌اند و در نهایت با هم پیر شده‌اند. او با ترکیب واقعیت‌های تاریخی و تخیل درخشانش، سوالی بنیادین را در ذهن مخاطب می‌کارد: وقتی تمام پل‌های پشت سر ویران شده‌اند، آیا می‌توان در کلمات و دوستی‌ها خانه‌ی جدیدی بنا کرد؟ رمان «رفقای من» پاسخی است تلخ و در عین حال صمیمی به این پرسش؛ کتابی که از مرزهای لیبی فراتر می‌رود و به زبانی جهانی، از دردی سخن می‌گوید که هر انسانی در جستجوی تعلق و پیوند، آن را با تمام وجود حس می‌کند.
درباره هشام مطر
درباره هشام مطر
هشام مطر، زاده ی سال 1970، نویسنده ای لیبیایی-آمریکایی است. مطر در نیویورک به دنیا آمد. او در دانشگاه لندن به تحصیل در رشته ی معماری و طراحی روی آورد. او در اوایل سال 2000، نوشتن اولین رمان خود را آغاز کرد و با این رمان به موفقیت های بزرگی دست یافت.
مقالات مرتبط با کتاب رفقای من
نکاتی از کتاب «غروب بت ها» اثر «فردریش نیچه»
نکاتی از کتاب «غروب بت ها» اثر «فردریش نیچه»
ادامه مقاله
نگاهی به کتاب «فراسوی نیک و بد» اثر «فردریش نیچه»
نگاهی به کتاب «فراسوی نیک و بد» اثر «فردریش نیچه»

مسئله‌ی اصلی در فلسفه‌ی اخلاق در نظر «نیچه»، به مسئله‌ی «خیر و شر» یا «نیک و بد» مربوط است.

«فردریش نیچه» و مفهوم «اراده به قدرت»
«فردریش نیچه» و مفهوم «اراده به قدرت»

«نیچه» در سراسر مسیر حرفه‌ای خود، به کاوش در مفهوم «اراده به قدرت» پرداخت و در مقاطع مختلف، آن را به عنوان اصل یا قاعده‌ای روانشناختی، زیست‌شناختی و متافیزیکی دسته‌بندی کرد.

«فردریش نیچه» و جنون در پایان زندگی
«فردریش نیچه» و جنون در پایان زندگی

بسیاری از افراد اعتقاد دارند که برای شروع درک نگرش های گاها متضاد «فردریش نیچه»، مخاطبین باید آثار او را از ابتدا تا انتها به ترتیب زمان انتشار مطالعه کنند

فردریش نیچه: فیلسوفی فراسوی نیک و بد
فردریش نیچه: فیلسوفی فراسوی نیک و بد

نیچه معتقد بود که اصلی ترین کارکرد فلسفه، آموختن یک چیز به انسان است: «چگونه به آن کسی که هستیم، تبدیل شویم.»

نظر کاربران در مورد "کتاب رفقای من"
4 نظر تا این لحظه ثبت شده است

متاسفانه با بیست درصد تخفیف هم نمی‌تونم بخرمش 🙌

1405/02/28 | توسطمهدیه جیرانی
6
| |

چه کتابی... و در چه زمانه‌ای... کاش دیده شه... و خونده شه... چیزی از داستان اسپویل نمی‌کنم، نمی‌گم راجع به چه اتفاقاتیه... ولی نمی‌دونم چی توش داره که حس می‌کنم این کتاب داستان ماست، سرنوشت ماست، گره خورده به همین روزگار ما... بفهمیم که کسی جز خودِ ما نمی‌تونه تغییری ایجاد کنه، این ماییم، مای مردم که در درجۀ اول باید بخواییم... کاش بخواییم... چه خوب می‌شد اگه می‌فهمیدیم که کسی نمیاد کمک ما... خیر ما رو فقط ما خودمون باید بخواییم... جای این حرفها اینجا نیست، جای نقد و بررسی هم نیست، ولی این کتاب کتابی بود که بعد مدت‌ها من رو تکون داد، و من دیگه اون آدم قبل نمی‌شم... بگذریم... یک نکته در مورد قیمت کتاب: کتاب قیمت بالایی داره، نزدیک نهصد تومن، شاید توی چاپ‌های بعد بالاتر هم بره... حرفی که من می‌خوام بزنم از روی شکم‌سیری نیست، من هم مثل خیلی‌ها زیر خط فقر دارم زندگی می‌کنم، ولی حساب کنیم اگه روزی بیست صفحه از این کتاب رو بخونیم (که بعضی‌ها ممکنه بگن خیلی کمه، ما بیشتر می‌خونیم، ولی در نظر بگیرین، این از سران مطالعه ایران خیلی بالاتره) می‌شه یک ماه که کتاب تموم شه. من حاضرم توی یک ماه از یه شام بیرون بگذرم، ولی کتابی که می‌خوام رو بخرم. شما رو نمی‌دونم. به جز بحث پولی، واقعاً چی مثل یک کتاب خوب حال آدم رو توی این زمانۀ وحشتناک خوب می‌کنه؟

1405/02/15 | توسطبهروز خطیبی راد
12
| |

کتاب رفقای من نوشته‌ی هشام مطر، واقعاً یکی از قشنگ‌ترین و تاثیرگذارترین رمان‌هایی بود که در کل زندگی‌ام خوندم. قلم نویسنده به شدت گیرا و شاعرانه‌ست و داستان چند دوست تبعیدی تو لندن رو طوری تعریف می‌کنه که قشنگ می‌تونید حس غربت و دلتنگی برای وطن رو با تمام وجود لمس کنید. عجیب اینکه موقع خوندنش ناخودآگاه آدم یاد شرایط خودمون تو ایران و حال و هوای این روزهامون می‌افته؛ انگار خیلی از این دغدغه‌ها، مهاجرت‌ها و تجربه‌ها برای ما هم کاملاً آشنا و ملموسه. کتاب خیلی خوب نشون می‌ده که چطور این شرایط می‌تونه مسیر زندگی آدم‌ها رو زیر و رو کنه، ولی هم‌زمان، همین رفاقت‌ها چطور می‌تونن مثل یه مرهم، درد غربت و روزهای سخت رو کم کنن. چیزی که بیشتر از همه تو این کتاب به دلم نشست، نگاه قشنگ و پر احساس نویسنده به مفهوم دوستی بود؛ اینکه چطور رفاقت می‌تونه تو روزهای تاریک، تنها پناهگاه آدم باشه. شخصیت‌های داستان انقدر واقعی هستن که با دردهاشون همذات‌پنداری می‌کنید و تا مدت‌ها بعد از بستن کتاب، تو ذهنتون باهاشون زندگی می‌کنید. اگه دنبال یه داستان پرکشش، احساسی و عمیق درباره‌ی رفاقت، امید و روزهای سخت هستید، خوندن این کتاب بی‌نظیر رو اصلاً از دست ندید. یه نکته‌ای که حتماً باید بهش اشاره کنم، ترجمه‌ی فوق‌العاده و بی‌نقص احسان کرم‌ویسی از این کتابه. مترجم خیلی خوب تونسته اون لحن شاعرانه و احساسات عمیق نویسنده رو به زبان فارسی منتقل کنه، طوری که متن کاملاً روانه و اصلاً بوی ترجمه نمی‌ده. خوندن این جملات سلیس و خوش‌خوان باعث می‌شه آدم خیلی راحت‌تر با فضای داستان همراه بشه و لذت خوندنش واقعاً چند برابر بشه. دست مریزاد داره!

1405/01/31 | توسطسینا نجفی
10
| |

موجودش کنید 👉

1402/11/27 | توسطم اِ
2
| |