1. خانه
  2. /
  3. کتاب آوازهای ننه آرسو

کتاب آوازهای ننه آرسو

3.6 از 1 رأی

کتاب آوازهای ننه آرسو

Songs of Mother Arsou
٪10
550000
495000
معرفی کتاب آوازهای ننه آرسو
«آوازهای ننه آرسو» فیلمنامه‌ای پلیسی و جنایی از بهرام بیضایی است، اما جنایت در آن فقط معمایی برای پیدا کردن مجرم نیست. ستوان پوریا، رئیس پاسگاهی در گیلان، با قتلی روبه‌رو می‌شود که مرز میان وظیفهٔ حرفه‌ای و زندگی خصوصی‌اش را از بین می‌برد. تحقیق از همان ابتدا برای او کاری بیرونی نیست؛ هر قدم به سمت حقیقت، چیزی را در مناسبات انسانی پیرامونش نیز برهم می‌زند. بیضایی از قالب آشنای داستان جنایی استفاده می‌کند، اما به جای آنکه همه‌چیز را به سوال «چه کسی مرتکب قتل شده؟» محدود کند، آرام‌آرام پرسش دشوارتری را پیش می‌کشد: در محیطی که حقیقت میان سکوت، ترس، مصلحت و روایت‌های متعارض پنهان شده، اصلا چگونه می‌توان دانست چه اتفاقی افتاده است؟ فیلمنامه در سال ۱۳۷۳ نوشته شد و نخستین چاپ کتاب در میانهٔ دههٔ ۱۳۷۰ از سوی انتشارات روشنگران و مطالعات زنان منتشر شد. بعدتر علی ژکان فیلم «سایه به سایه» را بر اساس آن ساخت، اما میان متن بیضایی و فیلم ساخته‌شده تفاوت‌هایی وجود دارد و بهتر است «آوازهای ننه آرسو» را مستقل از اقتباس سینمایی آن خواند. خود فیلمنامه بخشی از دوره‌ای در کار بیضایی است که آثار جنایی و معمایی برای او به امکان تازه‌ای برای بررسی قدرت، حقیقت و هویت تبدیل می‌شوند؛ مسیری که در آثاری چون «چه کسی رئیس را کشت؟» و «سگ‌کشی» نیز صورت‌های دیگری پیدا می‌کند. فضای شمال ایران در اینجا پس‌زمینه‌ای تزئینی نیست. محیط محلی، فاصله‌های جغرافیایی، روابط نزدیک اجتماعی و آگاهی آدم‌ها از زندگی یکدیگر، شکل خاصی به معما می‌دهند. در شهری بزرگ ممکن است ناشناس‌بودن بخشی از سازوکار جنایت باشد؛ در جهان «آوازهای ننه آرسو» مشکل تقریبا برعکس است: آدم‌ها یکدیگر را می‌شناسند، اما همین نزدیکی لزوما حقیقت را آشکار نمی‌کند. شناخت می‌تواند با پیش‌داوری، مصلحت، شایعه یا ترس درآمیزد. جامعه‌ای که همه در آن چیزی دربارهٔ هم می‌دانند، الزاما جامعه‌ای نیست که در آن حقیقت آسان‌تر پیدا شود. بیضایی برای ساختن این وضعیت از منطق سینمای تعلیق بهره می‌گیرد. علاقهٔ دیرینهٔ او به هیچکاک در این فیلمنامه نیز قابل تشخیص است: اطلاعات به‌اندازه داده می‌شود، نگاه شخصیت و دانسته‌های مخاطب همیشه بر یکدیگر منطبق نیستند و آنچه در آغاز قطعی به نظر می‌رسد می‌تواند با ورود جزئی تازه تغییر معنا بدهد. با این حال، بیضایی این الگو را در محیطی کاملا بومی قرار می‌دهد. نتیجه تقلید از فیلم جنایی غربی نیست؛ استفاده از دستور زبان تعلیق برای کاوش در مناسبات اجتماعی و فرهنگی ایران است. یکی از ویژگی‌های مهم فیلمنامه، نسبت میان زن و ساختار جنایی داستان است. در بسیاری از روایت‌های پلیسی، زن مقتول یا قربانی صرفا موتور آغاز پیرنگ است و پس از شروع تحقیق عملا از داستان کنار می‌رود. در جهان بیضایی، غیاب زن چنین خنثی نیست. فقدان می‌تواند به حضوری روایی تبدیل شود و آنچه دربارهٔ فرد غایب گفته می‌شود، بیش از خود واقعه، شخصیت کسانی را آشکار کند که هنوز زنده‌اند. این ویژگی با دغدغه‌ای گسترده‌تر در آثار بیضایی پیوند دارد: زنانی که حتی وقتی در مرکز قدرت رسمی قرار ندارند، مرکز اخلاقی یا روایی داستان را جابه‌جا می‌کنند. زبان فیلمنامه نیز مانند بسیاری از آثار بیضایی صرفا وسیلهٔ انتقال اطلاعات نیست. گفت‌وگوها اغلب چیزی را پنهان می‌کنند همان‌قدر که چیزی را می‌گویند. سکوت، مکث و ناتمام‌ماندن جمله می‌تواند به‌اندازهٔ اعتراف اهمیت داشته باشد. در ژانر جنایی، حقیقت معمولا از جمع‌آوری نشانه‌ها ساخته می‌شود؛ بیضایی این منطق را به زبان نیز منتقل می‌کند. خواننده باید به آنچه گفته نشده حساس باشد. امتیاز «آوازهای ننه آرسو» همین پیوند میان ژانر و جهان فکری بیضایی است. او از معمای جنایی برای ایجاد هیجان استفاده می‌کند، اما در همان حال مسئلهٔ حافظه، داوری و امکان شناخت دیگری را وارد داستان می‌کند. به همین دلیل فیلمنامه را نمی‌توان فقط پیش‌متن فیلم «سایه به سایه» دانست. ارزش آن در معماری مستقل روایی و در شیوه‌ای است که تعلیق را از یک تکنیک سرگرم‌کننده به مسئله‌ای دربارهٔ حقیقت تبدیل می‌کند. در داستان پلیسی معمول، کشف حقیقت به آرامش منجر می‌شود: پرونده بسته می‌شود و نظم برمی‌گردد. بیضایی به این اطمینان چندان خوش‌بین نیست. گاهی حقیقت پیدا می‌شود، اما چیزی که پیش از دانستن آن وجود داشت دیگر بازنمی‌گردد. شاید تعلیق واقعی «آوازهای ننه آرسو» نیز همین‌جا باشد: ترس از اینکه دانستن، همیشه ما را نجات نمی‌دهد.
درباره بهرام بیضایی
درباره بهرام بیضایی

بهرام بیضایی (زاده ۵ دی‌ماه ۱۳۱۷ در تهران) کارگردان سینما و تئاتر و نمایش‌نامه نویس و فیلمنامه نویس و پژوهشگر ایرانی بود.‏‏
بیضایی علاوه بر کارگردانی و نمایش‌نامه نویسی، در سینما عرصه‌های دیگری چون تدوین، ساخت عنوان بندی و تهیه کنندگی را هم تجربه کرد.‏
وی کارگردان برخی از بهترین و ماندگارترین آثار سینمای تاریخ ایران بود.چریکه تارا، مرگ یزدگرد، باشو غریبه کوچک، شاید وقتی دیگر، مسافران و سگ کشی از مهم‌ترین آثار وی هستند.‏
خانواده‌اش اهل کاشان و آن‌گونه که خود بیضایی نوشته در کار تعزیه بودند. او تحصیلات دانشگاهیش را در رشته ادبیات ناتمام گذاشت و در سال ۱۳۳۸ به استخدام اداره کل ثبت اسناد و املاک دماوند درآمد. در سال ۱۳۴۱ به اداره هنرهای دراماتیک که بعدها به اداره برنامه‌های تئاتر تغییر نام داد منتقل شد. در سال ۱۳۴۴ با منیراعظم رامین فر ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند به نام‌های نیلوفر متولد ۱۳۴۵، ارژنگ متولد ۱۳۴۶ (فوت شده در صد روزگی) و نگار متولد ۱۳۵۱ می‌باشد. او یکی از پایه گذاران و اعضای اصلی کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود که درسال ۱۳۵۷ از آن کانون کناره گیری کرد. در سال ۱۳۴۸ به عنوان استاد مدعو با دانشگاه تهران همکاری کرد. در سال ۱۳۵۲ از اداره برنامه‌های تئاتر به دانشگاه تهران به عنوان استادیار تمام وقت نمایش دانشکده هنرهای زیبا و مدیریت رشته هنرهای نمایشی انتقال یافت. در سال ۱۳۶۰ پس از بیست سال کار دولتی از دانشگاه تهران اخراج شد. در سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ خانواده‌اش از ایران مهاجرت کردند. در سال ۱۳۶۵ پدرش استاد نعمت الله(ذکایی)بیضایی مرحوم شد. او در سال ۱۳۷۱ با مژده شمسایی ازدواج کرد. فرزند آخرش نیاسان در سال ۱۳۷۴ متولد شد و مادرش نیره موافق در سال ۱۳۸۰ وفات یافت.‏
فعالیت سینمایی را با فیلم‌برداری یک فیلم هشت میلیمتری چهار دقیقه‌ای سیاه و سفید در سال ۱۳۴۱ آغاز کرد. پس از ساخت فیلم کوتاه «عموسبیلو» در سال ۱۳۴۹، اولین فیلم بلندش رگبار را در سال ۱۳۵۰ ساخت. چریکه تارا و مرگ یزدگرد فیلمهایی که او در سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۶۰ ساخت تاکنون در محاق توقیف می‌باشند. او در سالهای پیش و پس از انقلاب برای ساختن فیلم‌های خود با مشکلات و سنگ اندازی‌های بسیاری روبرو بوده‌است. او تا کنون ۹ فیلم بلند و ۴ فیلم کوتاه ساخته‌است و آخرین فیلمی که از او پس از ۱۰ سال به نمایش عمومی درآمد سگ کشی (۱۳۸۰) بود که با استقبال گسترده منتقدان و مردم روبرو شد. 

بهرام بیضایی درست در روز تولدش که به احترام زادروز او و درگذشت اکبر رادی، روز نمایشنامه‌نویس نامیده شده، در سال ۱۴۰۴ درگذشت. بهرام بیضایی مردی که نگران درختان این کشور بود، هنرمندی که از قطع درختان هزاران ساله اندوهگین بود ، چند سال پیش در سالروز تولدش می‌گفت: «دهها فیلم نساخته‌ام تنها 9 فیلم بلند و سه فیلم کوتاه ساخته‌ام، هر چند برای ساخت همین فیلم‌ها هم تلاش بسیاری کرده‌ام.می‌خواستم از کارهایی که نکرده‌ام، بگویم اما آن قدر طولانی است که نه وقت و نه حوصله من و شما مجال پردختن به آن را نمی‌دهد و من هم قصد ندارم حرفهایم رنگ گلایه به خود بگیرد.» 

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب آوازهای ننه آرسو" ثبت می‌کند