آنی دوک، روانشناس، مشاور کسبوکار و قهرمان بازی پوکر، در این کتاب به شما میآموزد که چگونه با عدم قطعیت کنار بیایید و در نتیجه بهترین تصمیمات را اتخاذ کنید.
حتی بهترین تصمیمات هم گاهی منجر به بهترین نتایج نمیشوند. همیشه عنصری کنترلناپذیر به نام شانس و اطلاعاتی پنهان از دید وجود دارد. بنابراین کلید موفقیت در بلندمدت و جلوگیری از استرس، تفکر در شرایط نامطمئن است: چقدر مطمئن هستیم؟ راههای احتمالی چگونه اتفاق میافتد؟ کدام تصمیمات بیشترین شانس موفقیت را دارند؟ آیا من در یک استراتژی که ۹۰٪ مواقع کار میکند با ۱۰٪ بدشانسی زمین خوردم؟ یا اینکه موفقیت من به جای تصمیمگیری درست به شانس نسبت داده میشود؟
آنی با تبیین مثالهایی از کسبوکار، ورزش، سیاست و پوکر تلاش میکند تا ابزارهایی که هر فردی برای پذیرش عدمقطعیت و تصمیمگیری بهتر نیاز دارد را به اشتراک بگذارد. برای بسیاری از مردم گفتن «مطمئن نیستم» در دنیایی که اطمینان و قطعیت بسیار ارزشمند و حتی سزاوار پاداش است، دشوار به نظر میرسد. اما بازیکنان حرفهای پوکر با این واقعیت که تصمیمات درست همیشه به نتایج عالی و تصممیات اشتباه همیشه به نتایج افتضاح منجر نمیشوند کنار آمدهاند. با تغییر تفکر خود از نیاز به اطمینان، با هدف ارزیابی دقیق آنچه میدانید و نمیدانید، در تصمیمگیریهای خود کمتر در معرض واکنشهای احساسی، تعصبات و عادات مخرب قرار خواهید گرفت. در نتیجه در دراز مدت بااعتمادبهنفستر، خونسردتر، مهربانتر و موفقتر خواهید شد.
(بخش اول نظر): خانم دوک که یک پوکر باز قهار هستش، سعی داره خواننده رو با انواع سوگیریهای ذهنی آشنا کنه تا دید عمومی به موفقیت یا شکست رو، که اکثرا مرتبط با نوع انتخابهامون (درست و غلط بودن) میدونیم، تغییر بده. نویسنده در این کتاب به این موضوع اشاره میکنه که زندگی ما به دو چیز بستگی داره، یک، کیفیت یا مهارت تصمیمگیری ما و دو، شانس. که هر دو در نتیجه انتخابهامون، نقش مهمی رو ایفا میکنند. ایشون در مقدمه تعریف میکنه که چطور وارد بازی پوکر شده و تونسته از این طریق، مهارت تفکر نامطمئن خودش رو بهتر بکنه و در زندگی تصمیمات بهتری بگیره. در فصل اول ایشون زندگی رو مشابه با بازی پوکر (عدم قطعیت، اطلاعات پنهان و وجود شانس) میدونه نه بازی شطرنج. و این موضوع رو مطرح میکنه که همیشه همبستگی کامل بین تصمیمات ما و نتایج انتخابهای ما وجود نداره و عامل دیگر یعنی شانس هم دخیل هستش. خیلی مختصر در مورد نحوه کارکرد مغز توضیح میده که چگونه تصمیمات ما آگاهانه و ناآگاهانه هستند. و بعد جناب فون نویمان و نظریه بازی ایشون رو معرفی میکنند. و در مورد عدم قطعیت مطالبی رو ارائه میکنه و میگه برخلاف مدرسه، در زندگی ندونستن و عدم قطعیت اصلا عیب نیست. در فصل دو نویسنده میخواد بگه که هر تصمیم ما در زندگی مثل یک شرطبندی هستش که با انتخاب، احتمالات، ریسک، باور و عوامل دیگه گره خورده. و بهتره به شکل صفر و یکی به نتایج تصمیماتمون نگاه نکنیم. بعد در مورد باورها صحبت میکنه که در برداشت ما از رویدادها دخیل و تاثیرگذار هستند. و پیشنهاد میده که بهتره در بیان عقایدمون به طور درصدی عمل کنیم که مزایای خودش رو داره. فصل سوم به این موضوع میپردازه که هر انتخاب ما در واقع مانند یک شرط هستش که نتایج و احتمالاتی رو با خود به همراه داره و برای بهتر شدن باورها و در نتیجه انتخابهای آتیمون، بهتره نتایج رو بررسی کنیم تا تشخیص بدیم که چه میزان از این نتیجه، مربوط به مهارت و شانس بوده، تا به این شکل، باور خودمون رو با این دیدگاه و نگرش، تقویت کنیم. علاوه بر موضوعات گفته شده در مورد عادات هم نکاتی رو ارائه میکنه.
(بخش دوم نظر): در فصل چهارم نویسنده در مورد اهمیت گروه دوستی صحبت میکنه و توضیح میده که چطور داشتن یک حلقه دوستانه میتونه برای تقویت تصمیمگیریهای سازنده فردی، موثر باشه. داشتن همچین گروهی، که از افرادی که به دنبال حقیقت هستند، تشکیل شده، میتونه در رابطه با سوگیریهای فردی و ذهنی، نکات مفیدی رو بابت بهبودی به فرد، آموزش بده. در ادامه از اهمیت و لزوم توافقنامهای که باید بین افراد گروه برای ارتقای مهارت تفکر نامطمئن هم باشه، مطالبی ارائه میشه. در فصل پنجم نویسنده به طور تخصصیتر وارد مباحث فصل چهارم میشه و گزینههای توافقنامهای که گفته شد رو به صورت جزئیتر بیان میکنه. و در مورد هر کدوم توضیحاتی رو ارائه میکنه تا این مفهوم رو به خواننده برسونه که چطور انجام و رعایت برخی رفتار یا کارها در یک گروه (دوستانه، دولتی یا سازمانی و غیره) باعث بهتر شدن نوع تفکر و تصمیمات ما میشه. برخی از نکاتی که در گروهها برای بهبودی عقاید و عملکرد، بهتره انجام بشه عبارتند از: اشتراکگذاری اطلاعات و جزئیات هر تصمیمگیری، ارزیابی ایده مستقل از منبع، شکگرایی سازمانیافته و غیره. و در نهایت فصل ششم مربوط به سفر زمانی و ذهنی هستش یعنی با قدرت تفکر خودمون و از طریق تکنیکهای متفاوت مربوط به گذشته و آینده، درسهایی رو بگیریم تا نسبت به موقعیتی که درونش هستیم بتونیم عملکرد مناسبی داشته باشیم. شخصا زیاد نتونستم با مطالب فصلهای پنجم و ششم ارتباط کاملی بگیرم و فصل اول تا چهارم برام بیشتر کاربردی و جذاب بود. و فکر میکنم همین چهار فصل مفهوم کلی کتاب رو به مخاطب میرسونه. در کل کتابی هستش که تلنگری به ذهنیت سابق ما میزنه (نگاه صفر و یکی) و نوع جدیدی از نگاه (احتمالاتی و درصدی و پذیرش عدم قطعیت) به مسائل رو به هدف بهبودی در نوع تفکرمون به خواننده شرح و انتقال میده.
کتاب خیلی عالی هستش ولی برگه هاش کاهیه
برگههای این کتاب از نوع بالکی هستند که ممکن است با ورق کاهی اشتباه گرفته شوند. کاغذ بالکی که از آن با اصطلاح کاغذ سوئدی هم نام برده میشود سبکتر، و به خاطر رنگ آن که درخشندگی کمتری نسبت به کاغذ نوع سفید دارد خوشخوانتر و امکان چاپ قاچاق از روی آن کمترتر است و نکته مهمتر اینکه به خاطر استفاده نشده از مواد سفید کننده در تولید آن به محیط زیست آسیب کمتری وارد میکند.
این کتاب برای من سه و نیم ستاره داشت. کاربردی بود و خوندنش واقعا به درد میخورد...
این کتاب خیلی خوب نگرشتون رو در مورد تبعیت بیش از حد از نتیجه گرایی در هرکاری عوض میکنه
خواندن کتاب عشق منه کتاب یعنی انسانی با آگاهی بیشتر