کتاب میان دو آتش

Between two fires
حقیقت، جاه طلبی و سازش در روسیۀ دورۀ پوتین
کد کتاب : 58391
مترجم : نیما حسن ویجویه
شابک : 978-9222671518
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 376
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 2020
نوع جلد : زرکوب
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 15 آذر
نوع کاغذ : بالک

معرفی کتاب میان دو آتش اثر جاشوا یافا

جاشوا یافا راوی روسیۀ پرآشوب پوتین است. از خلال شرح‌حال‌نویسی، زوایای گوناگون زندگی روسی را تصویر می‌کند و به فضای سیاست‌آلود رسانه، ساختار عمودی قدرت، الحاق کریمه، استقلال چچن، جنگ سوریه، کلیسای ارتدکس و هنر سیاست‌زدۀ این کشور نقب می‌زند و با نثری رمان‌گونه دگردیسی «انسان شورایی» را به موجودی سیاس روایت می‌کند.

کتاب میان دو آتش

قسمت هایی از کتاب میان دو آتش (لذت متن)
یوری لوادا[۲] در زمستان ۱۹۸۷ فرصتی غیرمنتظره و وسوسه‏انگیز به چنگ آورد. لوادای ۵۷‏ساله، با سیمایی مهربان و مویی سفیدکرده، جامعه‏شناسی بود که حوزۀ علاقه‏اش او را سال‏ها در محافل دانشگاهی به حاشیه رانده بود، چرا که صاحب‏منصبان شوروی سابق برای دهه‏ها جامعه‏شناسی را شبه‏علم بورژوایی می‏شناختند. دکترین رسمی آن زمان آنچه را نیاز به دانستن در باب جامعه بود در نظام طبقاتی مارکس و مفهوم ماتریالیسم تاریخی مسلم و مفروض می‏دانست. اما ظهور میخاییل گورباچف در اواسط دهۀ ۱۹۸۰ و سیاست پرسترویکا[۳]ی او، که بازاندیشی در اقتصاد شوروی و گشایش سیاسی و فرهنگ شهروندی را به دنبال داشت، فرصتی مغتنم برای لوادا و اندک همفکرانش به ارمغان آورد.

سال ۱۹۶۶ آخرین فرصتی بود که پیش از ریاست وی‏تی‏سیوم در اختیار داشت تا در فضایی عمومی با انبوهی از مخاطبان سخن بگوید؛ سخنرانی‏هایی که ادامه‏دار نبود و پایان چندان خوشی هم نداشت. او استادی جوان و سی وچندساله بود که همکار دلسوزش در دانشگاه دولتی مسکو از او دعوت کرده بود تا درس‏گفتارهایی دربارۀ جامعه‏شناسی را در تالار سخنرانی دانشگاه ارائه کند. دانشجویان و جامعۀ روشنفکری مسکو به‏شدت از سخنرانی‏های او استقبال کردند. مخاطبان در راهروی منتهی به سالن و در آستانۀ در ورودی می ایستادند و «از چلچراغ‏ها آویزان می‏شدند». در ظاهر هیچ تخطی و گفتار ممنوعی در سخنرانی‏های او به گوش نمی‏رسید: او فقط از اصول جامعه‏شناسی سخن می‏گفت که در اواخر قرن نوزدهم در فرانسه و آمریکا در پاسخ به مدرنیته سر برآورده بود. حتی مخاطب امروزی هم به‏سختی رگه‏هایی از زبان تند مخالفی سیاسی را در صحبت‏های او بازمی‏شناسد. او در سخنرانی‏هایش تماما از سیاست چشم پوشید و بر نظریه‏های نظم اجتماعی و ارتباطات بینافردی در نظام‏های اجتماعی تمرکز کرد. سخنرانی‏هایش صریح، حرفه‏ای و پرشور بود.

البته، لوادا به همراه گروهی کوچک از دوستان و همکارانش مطالعۀ تمام‏وقت روی «انسان شورایی» را ادامه داد: گونه‏ای جدید و ویژه از انسان که زادۀ آزمایشگاه اجتماعی بزرگ و وحشتناک جماهیر شوروی بود. دربارۀ آن روزها نوشته است: «هدف نه صرفا تأسیس پایگاهی اجتماعی… بلکه ابروضعیتی با کارکرد و گستره‏ای جهان‏شمول بود… گونه‏ای پیشامدرن و پدرمنشانه که در همۀ زوایای زندگی انسان رخنه کند. پروژۀ وضعیت اجتماعی جدید در شوروی، بنا به‏ تعریف، تمامیت‏خواهانه بود، چرا که هیچ فضای مستقل و خصوصی ای‏ برای افراد باقی نمی‏گذاشت» و مهم‏تر اینکه افراد نه‏تنها دنباله‏رو و زیردست، که باید قدردان این وضعیت می بودند. به تعبیر لوادا، «فرودستان مرهون لطف و توجه فرادستان بودند».