1. خانه
  2. /
  3. کتاب استعاره در فرهنگ

کتاب استعاره در فرهنگ

نویسنده: زولتان کوچش
4 از 1 رأی

کتاب استعاره در فرهنگ

(جهانی ها و تنوع)
Metaphor in culture : universality and variation
انتشارات: سیاهرود
ناموجود
460000
معرفی کتاب استعاره در فرهنگ
مواجهه‌ی انسان با پدیده‌های انتزاعی جهان همواره از مسیر تصویرسازی‌های ملموس عبور می‌کند؛ موضوعی که زولتان کوچش در کتاب «استعاره در فرهنگ: جهانی‌ها و تنوع» به شکلی علمی به آن پرداخته است. این اثر شاخص که در حوزه‌ی زبان‌شناسی شناختی جایگاه ویژه‌ای دارد، زاویه‌ی دید سنتی به استعاره‌ها را دگرگون می‌کند. پیش از این بسیاری از مردم استعاره را صرفا یک ابزار تزیینی و ادبی برای زیباتر کردن سخن می‌دانستند، اما کوچش به پیروی از مکتب استعاره‌ی مفهومی که توسط جورج لیکاف و مارک جانسون پایه‌گذاری شد، استدلال می‌کند که استعاره در حقیقت شیوه‌ی اندیشیدن و سازمان‌دهی ذهن ما است. پرسش بنیادینی که کتاب پیش می‌کشد این است که چرا برخی از این ساختارهای ذهنی در میان تمام انسان‌ها روی زمین مشترک هستند، اما برخی دیگر با عبور از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی به طور کامل تغییر می‌کنند. نویسنده با بررسی زبان‌های گوناگون نشان می‌دهد که ذهن انسان برای فهم مفاهیم پیچیده‌ای مثل زمان، عشق، بحث یا خشم، ناگزیر است آن‌ها را به پدیده‌های عینی تشبیه کند و این فرآیند، پایه و اساس تعاملات روزمره‌ی ما را می‌سازد.
بخش نخست این تحلیل بر پایه‌ی مفهوم جهان‌شمولی یا همان استعاره‌های جهانی استوار است که ریشه در تجربه‌های زیستی و بدنی مشترک تمام ابنای بشر دارد. از آنجا که ساختار بیولوژیکی، سیستم عصبی و واکنش‌های فیزیولوژیکی بدن انسان‌ها در هر نقطه‌ای از کره‌ی زمین یکسان است، الگوهای فکری مشابهی نیز شکل می‌گیرد که زبان‌شناسان به آن تجسم‌یافتگی می‌گویند. به عنوان نمونه وقتی کسی عصبانی می‌شود، فشار خون و دمای بدنش بالا می‌رود؛ همین تجربه‌ی فیزیکی ساده باعث می‌شود که در بیشتر فرهنگ‌های بی‌ارتباط با هم، استعاره‌ی مفهومی «خشم، گرمای یک مایع درون ظرف بدن است» شکل بگیرد که نمود آن را در جملاتی مثل «خونم به جوش آمد» می‌بینیم. به همین ترتیب ارتباط دادن جهت «بالا» با مفاهیمی چون قدرت، خوبی و وضعیت مناسب، یا پیوند دادن «گرما» با صمیمیت، نمونه‌هایی از استعاره‌های پایه‌ای هستند که جغرافیا بر آن‌ها تاثیری ندارد و نشان می‌دهند که چگونه فیزیک بدن بر زبان حاکم می‌شود.
اما این سکه روی دیگری هم دارد که همان تنوع فرهنگی و بومی استعاره‌ها است؛ جایی که تاریخ، بافت اجتماعی و محیط زیست مانند یک فیلتر عمل کرده و مسیر کلمات را عوض می‌کنند. کوچش توضیح می‌دهد که تفاوت‌ها هم به صورت بین‌فرهنگی رخ می‌دهند و هم درون‌فرهنگی؛ یعنی ممکن است در یک جامعه‌ی صنعتی غربی، ذهن انسان به یک «ماشین پیچیده» تشبیه شود، در حالی که یک فرهنگ سنتی‌تر آن را شبیه به یک «باغ یا مزارع گندم» تصور کند. حتی در یک زبان واحد نیز عواملی مثل سن، جنسیت، شغل و طبقه‌ی اجتماعی باعث می‌شوند افراد از تصاویر متفاوتی برای بیان مقصود خود استفاده کنند؛ مثلا مفهوم زمان در یک جامعه‌ی سرمایه‌داری کاملا با نگاه اقتصادی گره خورده و مانند یک منبع مالی مصرف می‌شود که باید آن را ذخیره کرد یا جلوی تلف شدنش را گرفت، اما در فرهنگی دیگر ممکن است زمان یک چرخه‌ی طبیعی و بازگشت‌پذیر باشد. این تنوع در دو سطح کلان و خرد رخ می‌دهد؛ گاهی کل قلمرو مبدأ تعییر می‌کند و گاهی هر دو فرهنگ از یک اصل مشترک استفاده می‌کنند اما روی جزئیات متفاوتی از آن متمرکز می‌شوند.
کتاب «استعاره در فرهنگ: جهانی‌ها و تنوع» به ما می‌آموزد تفکر استعاری ما حاصل تعامل هم‌زمان بدن و محیط اجتماعی است و تفاوت زبان‌ها صرفا یک اختلاف واژگانی ساده نیست، بلکه نشان‌دهنده‌ی تفاوت عمیق در شیوه‌ی جهان‌بینی و لمس واقعیت است و به خوبی روشن می‌کند که ما جهان را آن‌گونه که هست نمی‌بینیم، بلکه آن را از کانال تصویرهایی تماشا می‌کنیم که فرهنگ و سنت در ذهن ما کاشته‌اند؛ بنابراین هر بار که واژه‌ای را به کار می‌بریم یا مفهومی را ابراز می‌کنیم، در حال بازتولید یک نظام فکری باستانی یا خلق یک شبکه‌ی معنایی جدید هستیم که به روابط انسانی، سیاست، رسانه و حتی آینده‌ی شیوه‌ی تفکر ما جهت می‌دهد و ما را به این درک می‌رساند که مرزهای زبان ما، همان مرزهای جهان ما هستند.
درباره زولتان کوچش
درباره زولتان کوچش
زولتان کوچش (Zoltan Kovecses) استاد زبانشناسی، گروه مطالعات آمریکایی، دانشگاه Eotvos Lorand است. او نویسنده استعاره و احساس (2002) ، و استعاره: مقدمه عملی (2000) است.
دسته بندی های کتاب استعاره در فرهنگ
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب استعاره در فرهنگ" ثبت می‌کند