رمان «یادداشت های زیرزمینی» با جملاتی مشهور از شخصیت اصلی در مورد خودش آغاز می شود: «من آدم مریضی هستم... من آدم کینهتوزی هستم. من آدم نفرتانگیزی هستم.»
«داستایفسکی» چه حقایقی را در مورد انسان ها آشکار کرد و چگونه به مسیر ادبیات، شکل و جهت داد؟
این مقایسه، با توجه به تعداد ترجمهها، سبب آشنایی بیشتر و بهتر با این شاهکار تاریخ ادبیات شده و در انتخاب ترجمهای که بیشتر میپسندید، کمکحالتان است.
در این مقاله قصد داریم به حقایقی مهم، جالب توجه و کوتاه درباره ی زندگی فئودور داستایفسکی بپردازیم.
نویسندگان پرتعدادی در «ادبیات روسیه» ظهور کرده اند که ایده های ژرف، آثار ادبی و توانایی آن ها در داستان سرایی در طول زمان طنین انداز بوده است.
«شبهای روشن» نیز مانند همهی شاهکارهای داستایفسکی، از منظری انسانی و روانشناسانه پرداخت شده است.
داستان های او، یکی از اصلی ترین پایه های ادبیات روسیه را تشکیل می دهند.
سلیقه من نبود،دوستش نداشتم.
کتاب کوتاه و باحالیه و ارزش خوندن داره
این داستان کوتاه رو بابک شهاب، رضارضایی (رویای آدم مضحک نشر ماهی) و استاد عبد المجید احمدی (یک اتفاق شرم آور) به فارسی ترجمه کرده اند. من با هرسه ترجمه خوانده ام، هر سه ترجمه عالی اند اما استاد عبد المجید احمدی به ژانر نولا و داستان کوتاه تسلط دارند و ترجمه ایشون از دو تای دیگه بهتر است. :) رمان نیز انقلاب صنعتی، نظام سرمایه داری و به وجود آمدن طبقه متوسط شهری و پیدایش کارخانهها در روسیه تزاری را نقد میکند. صنعتی شدن پنداری مانند غولی قصد دارد انسانها را ببلعد! در این رمان آلمان نماد کشوری صنعتی است و قصد دارد در روسیه سرمایه گذاری کند. درون تمساح نیز با واژه هایی مثل "لاستیک" که به صنعتی شدن اشاره دارد توصیف شده. کاراکترهای درون داستان بنا به دلایل "اقتصادی" هرگز حاضر نمیشن که "ایوان ماتوویچ" رو از درون شکم تمساح نجات بدن. در کل هرچند داستایفسکی یکی از رمان نویسهای محبوب من است اما من با این غرب ستیزی داستایفسکی مخالفم. چون امروز ما هر آنچه در پزشکی، مهندسی، هوش مصنوعی و زندگی مدرن داریم همه را مدیون انقلاب صنعتی و نظام سرمایه داری هستیم. افرادی که بر طبل جهالت و نادانی میکوبند، لابد ترجیح میدهند در جایی مثل کره شمالی زندگی کنند، اما در رفاه و آسایش نباشند. جالبتر اینکه ایوان ماتوویچ هرچند اوایل از اینکه داخل شکم تمساح بود میترسید اما رفته رفته به آن عادت میکند و حتی این نوعی "آسایش و راحتی" برای ایوان ماتوویچ میآورد....
بامزه بود
این داستان با عنوان کروکودیل در کتاب رویای آدم مضحک که شامل 7 داستان کوتاه از داستایفسکی است و به همت نشر ماهی و با برگردان آقای رضا رضایی چاپ شده هم موجوده.. داستان طنز جالبی داره و داستایفسکی در این داستان جریان ورود سرمایه از غرب به روسیه و همچنین غرب دوستی روسها رو به باد انتقاد گرفته.
تمساح بنظرم نماد سرمایه است و نزد اروپائیان،سرمایه که همان تمساح باشد ارج و قدر بالاتری نسبت به انسان دارد. داستایفسکی سرمایه داری غربی را کوبیده بنظرم.
تمساح نماد سرمایه داری نیست. تو فرهنگ غربی خوک نماد سرمایه داری و زندگی آزمندانه اس
کتاب جمع و جور و کوچکی است که زمان زیادی برای خواندن نیاز ندارد. مقدمه مفیدی از مترجم دارد و مقدمه ناشر اول هم خودش یک داستان جذاب و گیرا بود. ایده اصلی داستان جالب است و طنز خاص روسها هم در کتاب دیده میشود.
من این کتاب خریدم بعد دیدم تو کتاب رویای آدم مضحک نشر ماهی این داستان وجود داره و خیلی ترجمه بهتری ام نسبت به این نسخه داره دوستان میتونن خودشون بخونن و قضاوت کنن
داستان جالب و خوبی بود با ترجمه درجه یک آقای بابک شهاب