کتاب کار از کار گذشت The Chips Are Down


  • قیمت : ۹,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
  • تنها 1 عدد از این کتاب باقی مانده

معرفی کتاب کار از کار گذشت اثر ژان پل سارتر

محمدعلی فائزی محمدعلی فائزی

اِو و پی یر تا به حال یکدیگر را ملاقات نکرده اند. در ابتدای کتاب کار از کار گذشت، اِو به شدت مریض است و نمی داند که شوهرش آندره، به منظور ازدواج با خواهر او، لوست، و به جیب زدن پول های آن ها، او را مسموم کرده است. پی یر از طرفی دیگر، نقشه ی قیامی انقلابی را در سر می پروراند اما توسط دوستش، لوسین، کشته می شود. اِو و پی یر نمی دانند که مدتی از زمان مرگ آن ها گذشته است. این دو شخصیت، همزمان با این که به شکل نامرئی در میان زندگان قدم می زنند، با واقعیت های متفاوتی درباره ی زندگی خود مواجه می شوند. اِو و پی یر در صف مرگان در دنیای پس از مرگ درمی یابند که در زندگی آن ها اشتباهی صورت گرفته و این دو باید در زمان زنده بودن، عاشق و معشوق یکدیگر می بوده اند. این دو شخصیت در دنیای پس از مرگ با هم ملاقات می کنند و طبق قانونی خاص، به اِو و پی یر اجازه داد می شود تا به زمین برگردند و ثابت کنند که آن ها برای یکدیگر ساخته شده اند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی کار از کار گذشت



انتشارات: جامیجامی
نویسنده: ژان پل سارتر ژان پل سارتر
مشخصات کتاب کار از کار گذشت
قطع :رقعی
شابک :978-964-7468-73-2
وزن :190
تعداد صفحه :164
سال انتشار شمسی :1390
سال انتشار میلادی :1947
سری چاپ :1

ویژگی ها کتاب کار از کار گذشت

ژان پل سارتر برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1964

فیلمی بر اساس این کتاب در سال 1947 ساخته شده است.

نکوداشت های کتاب کار از کار گذشت
It perfectly tackles issues such as freedom and predestination, life after death, and absurdity.
این اثر به شکلی بی نقص به مسائلی چون آزادی و سرنوشت، زندگی پس از مرگ و معناباختگی می پردازد.
Spkfrnch

It stands as a classic example of the existentialist movement in the last century.
این اثر، نمونه ای کلاسیک از جنبش اگزیستانسیالیسم در قرن گذشته است.
Lymeline

Deeply thought provoking.
عمیقا تفکربرانگیز.
Katevents

بخش هایی از کتاب کار از کار گذشت (لذت متن)
ما بازی زنده ها را تماشا می کنیم و ورق های هر چهار دست را می خوانیم. خیلی تفریح دارد. مخصوصا این فکر برای ما لذت دارد که خیال می کنیم اگر ورق ها دست ما بود خیلی بهتر از آن ها بازی می کردیم.

رفیق پی یر می گوید: - وقتی انسان می میرد زندگانیش را بیهوده از دست می دهد. پی یر می گوید: - نخیر؛ من اینطور نیستم. من اگر زود نمی مردم منظورم را انجام می دادم. افسری که روی یک صندلی کنار میز نشسته با لحن تمسخرآمیزی می گوید: - ما هم همین خیال را می کردیم. مرده های جوان همیشه از این خیال ها می کنند.

- یادتان هست به شما گفتم حاضرم روحم را بدهم و یک بار دیگر زنده شوم تا با شما برقصم؟ - من هم حاضر بودم روحم را بدهم و در مقابل بتوانم واقعا شما را در آغوش بگیرم و نفس شما را احساس نمایم.