کتاب درد مختصر و آسایشگاه The hothouse & A slight Ache


  • قیمت : ۱۰,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب درد مختصر و آسایشگاه اثر هارولد پینتر

ایران کتاب ایران کتاب

کتاب پیشرو، دربردارنده ی دو نمایشنامه ی درد مختصر و آسایشگاه است. نمایشنامه ی آسایشگاه، طنز سیاهی است که در یک آسایشگاه روانی دولتی می گذرد و داستان نقشه ی شوم یک قتل، و فساد و کاستی های جامعه ای مستأصل را به تصویر می کشد. در زیر ظاهر طنزآمیز این نمایشنامه، مفاهیمی هشداردهنده در مورد نظامی بروکراتیک نهفته است که در ظاهر قرار بوده زندگی مردم را بهبود بخشد اما در واقعیت، انسان ها را تبدیل به اعداد و ارقامی کرده که هویت شان، به سادگی هرچه تمام تر، فراموش شدنی است. درد مختصر، نمایشنامه ای تراژیکمدی است که به رویاها و آرزوهای یک زن و شوهر می پردازد. عمده ی توجه داستان بر ترس شخصیت مرد از ناشناخته ها، پیر شدن و گم کردن هویت منعطف است. پینتر در این نمایشنامه، تهدید را مفهومی درونی و هستی شناسانه معرفی می کند و نه خطری که از منبعی در خارج از کنترل فرد، ناشی می شود.

خرید و معرفی کتاب خواندنی درد مختصر و آسایشگاه



انتشارات: سبزانسبزان
مشخصات کتاب درد مختصر و آسایشگاه
قطع :رقعی
شابک :978-600-5033-21-2
وزن :166
تعداد صفحه :168
سال انتشار شمسی :1389
سال انتشار میلادی :1961
سری چاپ :2

ویژگی ها کتاب درد مختصر و آسایشگاه

هارولد پینتر برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 2005

نکوداشت های کتاب درد مختصر و آسایشگاه
Hothouse is wild, impudent, and fiercely funny.
آسایشگاه، اثری طوفانی، گستاخانه و بسیار طنزآمیز است.
Newsweek Newsweek

Pinter is an incandescence; he glows in the dark, and the glow and the dark are equally of his making.
پینتر، بارقه ای از نور است؛ او در تاریکی می درخشد و تاریکی و درخشش، به یک میزان ساخته ی دست او هستند.
New Yorker New Yorker

Pinter is one of the twentieth century’s most influential playwrights.
پینتر، یکی از تأثیرگذارترین نمایشنامه نویسان قرن بیستم است.
Weekend Edition

بخش هایی از کتاب درد مختصر و آسایشگاه (لذت متن)
فلورا: بگو ببینم. تو زن داری؟ از زن ها خوشت می آد؟ تو هیچ وقت... شده به زن فکر کنی؟ و لختی بعد: فلورا: گمونم معاشقه دیگه معنی شو برات از دست داده. حتی بهش فکر هم نمی کنی؟ دیگه به ذهنتم خطور نمی کنه که معاشقه برای مردم یه فعالیت حیاتیه.

بهش گفتم: نه جانم، ... آخه تو چطور همچین فکری کردی؟ اینجا آسایشگاهه. مادر 6457 گفت: آهان. که این طور. خوب، مگه اینجا به اندازه ی کافی آسایش نداشت که باید می بردنش استراحتگاه؟ گفتم: ای بابا، خانم 6457، موضوع به این سادگی هام که فکر می کنی نیست... بعضی وقت ها آدم باید اول آسایش داشته باشه، بعد استراحت کنه. بعضی وقت هام برعکسه. در هر حالت، چه این حالت چه اون حالت، اول از همه، صلاح و مصلحت خود بیماری بررسی می شه. بعد گفتم: با این حساب، خیالت راحت باشه. اگه پسرت رو از اینجا بردن یه جای دیگه، حتما به صلاح خودش بوده.