کتاب جنگل نروژی

Norwegian Wood

  • قیمت : ۲۹,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : ناموجود
انتشارات: نوای مکتوبنوای مکتوب
مترجم: معصومه عمرانی

معرفی کتاب جنگل نروژی اثر هاروکی موراکامی

کتاب جنگل نروژی، رمانی نوشته ی هاروکی موراکامی است که برای اولین بار در سال 1987 به انتشار رسید. تورو، دانشجویی جوان و آرام در توکیو است که عاشق و شیفته ی دختری زیبا و باهوش به نام نائوکو است. اما مرگ بهترین دوست آن ها در سال ها قبل، تأثیر زیادی بر احساس دو طرفه ی آن ها گذاشته است. تورو با گذشت زمان، خود را به زندگی دانشگاهی، و تنهایی و انزوای آن عادت می دهد اما فشار و مسئولیت های زندگی روزمره برای نائوکو غیر قابل تحمل شده است. هر چه نائوکو بیشتر در دنیای درونی خود فرو می رود، تورو بیشتر و بیشتر به سوی دیگران کشیده شده و جذب دختری مستقل و بی پروا می شود. رمان جنگل نروژی، داستانی گزنده درباره ی روابط عاشقانه ی دانشجویی جوان است و مخاطب را با خود به دنیای پرفراز و نشیب و تکرارنشدنی عشق اول می برد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی جنگل نروژی


ویژگی ها کتاب جنگل نروژی

جزو لیست کتاب هایی که به بیشترین زبان های دنیا ترجمه شده اند

فیلمی بر اساس این کتاب در سال 2010 ساخته شده است.

مشخصات کتاب جنگل نروژی
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-95760-0-5
تعداد صفحه :284
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1987
سری چاپ :7
بیشتر بخوانید

9 دلیل برای به آغوش کشیدن رمان های هاروکی موراکامی

موراکامی تا به حال 30 کتاب نوشته، چندین و چند جایزه ی معتبر را از آن خود کرده و آثارش به 50 زبان مختلف ترجمه شده است. او را همچنین می توان محبوب ترین نویسنده ی حال حاضر دنیا برشمرد

نکوداشت های کتاب جنگل نروژی
A subtle, charming and profound story.
داستانی پرظرافت، جذاب و ژرف.
Publishers Weekly Publishers Weekly

Deeply moving, beautifully written, darkly comic.
عمیقا تکان دهنده، خوش ساخت و با طنزی تاریک.
Library Journal Library Journal

A masterly novel.
رمانی استادانه.
New York Times New York Times

بخش هایی از کتاب جنگل نروژی (لذت متن)
هجده سال گذشته بود، اما هنوز می توانستم تک تک جزئیات آن روز را در مرغزار به خاطر بیاورم. حافظه چیز مسخره ای است. زمانی که آنجا به سختی به آن توجه داشتم. هرگز فکر نکردم که آن لحظه، اثری دراز مدت روی من خواهد گذاشت. قطعا تصورش را هم نمی کردم که هجده سال بعد، آن منظره را با همه ی جزییاتش به خاطر خواهم آورد. آن روز، به منظره ی پیش رویم ذره ای هم اهمیت نداده بودم. به خودم فکر می کردم. به دختر زیبایی که کنارم قدم بر می داشت، فکر می کردم. به با هم بودن مان و دوباره به خودم فکر می کردم. در آن سن خاص بودم، در آن دوره از زندگی که هر منظره، هر احساس، هر فکری مانند بوم رنگ به خودم بر می گشت و بدتر از آن، عاشق بودم، یک عشق با تمام پیچیدگی هایش. تماشای منظره، آخرین چیزی بود که به ذهنم خطور می کرد.

اگر ذهنم را آرام کنم، از هم فرو می پاشم. همیشه این گونه زندگی کرده ام و این تنها راهی است که برای ادامه ی زندگی بلدم. اگر برای یک ثانیه آرام بگیرم، دیگر هرگز نمی توانم راهم را پیدا کنم. تکه تکه می شوم و تکه هایم را باد با خود خواهد برد.

به روش خودم از یک سالی که همراهم بودی، از تو سپاسگزارم. اگر هیچ چیز دیگر را باور نمی کنی، لطفا این را باور کن. این تو نبودی که به من صدمه زدی. من خودم این کار را کردم و این چیزی است که واقعا احساس می کنم. اما در حال حاضر آماده ی دیدنت نیستم. دوست دارم تو را ببینم، ولی برای این دیدار آماده نیستم. لحظه ای که احساس کنم آماده ام، برایت می نویسم. آن زمان شاید بتوانیم یکدیگر را بهتر بشناسیم. همان طور که گفتی،شاید این کاری است که باید انجام دهیم: بهتر شناختن یکدیگر.