کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است My Grandmother Asked Me to Tell You She's Sorry


  • قیمت : ۲۸,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است اثر فردریک بکمن

ایران کتاب محمدعلی فائزی

کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است، رمانی جذاب و به یادماندنی اثر نویسنده ی رمان بسیار محبوب «مردی به نام اوه»، فردریک بکمن است. السا، دختری هفت ساله و متفاوت است. مادربزرگ السا، پیرزنی دیوانه، عجیب و غریب و بهترین و تنها دوست اوست. السا شب ها به دنیای قصه های شیرین و جذاب مادربزرگ پناه می برد؛ دنیایی که در آن، همه متفاوتند و هیچکس مجبور نیست که معمولی باشد. زمانی که مادربزرگ السا از دنیا می رود و چندین و چند نامه برای عذرخواهی از افراد مختلفی از خود به جای می گذارد، بزرگترین ماجراجویی دخترک آغاز می شود. نامه های مادربزرگ، السا را به آپارتمانی پر از آدم های مست، سگ های شکاری و پیرزن های کاملاً معمولی می کشاند و همچنین، حقایقی درباره ی قصه های پریان، داستان های پادشاهان و مادربزرگی منحصر به فرد را برای او آشکار می سازد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است



مشخصات کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است
قطع :رقعی
شابک :978-600-7141-89-2
وزن :390
تعداد صفحه :400
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2013
سری چاپ :4

ویژگی ها کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

نکوداشت های کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است
Elsa will easily work her way into the hearts of readers.
السا به راحتی جای خود را در قلب مخاطبین پیدا می کند.
Booklist Booklist

If you miss it, you’ll never forgive yourself.
اگر این کتاب را از دست بدهید، هیچ وقت خود را نخواهید بخشید!
Business Insider

A delightful story.
داستانی لذت بخش.
St. Louis Post-Dispatch

بخش هایی از کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است (لذت متن)
فقط آدم های پرمدعای دنیای واقعی که هیچ چیز را بهتر نمی دانند ممکن است جمله ای تا این حد احمقانه بگویند که «فقط یک کابوس بوده.» هیچ «فقط» کابوسی وجود ندارد؛ کابوس ها موجودات زنده هستند، ابرهای سیاه و کوچک ناامنی و اندوه که شب ها وقتی همه خواب اند یواشکی بین خانه ها رفت و آمد می کنند، همه در و پنجره ها را امتحان می کنند تا راه ورودی پیدا کنند و اضطراب به بار بیاورند.

السا هالووین را دوست دارد: چون در هالووین متفاوت بودن عادی است.

یا وقت هایی که مامان بزرگ تو بیمارستان سیگار می کشد و سیستم اعلام حریق روشن می شود و وقتی نگهبان ها مجبورش می کنند سیگارش را خاموش کند، غر می زند و سروصدا می کند که «گندش بزنن، این روزها همه اش باید مراقب باشی کاری نکنی که به کسی بربخوره!» یا آن دفعه که مامان بزرگ توی باغچۀ بریت ماری و کنت درست زیر بالکنشان یک آدم برفی درست کرد و لباس آدم بزرگ ها را تنش کرد؛ از دور مثل این بود که یک نفر از پشت بام افتاده باشد پایین.