کتاب غرب غم زده

The Lonesome West

  • قیمت : ۱۲,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
  • تنها 1 عدد از این کتاب باقی مانده
انتشارات: بیدگلبیدگل

معرفی کتاب غرب غم زده اثر مارتین مک دونا

کتاب غرب غم زده، نمایشنامه ای تحسین شده اثر نویسنده ی ایرلندی، مارتین مک دونا است که برای نخستین بار در سال 1997 انتشار یافت. این نمایشنامه، پر از جملات طنزآمیز، گزنده، هوشمندانه و منحصر به فرد مک دونا است. داستان این کتاب به دو برادر با نام های ولین و کلمن می پردازد که پس از مرگ پدرشان به تنهایی در خانه ی او زندگی می کنند. برای آن ها غیر ممکن است که روزی را بدون دعوا و مشاجره بر سر ساده ترین و بی اهمیت ترین موضوعات روزمره سپری کنند. تنها کشیشی جوان به نام پدر ولش است که فکر می کند آمادگی این را دارد که قبل از تبدیل شدن جر و بحث های جزئی این دو برادر به جنگی تمام عیار و خونین، میان آن ها آشتی و صلح برقرار کند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی غرب غم زده


ویژگی ها کتاب غرب غم زده

برنده ی جایزه ی آلفرد رادوک سال 2002

این کتاب با نام «غرب مغموم» توسط افراز نیز به چاپ رسیده است.

مشخصات کتاب غرب غم زده
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-7806-50-0
تعداد صفحه :120
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1997
سری چاپ :3
نکوداشت های کتاب غرب غم زده
Hilarious and exciting.
فوق العاده خنده دار و هیجان انگیز.
Daily Telegraph Daily Telegraph

An extraordinary play.
نمایشنامه ای خارق العاده.
Guardian Guardian

One of the great events of the contemporary Irish theatre.
یکی از بزرگترین رویدادهای تئاتر معاصر ایرلند.
Irish Times

بخش هایی از کتاب غرب غم زده (لذت متن)
کلمن: کتری هم حواله م بکنی، من دست به اجاق تو نمی زنم. ولین: همینه که می گی، اجاق من. کلمن: پول کوفتی هم بدی، دست به اجاقت نمی زنم. ولین: خب من پول کوفتی نمی دم که تو دست بزنی به اجاق من. کلمن: خودم خوب می دونم پول نمی دی، توی کوفتی ای که آب از دستت نمی چکه.

کلمن: همیشه بهترین هان که می رن جهنم. من با اینکه زدم کله ی بابای بینوا رو پکوندم، احتمالا صاف برم بهشت. تا وقتی اعتراف می کنی جات تو بهشته. کاتولیک بودن اینش خوبه. می تونی با تیر کله ی باباتو بزنی و اصلا هم مهم نباشه. ولین: خب یه کم که مهم هست. کلمن: یه کم مهم هست ولی خیلی نه.

ولین: تو کشیش خوبْ منطقه ای هستی ها، یکی شون خانومشو کشته، با تبر زده فرق سرش، اون یکی مامانشو، با سیخ بخاری مغزشو درآورده، اون وقت کاری که تو باهاشون می کنی فقط گپ زدنه؟ هوه آره دیگه. ولش: قطعا کاری که من می تونم بکنم اینه که اگه دادگاه و پلیس... ولین: دادگاه و پلیس برن به جهنم. شنیده م یارویی که تو نماینده شی مقامش بالاتر از دادگاه و پلیس کوفتی بوده. ولش: (غمگین) من هم همینو شنیدم قطعا. حتما اشتباه شنید ه م دیگه. انگاری خدا تو این شهر اختیاری نداره. اصلا هیچ اختیاری نداره.