کتاب سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی

The fall of Isfahan according to Krasinsky
کد کتاب : 8303
شابک : 9786006220307
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 108
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2018
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 18 آذر

معرفی کتاب سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی اثر جواد طباطبایی

"سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی" اثری است که توسط "جواد طباطبایی" تدوین و بازنویسی شده و حمله ی افغان ها و داستان ناگوار "سقوط اصفهان" را بر اساس گزارشات یک راهب یسوعی اهل لهستان به نام "یوداش تادوش کروسینسکی" روایت کرده است. "کروسینسکی" از افراد با پخته و فرهیخته ای بود که به دستور پادشاه فرانسه و پاپ وقت، جهت تبلیغ دین مسیحیت به ایران آمد و بیش از دو دهه در کشورمان سکونت داشت. "جواد طباطبایی" گزارشات این مبلغ مسیحی را تنها متنی می داند که به بررسی ریشه ای، علت یابی تاریخی و روند نابودی سلطان حسین صفوی و نهایتا شکست مفتضحانه ی حکومت صفویه و"سقوط اصفهان" می پردازد. با توجه به این که ایران در زمان صفویه، یکی از حکومت های قوی جهان و قدرتی بزرگ در برابر نیروهای عثمانی بود، "سقوط اصفهان" نه تنها در تاریخ ایران، بلکه در تاریخ کشورهای اروپایی نیز رویدادی مهم در عصر خود به حساب می آید.
با توجه به مدت زمان طولانی اقامت "کروسینسکی" در شهر اصفهان، وی این شهر را در دوران پیش از جنگ، در بحبوبه ی حمله ی افغان ها، پس از سقوط و سپس زیر یوغ حکومت افغان و کشتار و خونریزی های آنان دیده بود؛ به همین جهت گزارشات وی از نظر میزان اعتبار و گستردگی و مقایسه، بسیار شایان توجه اند. "کروسینسکی" تمامی این اتفاقات را در سه بخش اصلی تقسیم بندی کرده که بخش اول شامل یورش افغان ها، محاصره و تسخیر پایتخت، کناره گیری پادشاه از قدرت و حکمرانی محمود افغان و جانشینش به مدت دو سال و نیم می باشد. بخش دوم به ریشه های این حمله و بخش سوم نیز به بی نظمی ها و آشوب ایجاد شده در کشور به دلیل حکمرانی ضعیف پادشاهی ناتوان اشاره دارد.

کتاب سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی

جواد طباطبایی
سید جواد طباطبایی (زادهٔ ۲۳ آذر ۱۳۲۴)استاد و پژوهشگر ایرانی در زمینهٔ فلسفه و تاریخ و سیاست است. او عضو سابق هیئت علمی و معاون پژوهشی دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران است. وی از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۵ مشغول تدریس در مؤسسه مطالعات سیاسی-اقتصادی «پرسش» بوده‌است.
دسته بندی های کتاب سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی
قسمت هایی از کتاب سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی (لذت متن)
وقتی لشگریان محمود افغان اصفهان را محاصره کردند بهای مواد غذایی تا پایان اردیبهشت ماه مناسب بود. در خرداد ماه اندکی گران تر شد، اما باز هم قابل تحمل بود. مردم اصفهان در ماه های تیر و مرداد مجبور شدند از گوشت قاطر، اسب و الاغ تغذیه کنند، اما از آن پس گوشتی در بازار دیده نشد. در پایان این دوره ، هر شقه گوشت اسب بر هزار سکه بالغ شد. در ماه های شهریور و مهر ، به خوردن سگ و گربه قناعت شد و چندان خوردند که نسل این حیوان منقرض شد . در این اوضاع شخصی تعریف می کرد که زنی را دیدم که گربه ای را گرفته بود و می خواست او را خفه کند گربه تلاش می کرد از دست او فرار کند اما زن خطاب به حیوان می گفت: کوشش تو بی نتیجه است من ترا خواهم خورد. در مهر ماه، گندم نایاب و در فاصله ی یک ماه بهای نان دو برابر شد. برگ و پوست درختان را وزن کرده، می فروختند. حتی ریشه ی خشک شده ی درختان را نیز آرد، با جو مخلوط و از آن نان درست می کردند. چرم کفش های کهنه را در آب جوشانده و می خوردند و مدت زمانی، این یکی از غذاهای رایج مردم اصفهان بود. از آن پس نوبت به خوردن گوشت انسان رسید. کوچه ها پر از اجساد مردگان بود و برخی در خفا گوشت آن ها را بریده، می خوردند. گاهی مردم گوشت کودکانی را که از گرسنگی مرده بودند می خوردند. وضع اصفهان در آن زمان چنان وخیم بود که مرده ها را دفن نمی کردند بلکه آن ها را در کوچه ها ها رها می کردند و مردم مجبور بودند از روی اجساد در حال متلاشی شدن عبور کنند. گفته شده که تا یکسال بعد هم آب زاینده رود قابل استفاده نبود ...