موشکی به نام گالیله

Rocket Ship Galileo

مشخصات کتاب موشکی به نام گالیله
مترجم :کاترینا ورزی
شابک :978-600-6885-63-6
قطع :رقعی
تعداد صفحه :236
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :1947
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :5 تیر

از کتاب های پرفروش در آمریکا

فیلمی بر اساس این کتاب در سال 1950 ساخته شده است.

معرفی کتاب موشکی به نام گالیله اثر رابرت انسون هاینلاین | ایران کتاب

کتاب موشکی به نام گالیله، رمانی نوشته ی رابرت انسون هاینلاین است که اولین بار در سال 1947 منتشر شد. راس جنکینز، آرت مولر و موریس آبرامز، با سایر دانش آموزان دبیرستانی متفاوت هستند. در حالی که بقیه ی بچه ها با ماشین هایشان در حال گشت و گذار هستند و یا بیسبال بازی می کنند، این سه نفر که با نام «باشگاه گالیله» شناخته می شوند، بر روی سوخت موشک آزمایش می کنند و به تحصیلات آینده ی خود در کالج های فنی می اندیشند. عموی آرت، فیزیکدان هسته ای دکتر دانلد کارگریوز، فرصتی بی نظیر را در اختیار آن ها قرار می دهد: ساختن و نشستن در موشکی که آن ها را به ماه خواهد برد. کارگریوز معتقد است اشتیاق و استعداد این سه نفر می تواند رویای آن ها را به واقعیت تبدیل کند. اما افرادی وجود دارند که نمی خواهند این آرزو محقق شود و برای جلوگیری از پرتاب موشک، دست به هر کاری می زنند.

کتاب موشکی به نام گالیله

رابرت انسون هاینلاین
رابرت انسون هاینلاین، زاده ی 7 جولای 1907 و درگذشته ی 8 می 1988، نویسنده ی آمریکایی بود.دوران کودکی هاینلاین در کانزاس سپری شد. او از آکادمی نیروی دریایی ایالات متحده فارغ التحصیل شد و پس از آن به خدمت در نیروی دریایی مشغول گشت. اما هاینلاین در سال 1934 به علت ابتلا به بیماری مجبور به ترک نیروی دریایی شد.او سپس چندین هفته در کلاس های ریاضی و فیزیک دانشگاه کالیفرنیا حضور یافت اما خیلی زود یا به دلیل بیماری و یا به دلیل علاقه به سیاست از این کلاس ها کناره گیری کرد.او برای کسب پول بیشتر و پرداخت...
نکوداشت های کتاب موشکی به نام گالیله
One of Heinlein’s most influential books.
یکی از تأثیرگذارترین کتاب های هاینلاین.
Amazon Amazon

An exciting and smart classic.
یک اثر کلاسیک هیجان انگیز و هوشمندانه.
Biblio

قسمت هایی از کتاب موشکی به نام گالیله (لذت متن)
سه پسر نوجوان مقابل دیواری بتونی که بلندتر از قد آن ها بود و حدود سی متر طول داشت، دور هم جمع شده بودند. دیوار آن ها را از پایه ی فولادی محکمی که در زمین قرار گرفته بود، جدا می کرد. پرتابه ی آزمایشی فلزی نوک تیز و سیاهی با ظاهری زشت و نفرت انگیز به پایه متصل شده بود موشکی بود که در هر طرف آن قطعات اتصال باله های کوچک دیده می شد، اما از خود باله ها خبری نبود. این موشک را برای آزمایش های علمی به زمین زنجیر کرده بودند.

آرت پرید وسط دعوا و گفت: «هر دوتا فراموشش کنین. پس ما یه موشک دیگه رو منفجر کردیم. مگه حالا چی شده؟ یکی دیگه می سازیم. هر اتفاقی افتاده باشه، همین جا توی دوربین من ضبط شده. حالا بریم یه نگاهی به لاشه ی موشک بندازیم.» و راه افتاد تا از لبه ی دیوار عبور کند.

به اصرار والدین راس، که صاحب زمین بودند، دور محل آزمایش نرده ی سیم خارداری کشیده بودند تا هنگام آزمایش های سه نوجوان، موجودات چهارپا و دوپا وارد میدان آتش نشوند. دروازه ی این نرده درست در پشت دیوار بتونی و در فاصله ی پانزده متری اش بود. از زمان شروع آزمایش تا به حال آن ها فرصت نداشتند به سوی دروازه نگاه کنند؛ در واقع، توجه آن ها چنان بر روی موشک متمرکز شده بود که فقط اتفاقی مانند زلزله ممکن بود حواسشان را پرت کند.