کمیسر برونتی یاد می گیرد که هیچ کتابی را از روی جلد قضاوت نکند

By its Cover

  • قیمت : ۲۷,۰۰۰ تومان
  • قیمت برای شما : ۲۱,۶۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: چترنگچترنگ
نویسنده: دونا لئون دونا لئون

معرفی کمیسر برونتی یاد می گیرد که هیچ کتابی را از روی جلد قضاوت نکند اثر دونا لئون

کتاب کمیسر برونتی یاد می گیرد که هیچ کتابی را از روی جلد قضاوت نکند، رمانی معمایی نوشته ی دونا لئون است که در سال 2014 منتشر شد. در یک بعد از ظهر از طرف کتابخانه ای مهم و معتبر در ونیز با کمیسر برونتی تماسی گرفته می شود و او درمی یابد که صفحه هایی از چندین کتاب نایاب و ارزشمند ربوده شده است. پس از انجام تحقیقاتی مختصر، جواب پرونده آشکار به نظر می رسد: مجرم حتماً همان کسی است که درخواست گرفتن این کتاب ها را داشته، یعنی پروفسوری آمریکایی از دانشگاه کانزاس. اما تنها مشکل این جاست که این مرد، کتابخانه را ترک کرده و پس از بررسی مدارکش مشخص شده که چنین پروفسوری اصلاً وجود ندارد. با پیشروی تحقیقات، تعداد مظنونین افزایش پیدا می کند و پس از کشته شدن مردی به ظاهر بی آزار که سه سال به کتابخانه می آمده و کتاب های مذهبی می خوانده، کمیسر برونی مجبور می شود عقاید خود درباره ی گناهکاری و بی گناهی را زیر سؤال ببرد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی کمیسر برونتی یاد می گیرد که هیچ کتابی را از روی جلد قضاوت نکند


ویژگی ها کمیسر برونتی یاد می گیرد که هیچ کتابی را از روی جلد قضاوت نکند

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

مشخصات کمیسر برونتی یاد می گیرد که هیچ کتابی را از روی جلد قضاوت نکند
نوع جلد :شومیز
قطع :پالتویی
شابک :978-600-95942-8-3
تعداد صفحه :304
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2014
سری چاپ :1
نکوداشت های کمیسر برونتی یاد می گیرد که هیچ کتابی را از روی جلد قضاوت نکند
It will both delight and strike fear into bibliophiles’ hearts.
این اثر، باعث لذت و ترس کتاب دوستان خواهد شد.
Boston Globe Boston Globe

This is one of Leon’s most-loved adventures.
این کتاب، یکی از محبوب ترین داستان های ماجرایی لئون است.
Booklist Booklist

For readers who love books.
برای مخاطبینی که عاشق کتاب ها هستند.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

بخش هایی از کمیسر برونتی یاد می گیرد که هیچ کتابی را از روی جلد قضاوت نکند (لذت متن)
گیلو، علیرغم وکیل بودن، هیچوقت دروغ نگفت؛ حداقل به دوستانش.

وقتی وارد دفتر کوچکی شد که معمولا سینیورینا ایلترا در آن می نشست، صندلی او خالی بود و صفحه کامپیوتر روشنایی اش را در آن اتاق متروکه می پراکند. هفته های اخیر اغلب اوقات پشت میزش نبود. معاون پاتا که مستقیما مافوق او بود، یا متوجه نشده بود و یا به احتمال قوی تر، جرأت نمی کرد چیزی بپرسد. برونتی فکر می کرد چون سینیورینا ایلترا منشی خودش نیست، او در جایگاهی نیست که سوال کند و حرفی نمی زد. این بار غیاب او به این معنا بود که برونتی باید بدون آمادگی قبلی، با حس وحال معاون رئیس روبه رو می شد. به خودش جرأتی داد و در زد.