آسیب های روانی، باعث شکلگیری برخی از ترسناکترین لحظات در داستان های «پو» می شوند، و دانسته های مخاطبین (و همینطور خود راوی) را از رویدادهای داستان تغییر می دهند.
«تریلرها» روایت هایی سرشار از تعلیق و هیجان هستند و کاراکترهایی را به تصویر می کشند که ترس، پارانویا، یا عطشی برای انتقام به انگیزه هایشان شکل و جهت می دهد.
در این مطلب، با برخی از بهترین کارآگاه های خیالی در دنیای ادبیات داستانی بیشتر آشنا می شویم.
در این مطلب قصد داریم به شکل خلاصه با ویژگی ها و عناصر مهم «داستان نوآر» بیشتر آشنا شویم.
در این مطلب به شکل مختصر با برخی از برترین نویسندگان در «ادبیات آمریکا» آشنا می شویم
این نوع از ادبیات از صحنه های تاریک و دلهره آور و روایت های ملودراماتیک بهره می گیرد تا با ساختن فضاهای عجیب و غریب، پر رمز و راز و ترسناک، ما را به صندلی هایمان میخکوب کند
«ادگار آلن پو» یکی از پیشگامان جنبش رمانتیک در آمریکا بود
داستان های جنایی، یکی از قواعد اساسی قصه گویی را به آشکارترین شکل نشان می دهند: «علت و معلول»
بخش زیادی از چیزی که آن را «زندگی طبیعی انسان» می نامیم، از ترس از مرگ و مردگان سرچشمه می گیرد.
ضرباهنگ سریع، طرح داستانیِ یک وجهی، و وجود ایجاز از ویژگی های «داستان های کوتاه» هستند
در این مقاله توضیح می دهیم که شهرها و عواطف مربوط به آن ها—اغلب لندن، اما دوبلین برای «جیمز جویس»—در شکل گیری آثار «ادبیات مدرن» در اواسط قرن نوزدهم میلادی چه نقشی داشتند.
ماجرای مرگ اسرارآمیز ادگار آلن پو، انگار مستقیماً از صفحات یکی از آثار خود او برداشته شده است. او مردی عاشق ماجراجویی و شیفته ی معماها و اسرار بود
زمانی در تاریخ بشر، تمامی آثار ادبی به نوعی فانتزی به حساب می آمدند. اما چه زمانی روایت داستان های فانتزی از ترس از ناشناخته ها فاصله گرفت و به عاملی تأثیرگذار برای بهبود زندگی انسان تبدیل شد؟
داستان های ادگار آلن پو چنان واقعی است که فقط آن لحظه که پایان می یابد و پاهای خواننده محکم بر زمین سرد و سخت واقعیت کوبیده می شود قدر و قیمت فضای تخیلی نابش به چشم می آید.
نوشتههای این نویسنده رو واقعا دوست دارم . معمولاً علاقه به سبک ترسناک تخیلی ندارم کم پیش میاد داستان یا فیلم ترسناکی که تخیلی هست برام جالب باشه اما داستانهای ایشون عالیه. گهگاهی تخیلی هم توش هست مثل نقاب مرگ سرخ که پایانش کمی ماورایی طور شد اما بازم جالبه اکثراً منطقی هستن و واقع گرایانه اما اون فضای تاریک و پر استرس رو هم حفظ میکنه . اشعارش هم دوست دارم . به خصوص زبان اصلیشون رو . برای مثال شعر کلاغ . در زبان انگلیسی سخته که هر بیت آخرش قافیهی مناسب داشته باشه کلمات انگلیسی هم آوا پیدا کردن براشون سخته که هم آوا باشند و هم اینکه به متن بیاد که معمولاً میبینیم به همین دلیل قافیه تو فارسی بیشتر رعایت میشه تا انگلیسی . برای همین واسم خیلی جالب بود خواندن زبان انگلیسی اشعار ایشون . به علاوه با وجود قدیمی بودن و تفاوت سبک نگارش اون موقع فهمش هم راحتتر هست . تا اینجا از اشعارشون ، شعر کلاغ و داستان هاشون به نظرم قتل خیابان مورگ ، سوسک طلایی و چاه و آونگ خیلی جالب بودن . برای اشعار پیشنهاد میدم زبان اصلی بخونید .