آلن دوباتن چگونه زندگی شما را دگرگون می کند؟

آلن دوباتن، فیلسوف و نویسنده ی سوئیسی-انگلیسی همواره به دنبال پاسخی برای مهمترین پرسش های زندگی انسان بوده است.

 

حتماً تا به حال بارها و بارها این سؤال در ذهنتان جرقه زده است: چگونه خوب زندگی کنیم؟

آلن دوباتن، فیلسوف و نویسنده ی سوئیسی-انگلیسی همواره به دنبال پاسخی برای مهمترین پرسش های زندگی انسان بوده است. پس اگر می خواهید با نویسنده ای آشنا شوید که از عشق، دین، روابط، ازدواج، شغل، هنر، سیر و سفر و بزرگ ترین سؤالات انسان می گوید، با ایران کتاب همراه شوید تا آلن دوباتن را بیشتر بشناسیم. این نویسنده ی جویای حقیقت، هر آنچه از فلسفه آموخته را کاربردی می کند و در کتاب هایش با ما در میان می گذارد.

چرا فلسفه؟

اگر به نظرتان فلسفه، عجیب و غریب، سنگین و خسته کننده است، حتماً به سراغ یکی از کتاب های دوباتن بروید. «تسلی بخشی های فلسفه» برای شروع، گزینه ی خوبی است. دوباتن نویسنده ای است که در آثارش توانسته با کاربردی کردن فلسفه و بسط دادن آن به زندگی روزمره، هر خواننده ای را به فلسفه علاقه مند کند. اما فلاسفه چه کسانی هستند؟ چه می کنند؟ و چرا به آن ها نیاز داریم؟ 

خوشبختانه، پاسخ این سؤال در خود کلمه ی «فلسفه» (Philosophy) قرار دارد. در زبان یونانی، Philo به معنی عشق یا خود را وقف چیزی کردن و Sophia به معنی خِرد است. پس فلاسفه کسانی هستند که خود را وقف خِرد و حکمت کرده اند. 

اما کلماتی مثل خِرد یا حکمت ممکن است انتزاعی به نظر برسند، در حالی که به نظر دوباتن، مفهوم این کلمات، لزوماً رمزآمیز نیست. آلن دوباتن خردمندی را تلاش برای داشتن یک زندگی خوب با وجود همه ی شرایط سخت آن می داند. او معتقد است که هدف از خردمند بودن، کسب رضایت است و می گوید نباید «رضایت» را با «خوشبختی» اشتباه گرفت. کلمه ی خوشبختی، می تواند به نوعی گمراه کننده باشد، چرا که این کلمه در ذات خود به «خوشی» اشاره دارد و قطعاً زندگی در تمام لحظات، سرشار از خوشی نیست. اما رضایت (که با تغییر جای حروف، واژه ی «ریاضت» را نشان می دهد) به معنی آن است که به گذران زندگی با درد و رنج همراه خواهد بود. بنابراین، فیلسوف کسی است که به دنبال تجربیاتی نظام مند درباره ی چگونگی رسیدن به رضایت می گردد. 

چرا اکثریت مردم خردمند نیستند؟

گفتیم فلاسفه به دنبال راه هایی هستند که انسان از طریق آن ها بتواند به رضایت برسد. اما چرا اکثر مردم نه تنها خودشان خردمند نیستند بلکه به نوعی از فلسفه گریزانند؟ به نظر آلن دوباتن، خردمند نبودن مردم، دلایلی دارد:

نپرسیدن سؤالات بزرگ

معنی زندگی چیست؟ با شغلم چه کار باید بکنم؟ جامعه به چه سویی می رود؟ عشق چیست؟ اکثر ما در مواقعی این سؤالات را در ذهن داریم (اغلب در میانه های شب!) اما از تلاش برای یافتن پاسخ، ناامید می شویم. گاهی حتی از مطرح کردن این سؤالات، خجالت می کشیم و شاید از این که به نظر متظاهر بیاییم و به جایی نرسیم، می ترسیم. اما این سؤالات عمیقاً اهمیت دارند، چرا که با یافتن پاسخ برای آن ها می توانیم انرژی هایمان را به درستی هدایت کنیم.

فلاسفه، کسانی هستند که از این پرسش های بزرگ نمی ترسند. آن ها در طی قرن ها، بزرگ ترین سؤالات را پرسیده اند. آن ها دریافته اند که این سؤالات را می توان به تکه های کوچکتری تقسیم کرد و پرسیدن این سؤالات به هیچ عنوان متظاهرانه نیست. 

غرق شدن در باورهای مشترک

باورهای مشترک همان چیزهایی هستند که از دوستان یا همسایگانمان می شنویم و آن ها را درست تلقی می کنیم. این ها، همان اعتقاداتی هستند که همواره درست انگاشته ایم؛ چیزهایی که بدون فکر کردن به آن ها، پذیرفته ایم. رسانه نیز نقش مهمی در شکل گیری باورهای مشترک دارد و هر روز، اطلاعاتی را که معمولاً درست تلقی می شوند به درون جامعه پمپاژ می کند. آنچه اهمیت دارد این است که باورهای مشترک ممکن است سرشار از تعصب، خطا و غرور باشند. به عبارت دیگر، دیدگاه هایی از قبیل «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو» ممکن است هویت و تفکر را از فرد بگیرند.

فلسفه به ما می گوید همه ی وجوه باورهای مشترک را با تعقل بسنجیم. آیا واقعاً چیزهایی که مردم درباره ی عشق، پول، بچه دار شدن، سفر و شغل می گویند، درست است؟ فلسفه از ما می خواهد خودمان تفکر خود را بسازیم و در این راه، مستقل باشیم. فیلسوف ها این سؤال را در مورد هر ایده ای مطرح می کنند: آیا این ایده منطقی است یا صرفاً فرضیه ای است که چون محبوب است و مدت هاست که درست تلقی می شود، آن را درست می پنداریم؟ 

عدم شناخت کافی از خود

بسیاری از ما دقیقاً نمی دانیم در ذهنمان چه می گذرد. می دانیم یک قطعه ی موسیقی را دوست داریم ولی اگر دلیلش را بپرسند، باید برای پی بردن به چرایی آن تقلا کنیم. وقتی کسی را می بینیم که از او خوشمان نمی آید، نمی توانیم علتش را واضح بفهمیم یا وقتی از کوره در می رویم، بلافاصله نمی توانیم خود را آرام کنیم. ما از فقدان بینش نسبت به عوامل مسبب رضایت و شکایتمان رنج می بریم.

به همین دلیل است که باید ذهن خود را بررسی کنیم. فلسفه به «شناخت خویشتن» متعهد است و اصلی ترین فرمان آن توسط نخستین و بزرگ ترین فیلسوف یونانی، سقراط، بیان شده است: خودت را بشناس.

داشتن تصور غلط از حال خوب

تلاش برای حال خوب، در زندگی همه ی ما وجود دارد. اما مشکل این جاست که راه های نادرستی را برای رسیدن به حال خوب در نظر داریم. به چیزهای کم اهمیت، بیش از حد اهمیت می دهیم و چیزهای مهم دیگر را دست کم می گیریم. چرا در یک جامعه ی مصرف گرا تصمیمات اشتباهی می گیریم؟ چون غرق در زرق و برق های فریبنده و دروغین می شویم. مثلاً تصور می کنیم عوامل بیرونی مانند یک تعطیلات خاص، ماشین یا کامپیوتر جدید، در زندگی مان تغییری بیش از اندازه ایجاد می کنند؛ در حالی که تغییر واقعی از خودمان شروع می شود. شاید قرار است یک پیاده روی طولانی، منظم کردن یک کمد یا زود رفتن به رختخواب حالمان را بهتر کند. کارهایی که زرق و برق ندارند اما می توانند حالمان را به کلی تغییر دهند.

فیلسوف ها به دنبال فعالیت ها و نگرش هایی هستند که می توانند عمیقاً تأثیر بهتری در زندگی مان داشته باشند. نمونه ای از این نگرش را در کتاب «هنر سیر و سفر» ببینید:

آدم وقتی در توصیف یا تصویر کردن مکانی غرق می شود، به آسانی خودش را فراموش می کند. در لندن وقتی که عکس های باربادوس را از نظر می گذراندم، چیزی به یادم نیاورد که آن چشم ها با جسم و ذهنی عجین هستند که به هر کجا سفر کنم با من خواهند آمد. از کتاب «هنر سیر و سفر»

در این جا دوباتن به ما یادآوری می کند که وقتی برای سفری آرمانی برنامه ریزی می کنیم، نباید این نکته را فراموش کنیم که با تغییر صحنه، ممکن است مدتی اوضاع بهتر به نظر برسد. اما رفته رفته همان رفتارهای پیشین را خواهیم داشت. به عبارت دیگر، نمی توانیم با سفر، تغییر محل سکونت و انتخاب روابط جدید، از آنچه که هستیم فرار کنیم؛ چرا که هر جا برویم، خودمان را به همراه می بریم.

غلبه ی احساسات بر منطق

ما موجوداتی احساساتی هستیم و معمولاً این واقعیت ناخوشایند را به طور منظم، فراموش می کنیم. معمولاً این احساسات هستند که ما را به مهلکه می کشانند؛ احساساتی مثل خشم، حسادت یا تنفر. 

در قلب هر سرخوردگی، ساختاری اساسی نهفته است: تقابل یک آرزو  با یک واقعیت سخت و سرکش! از کتاب «تسلی بخشی های فلسفه»

فیلسوف ها به ما می آموزند که درباره ی احساساتمان فکر کنیم و به جای این که اسیر عواطف باشیم، با آگاهی، آن ها را کنترل کنیم. از طریق فهمیدن و تحلیل احساسات می توانیم بفهمیم که آن ها به طور غیرمنتظره ای بر رفتارهای ما تأثیر می گذارند. به همین دلیل، به نظر دوباتن، فیلسوف ها نخستین روان درمانگران بوده اند.

نویسنده ای که از «فلسفه ی زندگی روزمره» می گوید

آلن دوباتن در سال 1969 در شهر زوریخ سوئیس به دنیا آمد و حالا در لندن زندگی می کند. او نویسنده ی کتاب هایی است که خودش به آن ها لقب «فلسفه ی زندگی روزمره» داده است. دوباتن درباره ی عشق، سفر، هنر و ادبیات می نویسد. کتاب های دوباتن همواره در لیست پرفروش ترین ها جا داشته اند. 

آلن، نوشتن را در جوانی شروع کرد. نخستین کتاب او «جستارهایی در باب عشق» زمانی به چاپ رسید که او 23 سال داشت. این کتاب، با جزئیاتی بی نظیر، روند شکل گیری عشق را از شروع تا پایان آن مورد تحلیل قرار می دهد. سبک این کتاب مخلوطی از رمان، خاطرات شخصی و عناصر غیرداستانی است. این اثر دوباتن، در سرتاسر دنیا به طور گسترده ای به فروش رفت و هنوز هم طرفداران زیادی دارد.   

اما «پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند»، به معنای واقعی کلمه، طرفداران جهانی را برای دوباتن به ارمغان آورد. این کتاب به طور ویژه ای در آمریکا موفق بود. دوباتن در این اثر، «خودپروری» را با تجزیه و تحلیل جذاب یکی از خوانده نشده ترین کتاب های ارزشمند در غرب درآمیخت: کتاب چندجلدی «در جست و جوی زمان از دست رفته» نوشته ی «مارسل پروست». 

«تسلی بخشی های فلسفه» اثر بعدی دوباتن، نوای همراهی او با فلسفه بود. دوباتن در دو کتاب «پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند» و «تسلی بخشی های فلسفه» از آرای متفکرین دیگر کمک می گیرد تا ایده هایی را درباره ی مفاهیمی چون دوستی، هنر، حسادت، شوق و عدم کفایت، پرورش دهد؛ رویکردی که برای نویسندگانی چون «سِنِکا» (فیلسوف و نمایشنامه نویس رومی) و «میشل دو مونتنی» (فیلسوف و نویسنده ی دوره ی رنسانس» دور از ذهن نبود.

آلن در کتاب «هنر سیر و سفر» با لحنی شاعرانه و نگاهی شخصی تر به روانشناسی سفر پرداخت: چگونه پیش از دیدن مکان های جدید، آن ها را در ذهن تصور می کنیم؟ چگونه چیزهای زیبا را به یاد می سپاریم؟ چه اتفاقی برایمان می افتد وقتی به بیابان نگاه می کنیم یا هنگامی که در هتلی خارج شهر می مانیم؟

«خوشی ها و مصایب کار» حاصل سفرهای دو ساله ی آلن به همراه یک عکاس و نگاه کردن به مردمی است که در حال کار کردن هستند. چرا کار می کنیم؟ کار کردن چگونه قابل تحمل تر می شود؟ معنی زندگی چیست؟ این کتاب، همزمان، جذابیت و سرزندگی یک رمان و همچنین ایده های نو و تحلیل های خاص دوباتن را در خود جای داده است.

دوباتن «هنر همچون درمان» را با همکاری تاریخ نگاری به نام «جان آرمسترانگ» نوشت. آن ها در این اثر، این ایده را مطرح می کنند که برخی از آثار هنری بزرگ، می توانند سرنخ هایی برای مدیریت تنش ها و سردرگمی های ما در زندگی روزمره باشند. مطالعه ی این کتاب، رویکردی را نشان می دهد که بیان می کند می توان به وسیله ی هنر به پرسش های مهم زندگی مان پاسخ دهیم.





مدرسه ی زندگی

کار آلن دوباتن به نوشتن کتاب خلاصه نمی شود. او پایه گذار مدرسه ای است که شیوه ای متفاوت و نوین از آموزش را مد نظر دارد. «مدرسه ی زندگی» (The School of Life) سازمانی جهانی است که فعالیت های خود را به توسعه ی هوش هیجانی (Emotional Intelligence) اختصاص داده است. در این سازمان، روانشناسی، فلسفه و فرهنگ به زندگی روزمره پیوند می خورند، درست مانند آثار دوباتن.

عشق، عشق و دیگر هیچ

«سیر عشق» اثری است که در سال 2016 منتشر شده است. این کتاب به نوعی، ادامه ی اولین کتاب دوباتن «جستارهایی در باب عشق» است. آلن در این کتاب، بار دیگر به عشق باز می گردد و تأملات خود درباره ی روابط را با ما در میان می گذارد. 

دوباتن علاوه بر نوشتن، از طریق سخنرانی نیز سعی در انتقال آگاهی دارد. این مطلب را با برخی از آموزه های او درباره ی عشق که از خلال سخنرانی هایش جمع آوری شده اند، به پایان می بریم:

قصه ها، عشق را خراب کرده اند!

قصه های پریان، توقع ما را از عشق بالا برده اند. اکثر داستان های رمانتیک، همه چیز را شاعرانه نشان می دهند و همین امر باعث شده انتظار داشته باشیم که همیشه باید مورد توجه قرار بگیریم. عشق های آتشینی که در داستان های افسانه ای به تصویر کشیده می شوند، با واقعیت تفاوت زیادی دارند. دوباتن معتقد است باید داستان ‌های دقیق تری درباره ی روابط برای خود بگوییم؛ قصه هایی که مشکلات را برایمان عادی کنند و به ما راهکارهایی هوشمندانه و یاری رسان برای غلبه بر آن‌ ها نشان دهند.

عشق، به آموزش مداوم نیاز دارد.

یونانیان باستان، درک درستی از روابط بلندمدت داشتند. نظریه ی آن ها این بود که ارتباط راستین، ارتباطی است که در آن به طور مداوم جایگاه معلم و دانش آموز تغییر کند تا جایی که هر دو طرف رابطه به بهترینِ خودشان تبدیل شوند. 

همیشه مشکل از طرف مقابل نیست.

دوباتن می گوید اگر دارید به ترک شریک زندگی تان فکر می کنید، از خودتان بپرسید که آیا اوضاع صرفاً به خاطر طرف مقابل خراب است؟ اگر این طور است، به جدایی فکر کنید. اما اگر این طور نیست، احتمالاً از تلخی های اجتناب ناپذیرِ حضور در کنار فردی دیگر خسته شده اید. آیا می توانید مطمئن باشید که مشکلات این رابطه، به رابطه ی بعدی تان سرایت نمی کند؟ به عنوان مثال، به جدایی بریتانیا از اتحادیه ی اروپا نگاه کنید! آیا زندگی برای انگلستان بهتر شد؟ احتمالاً نه.

عشق یک مهارت است.

توصیه ی دوباتن برای موفقیت در عشق این است: همواره شریک زندگی تان را بچه ای دو ساله در نظر بگیرید.  ممکن است بخندید، ولی راه حل خوبی است. ما یاد گرفته ایم با بچه ها صبورانه برخورد کنیم؛ اما این شکیبایی را در مقابل شریک زندگی مان نداریم. این توصیه ی دوباتن به قطعه ای از کتاب «تائوت چینگ» شبیه است: 

ذهن فرزانه چون فضا، پهناور و گسترده است.
دیگران او را درک نمی کنند.
آن ها به او می نگرند و انتظار می کشند.
او با دیگران چون فرزندانش برخورد می کند.

بیایید تمرین کنیم تا با دیگران مثل فرزندانمان برخورد کنیم. به خصوص در وادی عشق.