هنوز آلیس

Still Alice

  • قیمت : ۱۲,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: معینمعین
نویسنده:

معرفی کتاب هنوز آلیس اثر لیزا جنوا

کتاب هنوز آلیس، رمانی نوشته ی لیزا جنوا است که اولین بار در سال 2007 وارد بازار نشر شد. این رمان هیجان انگیز، داستان ابتلای ناگهانی زنی پنجاه ساله به بیماری آلزایمر را روایت می کند و اولین کتاب جنوا به حساب می آید؛ نویسنده ای که دارنده ی مدرک دکترای عصب شناسی از دانشگاه هاروارد است. آلیس هاولند، یکی از استادان برجسته ی دانشگاه هاروارد است و در اوج زندگی حرفه ای خود قرار دارد که متوجه می شود فراموشی عجیبی در حال خزیدن به درون زندگی اوست. همزمان با این که پریشانی به افکار آلیس رسوخ می کند و حافظه اش ضعیف و ضعیف تر می شود، تشخیص پزشک، زندگی او را دگرگون می کند: آلیس به آلزایمر مبتلا شده است. او که زنی قوی و مستقل است، تمام تلاش خود را به کار می گیرد تا زندگی سابق خود را زنده نگه دارد و در لحظه زندگی کند، حتی وقتی که درکش از خود، در حال محو شدن است.

کتاب هنوز آلیس


ویژگی ها کتاب هنوز آلیس

جزو لیست پرفروش های نیویورک تایمز

فیلمی بر اساس این کتاب در سال 2014 ساخته شده است.

مشخصات کتاب هنوز آلیس
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-165-094-2
تعداد صفحه :320
سال انتشار شمسی :1392
سال انتشار میلادی :2007
سری چاپ :1
نکوداشت های کتاب هنوز آلیس
Certainly one of the most unforgettable novels you'll ever read.
بدون تردید یکی از فراموش نشدنی ترین رمان هایی که خواهید خواند.
Barnes & Noble

Realistic and compelling.
واقع گرایانه و هیجان انگیز.
Library Journal Library Journal

Worthy and readable.
ارزشمند و خواندنی.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

بخش هایی از کتاب هنوز آلیس (لذت متن)
خیلی وقت ها از فردا وحشت دارم. نکند فردا بیدار شوم و ندانم همسرم کیست؟ نکند فردا بیدار شوم و ندانم کجا هستم؟ نکند فردا بیدار شوم، خودم را در آینه نگاه کنم و ندانم کسی که در آن می بینم کیست؟ از کی دیگر من، من نخواهم بود؟ آیا آن بخش از مغز من که مسئول یگانه بودن من است، در مقابل این بیماری مصونیت دارد؟ آیا هویت من در فراسوی عصب ها و پروتئین ها و ملکول های ناسالم قرار دارد؟ آیا روح و روان من در مقابل ویرانگری آلزایمر مصون است؟ من فکر می کنم هست.

به خاطر آورد، شش یا هفت ساله بود که در حیاط خانه شنید پروانه ها فقط چند روز عمر می کنند. برای آن ها گریه کرد. مادرش او را تسلی داد و گفت برای پروانه ها ناراحت نباشد. گفت کوتاه بودن زندگی پروانه ها به این معنی نیست که آن ها زندگی بدی دارند. مادرش در حالی که زیر آفتاب گرم، کنار او به تماشای پرواز پروانه ها روی گل های مروارید نشسته بود، به او گفت: ببین، زندگی شون خیلی زیباست. آلیس خوشحال بود که هنوز آن روز و حرف های مادرش را به خاطر دارد.

آرزو کرد کاش به سرطان مبتلا شده بود. به یک چشم به هم زدن حاضر بود آلزایمر را با سرطان عوض کند. از خودش خجالت کشید که چنین آرزویی کرده است. بی تردید معامله ی بی فایده ای بود. اما به خودش اجازه ی خیالبافی داد. اگر سرطان داشت به بیماریی مبتلا شده بود که به او امکان مبارزه هم می داد.