فرار به غرب

Exit West

  • قیمت : ۱۷,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: مصدقمصدق
نویسنده:

معرفی کتاب فرار به غرب اثر محسن حمید

کتاب فرار به غرب، رمانی نوشته ی محسن حمید است که اولین بار در سال 2017 به چاپ رسید. در کشوری در آستانه ی جنگ داخلی، دو جوان با هم آشنا می شوند: دختری حساس و مستقل به نام نادیا و پسری متین و آرام به نام سعید. این دو، رابطه ی عاشقانه ای پنهانی را شروع می کنند و به خاطر شرایط بد و ناآرام پیرامون، خیلی زود به یکدیگر نزدیک می شوند. زمانی که آتش جنگ شعله ور می شود و خیابان های آشنای سابق را به میدان های نبرد و محل انفجار بمب های مختلف تبدیل می کند، نادیا و سعید درباره ی درهایی می شنوند که می توان از آن ها برای فرار به دنیایی بهتر استفاده کرد. با افزایش درگیری و خشونت، آن ها درمی یابند که انتخاب دیگری برایشان نمانده است. نادیا و سعید با ترک زادگاه و زندگی سابقشان، یکی از این درها را می یابند و از آن عبور می کنند. آیا نادیا و سعید می توانند در این دنیای جدید و ناآشنا، زندگی را تجربه کنند؟

کتاب فرار به غرب


ویژگی ها کتاب فرار به غرب

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

برنده ی جایزه ی آسپن وردز سال ۲۰۱۸

نامزد جایزه ی بوکر ۲۰۱۷

مشخصات کتاب فرار به غرب
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-99932-2-2
تعداد صفحه :168
سال انتشار میلادی :2017
سال انتشار شمسی :1397
سری چاپ :1
نکوداشت های کتاب فرار به غرب
An unforgettable story of love, loyalty, and courage.
داستانی فراموش نشدنی درباره ی عشق، وفاداری و شجاعت.
Goodreads

Moving, audacious, and indelibly human.
تکان دهنده، بی پروا و بسیار انسانی.
Entertainment Weekly Entertainment Weekly

Breathtaking.
نفسگیر.
NPR NPR

بخش هایی از کتاب فرار به غرب (لذت متن)
پناهجویان بخش اعظم فضاهای خالی شهر را اشغال کرده و در فضای سبز بین اتوبان ها چادر زده بودند، در کنار خانه ها آشیانه هایی را برای خود درست می کردند، و در پیاده رو ها و حواشی خیابان ها می خوابیدند. برخی از آن ها سعی می کردند زندگی طبیعی شان را ادامه دهند، گویی زندگی به عنوان یک خانواده چهار نفره زیر یک نایلون آویخته شده روی چند شاخه درخت و تعدادی آجر شکسته برای آن ها یک امر کاملا عادی بود. آن ها با نگاه های سرشار از خشم، تعجب، استمداد یا حسادت به شهر خیره می شدند و زندگی شان به دلیل خستگی یا شاید به سبب روبرو شدن با عفریت مرگ، تهی از شور و اشتیاق بود. وقتی سعید و نادیا از پیچ ها عبور می کردند، باید مراقب بودند تا دست یا پایی را لگدمال نکنند.

عشق ورزیدن یعنی ورود به حیطه ی اجتناب ناپذیر این که یک روز دیگر نتوانی از ارزشمندترین چیزی که داری، محافظت کنی.

وقتی مهاجرت می کنیم، آن هایی که پشت سر می گذاریم را در دنیای زندگی مان به قتل می رسانیم.