کتاب روزی که او خود اشکهای مرا پاک خواهد کرد

Teach Us to Outgrow Our Madness

مشخصات کتاب روزی که او خود اشکهای مرا پاک خواهد کرد
مترجم :
شابک : 978-964-448-497-1
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 204
سال انتشار شمسی : 1389
سال انتشار میلادی : 1969
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 2 مهر

برنده جایزه نوبل ادبیات سال 1994

معرفی کتاب روزی که او خود اشکهای مرا پاک خواهد کرد اثر کنزابورو اوئه

کتاب روزی که او خود اشکهای مرا پاک خواهد کرد، اثری نوشته ی کنزابورو اوئه است که اولین بار در سال 1969 منتشر شد. در یکی از داستان های این مجموعه، راوی که در بستر مرگ خوابیده، برای آرام کردن ذهن خود، در بخش هایی از سرودی تسلی بخش غرق می شود و داستان دوران کودکی سخت و پر از تحقیر، از خودگذشتگی و انتقام خود را به خاطر می آورد. در داستانی دیگر، هواپیمای یک خلبان سیاهپوست آمریکایی در خلال جنگ جهانی دوم در روستایی در ژاپن منهدم می شود، و کودکان روستا به او به چشم یافته ای نادر—چیزی بیگانه و ممنوع شده—نگاه می کنند. در یکی دیگر از داستان ها، روح یک کودک، به شکلی غیر قابل توضیح، در اولین روز کاری اولین شغل مردی جوان، به سراغ او می رود.

کتاب روزی که او خود اشکهای مرا پاک خواهد کرد

کنزابورو اوئه
کنزابورو اوئه، زاده ی 31 ژانویه ی 1935، نویسنده ای ژاپنی و از چهره های برجسته ی ادبیات معاصر این کشور است. اوئه در هجده سالگی به توکیو رفت و یک سال بعد در دانشگاه این شهر، مشغول تحصیل در رشته ی ادبیات فرانسه شد. او چاپ داستان هایش را در سال 1957 و در زمانی که هنوز دانشجو بود، آغاز نمود. اوئه در سال 1994 برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات شد.
نکوداشت های کتاب روزی که او خود اشکهای مرا پاک خواهد کرد
A remarkable book.
کتابی شایان توجه.
The Washington Post

The master of the bizarre plunges the reader into a world of tortured imagination.
استاد موضوعات عجیب، مخاطبین را وارد دنیایی از شکنجه و خیال می کند.
Library Journal Library Journal

The startling quartet of Ōe’s most provocative stories.
یک مجموعه ی چهاربخشی خیره کننده متشکل از برانگیزاننده ترین داستان های اوئه.
Barnes & Noble

قسمت هایی از کتاب روزی که او خود اشکهای مرا پاک خواهد کرد (لذت متن)
واقعا وحشتناک است که آدم قبل از این که بتواند خاطره ای یا تجربه ای از زندگی به چنگ آورد، طعمه ی مرگ شود! چون هنوز فرصتی نیافته تا در زندگی اش عملی درخور انسان انجام دهد.

شما جوان هستید و شاید هنوز در این دنیا از دیدار کسی محروم نشده اید که دیگر هرگز نتوانید فراموشش کنید، منظورم موجودی است که آنقدر دوستش دارید که همواره کمبودش را احساس می کنید. پس شاید آسمان بالای سر شما هنوز چیزی به جز آسمان نیست.