کتاب «پلخانف؛ پیشآهنگ مارکسیسم در روسیه» اثری تحقیقی است که به قلم میخاییل تریفونوویچ ای اف چوک و ایرنا نیکلایونا کورباتووا، از پژوهشگران برجستهی تاریخ اندیشه در دوران شوروی، به رشتهی تحریر درآمده است. این اثر تحلیلی به کالبدشکافی دقیق گذار فکری روسیه از سنتهای انقلابی قدیمی به سوی ماتریالیسم تاریخی میپردازد. نویسندگان، گئورگی والنتینوویچ پلخانف را بهعنوان پلی میان آرمانهای رمانتیک نارودنیکها و تحلیلهای علمی مارکسیستی معرفی میکنند. ایوچوک و کورباتووا با تکیه بر اسناد تاریخی نشان میدهند چگونه پلخانف در فضای خفقانآور روسیهی تزاری و در دوران تبعید توانست نخستین هستههای سازمانیافتهی سوسیالدموکراسی را با پایهگذاری گروه «آزادی کار» در ژنو بنا نهد. این اثر بهخوبی تبیین میکند اهمیت پلخانف فقط در کنشگری سیاسی او نیست، بلکه در توانایی خیرهکنندهی او برای بومیسازی مفاهیم پیچیدهی فلسفهی آلمان و اقتصاد سیاسی انگلیس برای جامعهی در حال تغییر روسیه نهفته است. کتاب مسیر زندگی او را از فعالیت در سازمانهای «زمین و آزادی» و «سهم کل» تا رسیدن به جایگاه تئوریسین طراز اول مارکسیسم دنبال میکند. در ادامه تمرکز اصلی کتاب بر نبرد فکری پلخانف با جریانهای پوپولیستی یا همان نارودنیسم است که در آن زمان تسلط شدیدی بر فضای روشنفکری روسیه داشتند. نویسندگان تشریح میکنند پلخانف چگونه با نگارش آثاری بنیادین به نقد این ایده پرداخت که روسیه میتواند بدون گذر از مرحلهی سرمایهداری و فقط با تکیه بر کمونهای روستایی به سوسیالیسم برسد. او با نگاهی دیالکتیکی استدلال کرد رشد صنعت و ظهور طبقهی کارگر شهری، ضرورتی تاریخی است که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد. کتاب «پلخانف» نشان میدهد پلخانف چگونه با اثبات علمی این موضوع که پرولتاریا و نه دهقانان، نیروی محرکهی اصلی انقلاب آینده خواهند بود، جبههی جدیدی در مبارزات سیاسی گشود. این اثر بر این نکته پافشاری میکند که پلخانف با دفاع از ماتریالیسم دیالکتیک در برابر ایدئالیسم و ذهنیتگرایی نارودنیکها، شالودهای را بنا کرد که سالها بعد بنیان فکری انقلابهای روسیه را تشکیل داد. در واقع این کتاب بازخوانی فرآیندی است که در آن مارکسیسم از یک کالای وارداتی غربی به یک ابزار تحلیل ملی برای شناخت تضادهای درونی جامعهی روسیه تبدیل شد. جنبهی دیگری که در این پژوهش به تفصیل بررسی شده، جایگاه پلخانف بهعنوان یک فیلسوف و مورخ طراز اول است که مارکسیسم را بهعنوان یک جهانبینی همهجانبه و نه صرفا یک نظریهی اقتصادی ارائه داد. نویسندگان تأکید دارند آثار پلخانف در زمینهی هنر، مذهب و تاریخ، غنای خاصی به سنت چپ بخشید و او را به یکی از معتبرترین مفسران آثار مارکس و انگلس در سطح بینالمللی تبدیل کرد. کتاب به بررسی چگونگی تدوین «تکامل نظر وحدت مادی در تاریخ» میپردازد و توضیح میدهد این اثر چگونه توانست ذهن نسلهای جوان انقلابی، از جمله ولادیمیر لنین را با منطق پولادین ماتریالیسم آشنا کند. نویسندگان رابطهی پیچیدهی استاد و شاگردی میان پلخانف و لنین را ترسیم میکنند؛ رابطهای که با همکاری در نشریهی «ایسکرا» آغاز شد و با وجود احترام متقابل، در نهایت به دلیل اختلافنظرهای عمیق در تاکتیکهای انقلابی به جدایی انجامید. این نوشتار نشان میدهد پلخانف چگونه تا آخرین لحظات زندگی بر ضرورت بلوغ اقتصادی و اجتماعی برای وقوع انقلاب تأکید داشت و در برابر تندرویهای سیاسی ایستادگی کرد. کتاب حاضر با نگاهی به سالهای پایانی زندگی پلخانف و انشعاب بزرگ در حزب سوسیالدموکراسی روسیه، به بررسی میراث ماندگار او میپردازد. هرچند نویسندگان از منظر تاریخنگاری رسمی شوروی، موضعگیریهای متأخر پلخانف و گرایش او به منشویسم را مورد نقد قرار میدهند، اما بههیچعنوان نقش بیبدیل او را بهعنوان معمار اصلی اندیشهی مارکسیستی در شرق اروپا نفی نمیکنند. کتاب «پلخانف» به وضوح بیان میکند بدون بسترسازی نظری پلخانف، وقوع دگرگونیهای عظیم سیاسی در دهههای بعد غیرممکن بود.خواننده در پایان این اثر به این درک میرسد که پلخانف فقط یک مترجم آثار مارکس نبود، بلکه متفکری خلاق بود که توانست تضادهای جامعهی روسیه را در قالب یک نظام فکری منسجم مفصلبندی کند.
درباره میخاییل تریفونوویچ ای اف چوک
میخاییل تریفونوویچ ای اف چوک (Mikhail Trifonovich Iovchuk) متولد سال 1908، نویسنده روس می باشد.