1. خانه
  2. /
  3. کتاب دکترین شوک

کتاب دکترین شوک

4.44 از 9 رأی

کتاب دکترین شوک

ظهور سرمایه داری فاجعه
The Shock Doctrine
مترجم:
انتشارات: اختران
٪10
1200000
1080000
معرفی کتاب دکترین شوک
کتاب دکترین شوک، اثری نوشته ی نائومی کلاین است که نخستین بار در سال 2007 به چاپ رسید. در بریتانیا، ایالات متحده، آسیای شرقی، خاورمیانه و به طور کلی در همه جای دنیا، افرادی صاحب قدرت هستند که پول های هنگفتی از آشوب و هرج و مرج به دست می آورند. این افراد از جنگ ها و فجایع در سراسر کره ی زمین بهره می گیرند تا به شکلی بی رحمانه و غیرانسانی، تصویر مورد نظر خودشان را به مردم جهان القا کنند. نائومی کلاین با برملا کردن شیوه های فعالیت این سودجویان بین المللی، به اطلاعات و ارتباطاتی دست یافت که حتی خودش را نیز شوکه کرد: این که چگونه باورها و ارزش های این افراد اکنون بر جهان ما سلطه دارد و آن ها چگونه به این قدرت رسیده اند. کتاب دکترین شوک، ماجرایی عجیب و هشداردهنده درباره ی این است که چگونه عده ای اندک از رنج ها و مشکلات سایر انسان ها، برای خود ثروت هایی بزرگ به وجود می آورند.
درباره نائومی کلاین
درباره نائومی کلاین
نائومی کلاین، زاده ی 8 می 1970، روزنامه نگار و فعال اجتماعی کانادایی است که بیشتر به خاطر تحلیل ها و نقدهایش بر جهانی سازی شرکتی شناخته می شود. کلاین در مونترال به دنیا آمد و در دانشگاه تورنتو در رشته ی روزنامه نگاری تحصیل کرد. او با چاپ مطالبی در یک روزنامه ی دانشجویی، نوشتن را با سمت سردبیر آغاز نمود. کلاین پس از سال سوم دانشگاه، انصراف داد تا به شغلی پیشنهادی در «گلوب اند میل» تورنتو بپردازد و سپس سردبیری نشریه ی «دیس» را بر عهده گرفت. او در سال 1995 به دانشگاه تورنتو بازگشت اما پیش از آن که نمره های نهایی برای اخذ مدرکش را دریافت کند، دانشگاه را به منظور گذراندن دوره ی آموزشی خبرنگاری ترک گفت.
ویژگی های کتاب دکترین شوک
  • در فهرست کتاب های سیاسی برگزیده
  • مجموعه پشت پرده ی مخملین 4
  • مستندی در سال 2009 بر اساس این کتاب ساخته شده است.
نکوداشت های کتاب دکترین شوک

اگر قرار باشد امسال فقط یک کتاب غیرداستانی بخوانید، این کتاب را انتخاب کنید.

Metro Books

پرشور، فوق العاده آموزنده، به شکل شگفت انگیزی جنجال برانگیز و بی نهایت ترسناک.

John le Carré
قسمت هایی از کتاب دکترین شوک

وقتی تمام چیزی که دارید یک چکش باشد، همه چیز را مثل یک میخ می بینید.

طرف هایی که بیشترین سود را به دست می آورند، هیچ وقت در میدان نبرد حضور نمی یابند.

با بازخوانی گزارش های خبری منابع غربی درباره ی دوره ی شوک درمانی روسیه، با شگفتی می بینیم که بحث های آن دوران با گفت و گوها درباره ی عراق (که بیش از یک دهه بعد گشوده شد) همسان بوده است. علاوه بر اتحادیه ی اروپا، کشورهای گروه هفت و صندوق بین المللی پول، هدف آشکار مقامات ارشد دولت های بوش و کلینتون نیز در روسیه امحای وضع پیشین و ایجاد موقعیتی برای جنون تغذیه ی سرمایه داری بود تا این اوضاع به نوبه ی خود، یک دموکراسی بالنده مبتنی بر بازار آزاد با مدیریت تازه فارغ التحصیل های آمریکایی پدید آورد؛ به عبارت دیگر، عراقی بدون مواد منفجره.

نظر کاربران در مورد "کتاب دکترین شوک"
16 نظر تا این لحظه ثبت شده است

صفحه 330، فصل 11، آتش بازی یک دموکراسی نوپا: «مناسب‌ترین شرایط برای اصلاحات اقتصادی وجود مردمی خسته و درمانده است که در اثر مبارزات سیاسی قبلی از پا افتاده اند.» / چرا این کتاب مهمه؟ فرض کنید که نشانه هایی از این وجود داره که در آینده ای نه چندان دور، قراره دردناک‌ترین جراحی‌ها در بدن ما صورت بگیره، این کتاب همون چیزیه که شما رو قبل از درد و مرگ، با درد و مرگ روبرو میکنه و بهتون میگه: بسه دیگه! بیخودی زاناکس نخورید، بیخودی دکتر نرید، بیخودی حتی رنج هم نکشید و در نهایت کلا بیخودی هیچ کاری نکنید برای ترس از آینده، چون واقعاً به زودی این درد رو همه می‌کشیم و کاری هم از دستمون برنمیاد. (مثل آن فرانک باشید، 2 سال توی خونه حبس شده بود و خاطراتش رو نوشت که ما الان میخونیم)

1405/05/12 | توسطتلخ تر از تلخ
0
| |

این کتاب نه یک تحلیل اقتصادی جدی، بلکه یک جزوه‌ی ایدئولوژیک است که از ابتدا نتیجه را انتخاب کرده و بعد برایش شواهد چیده است. کلاین به‌جای فهم اقتصاد، یک روایت اخلاقی می‌سازد: "هر اصلاح بازارمحور، هر خصوصی‌سازی، هر آزادسازی قیمت، و هر جراحی دردناک در بحران، به‌صورت پیش‌فرض توطئه معرفی می‌شود." این کار دیگر تحلیل نیست؛ بلکه فقط تبلیغات سیاسی با زبان اقتصاد است. ضعف اصلی کتاب هم از اینجا آغاز می‌گردد: کلاین میان "هم‌زمانی بحران با اصلاحات" و "علیت قطعی" فرق نمی‌گذارد. این‌که یک دولت بحران‌زده اصلاحات می‌کند، به‌خودی‌خود ثابت نمی‌کند که بحران را برای تحمیل سیاست‌ها طراحی کرده است. او از استثناها داستان می‌سازد و از داستان، قانون کلی. از شیلی تا عراق و از لهستان تا نیواورلئان، هر جا نسخه‌ای با نتایج تلخ اجرا شده، فوراً به عنوان سند جرم عرضه می‌شود؛ اما وقتی همان مداخلات دولتی، کنترل‌های قیمتی، رانت‌سازی، یا سال‌ها ناکارآمدی دولتی زمینه‌ی فاجعه بوده‌اند، کتاب سکوت می‌کند. اقتصاد واقعی با شعار کار نمی‌کند. با انگیزه‌ها، محدودیت‌ها، نهادها، قیمت‌ها، انتظارات، و هزینه‌ی فرصت کار می‌کند. کلاین این سازوکارها را به حاشیه می‌راند چون در چارچوب او، بازار آزاد نه یک سازوکار هماهنگی، بلکه یک شر مطلق است. و نتیجه آن یک متن پرادعا که بیشتر به مانیفست ضدسرمایه‌داری شبیه است تا پژوهش اقتصادی. مشکل کتاب فقط جانبداری نیست؛ بلکه سطحی‌بودن است. او به‌جای تحلیل نهادی، روان‌کاوی سیاسی می‌فروشد. به‌جای داده‌ی دقیق، استعاره‌ی پرطمطراق می‌دهد. به‌جای بررسی متوازن موفقیت‌ها و شکست‌ها، هر مورد پیچیده را به یک الگوی ازپیش‌ساخته فرو می‌کاهد. "دکترین شوک" اقتصاد را توضیح نمی‌دهد؛ آن را به کاریکاتور تبدیل می‌کند. به جای این کتاب، پیشنهاد من دو کتاب "بازارآزاد و دشمنان آن - بوروکراسی، هر دو نوشته لودویگ فون میزس"، "قانون، قانون گذاری و آزادی، نوشته فریدریش فون هایک"، و دو کتاب "قدرت بازار - اخلاق آزادی، هر دو نوشته مورای روتبارد" هست. پیروز باشید

1405/05/08 | توسطکورش
0
| |

این کتاب ارزش خریدن داره یا نه ؟ اگه گفته هایی که تو این کتاب کمونیستی باشه و بخواد به خورد خواننده بده اصلا نمیخوام

1405/03/27 | توسطShirin
0
| |
پاسخ ها

پس شما کلا کتاب نخونی بهتره. بچسب به رمان

1405/05/07|توسطکاربر سایت
0
|

عزیز، شما اول برو مانیفست کمونیسم رو بخون، فکر کنم اصلا معنی کمونیسم و مارکسیسم و سوسیالیسم رو نمیدونی چیه، اول اینا رو باید از هم تفکیک کنی، بعدش قطعا اینجوری کامنت نمیذارید چون درک بالاتری نسبت به سابق پیدا میکنید.

1405/05/12|توسطتلخ تر از تلخ
0
|

کلاین نشان می‌دهد که این دکترین سه لایه دارد: شوک اول فاجعه (کودتا، بمباران، سیل) است که جامعه را فلج می‌کند. شوک دوم «شوک درمانی اقتصادی» است: خصوصی‌سازی اموال عمومی، حذف یارانه‌ها، آزادسازی قیمتها و کاهش هزینه‌های رفاهی که ناگهان و بدون هشدار قبلی اعمال می‌شود. و شوک سوم، شکنجه و سرکوب سیستماتیک مخالفانی است که جرأت مقاومت پیدا می‌کنند. این سه شوک در یکدیگر می‌پیچند تا جایی که مردم «آنقدر وحشت‌زده‌اند که دیگر قادر نیستند منطقی فکر کنند یا حافظ منافع خود باشند» – همان عبارتی که کلاین از کتاب راهنمای بازجویی سازمان سیا (KUBARK) نقل می‌کند. شاید تکاندهنده‌ترین بخش کتاب، پیوند میان آزمایشهای روانپزشکی دکتر ایوون کامرون در دانشگاه مک‌گیل (با بودجه و همکاری سازمان سیا) و سیاستهای اقتصادی فریدمن باشد. کامرون باور داشت که «با وارد آوردن یک رشته شوک به مغز انسانها، می‌تواند ذهنهای معیوب را تهی کند و از هر چیز بزداید، و سپس بر آن لوح پاک نانوشته، شخصیتهایی نوین را از نو بسازد».

1405/02/11 | توسطعاشور حسن زاده عرب
2
| |

تصور کنید در شهری زندگی می‌کنید که ناگهان توفانی ویرانگر همه چیز را با خود می‌برد. خانه‌هایتان خراب شده، مدارس تعطیلاند، و شما در پناهگاهی موقت به امید بازسازی روزگار گذشتۀ خود نشسته‌اید. چند روز بعد، از تلویزیون می‌شنوید که یک اقتصاددان مشهور جهانی، مقاله‌ای نوشته و این فاجعه را «فرصتی برای اصلاح ریشه‌ای نظام آموزشی» خوانده است. او پیشنهاد می‌دهد پول بازسازی را به مدارس دولتی ندهید، بلکه به خانواده‌ها «کوپن» بدهید تا در مدارس خصوصی غیرانتفاعی خرج کنند. این دقیقاً همان چیزی است که نائومی کلاین در کتاب «دکترین شوک» از قول میلتون فریدمن پس از توفان کاترینا در نیواورلیان نقل می‌کند: «بیشتر مدارس نیواورلیان و نیز خانه‌های کودکانی که در این مدارس حضور می‌یافتند ویران شده و این کودکان در سراسر کشور پخش شده‌اند. این در عین حال که یک تراژدی است اما، از سوی دیگر، فرصتی است برای آنکه نظام آموزشی ایالت به صورت ریشه‌ای اصلاح شود.» اما قضیه فقط مدارس نیست. کلاین نشان می‌دهد که این «بهره‌برداری از فاجعه» الگویی نظاممند و تکرارشونده است. او آن را «سرمایه‌داری فاجعه» می‌نامد: فرایندی که در آن، نظریه‌پردازان بازار آزاد رادیکال (به‌ویژه پیران مکتب اقتصادی شیگاگو به رهبری میلتون فریدمن) دهه‌ها منتظر بحرانها می‌نشینند – چه کودتا باشد، چه جنگ، چه سونامی، چه توفان – تا در شوک و اضطراب حاصل از آن، برنامه‌های خود را تحمیل کنند؛ برنامه‌هایی که در شرایط عادی و دموکراتیک هرگز پذیرفته نمی‌شدند.

1405/02/11 | توسطعاشور حسن زاده عرب
1
| |

به نتایج شوک درمانی تو مملکت خودمون خوب نگاه کنید بعد این کتاب رو تهیه کنید، این کامنت بعد از آخرین جهانی سازی در دولت چهاردهم گذاشته شده بماند به یادگار، دست شما مکتب نیاورانی‌ها آقایان نیلی، طبیبیان، روغنی زنجانی و... و مکتب شیکاگویی‌ها آقایان همتی، مدنی زاده و... و کوتوله‌های دانشکده مدیریت و اقتصاد شریف واسه نابودی کشور درد نکنه.

1404/11/06 | توسطمحمد رضا جعفری
8
| |
پاسخ ها

نه دست جنای آقای صمصامی و یاسر جبرائیلی درد نکنه که با سیاست گذاری کمونیستی شون مملکت رو به فروپاشی اقتصادی کشوندن

1405/03/27|توسطShirin
1
|

این کتاب بیشتر یه اثر ژورنالیستی هست ، نه نقد علمی. سرشار از مغالطه‌س. بر فرضِ محالِ محالِ محال که "کاپیتالیسم" بد و منفور ، بازار آزاد هم بد و منفور ، پیشنهاد شما چپ‌ها ، برای جایگزینی چیه؟ اقتصاد سوسیالیستی-مارکسیستی؟! ۷۰ سال تو شوروی چه نتیجه ای داشت؟ شیلیِ زمانِ آلنده چطور ؟ ونزوئلا چطور؟ کوبا چطور ؟ اصلا شما بگید که کشورهایی مثل استونی یا لهستان یا چک ، امروز بدبختن؟ یا اون زمانی بدبخت بودن که اقتصاد کمونیستی دمار از روزگارشون در آورد؟ احیانا قصد ندارید بگید که در کشورهایی که گفتم یا حتی در کشورهایی مثل آلمان و سوئد و نروژ ، داره اقتصاد سوسیالیستی اجرا میشه؟! اقتصاد سوسیالیستی دشمن درجه یک مالکیت خصوصی و بازار آزاد هست ، حالا چک کنید ببین چندتا کشور درست و حسابی داریم که بازار ازاد رو حذف کردن و مالکیت خصوصی هم ندارن....! حرف از اخلاق و معنویت میزنید ، وقتی شکم مردم خالی باشه و وضع اقتصاد خوب نباشه اخلاق فقط یه شوخیه. شوروی خیلی اخلاق مدار بود مثلا؟ چینِ مائو هم حتما مظهر اخلاق بوده آره ؟ مردمی که توی تورم‌های چند ده درصدی و چند صددرصدیِ اقتصاد سوسیالیستی دست و پا میزدن رو چه به اخلاق و معنویت آخه ؟ بخواید اقتصاد رو درست کنید و پیشرفت کنید و توسعه پیدا کنید راهی جز کاپیتالیسم نیست. کاپیتالیسم بده؟ توزیع ثروتش نابرابره؟ ایراد داره؟ بسیار خب ، قبول ، ولی چیز بهتری سراغ دارید؟ ندارید، تاریخ نشون داده سراغ ندارید و اتفاقا فجایع انسانی و اخلاقی توی همین کشورهای چپ‌زده ، ده‌ها برابر بیشتر بوده. بیدار شید بابا، یکم عقلانی به تاریخ نگاه کنید. یا اقتصاد سوسیالیستی یا کاپیتالیستی ، حد وسط نداره.

1404/05/17 | توسطArhs
8
| |
پاسخ ها

شما مطمئنید این کتابو مطالعه کردید؟ احیانا چیز دیگه‌ای براتون نفرستاده بودن؟

1404/08/16|توسطمحمد رضا جعفری
10
|

اتفاقا اونی که داره مغالطه میکنه شمایید. برای اینکه نقد بر سرمایه سالاری لجام‌گسیخته و غیرانسانی رو انکار کنید، بحث شوروی و چین مائو را به میان می‌کشید.

1405/01/23|توسطمحمد امین حسن پور
3
|

هرموقع کتاب رو خوندی بیا بحث کن. معلومه هیچی ازش درک نکردی چون اصلا نخوندیش. اونی که هنوز نمیدونه انقلاب روشنگری یعنی چی؟!، دیگه جای بحثی باهاش نداریم. خیلی عقبید از تاریخ زمانه، اول باید تاریخ اروپا رو بخونی، بعدش تاریخ روشنگری، بعدش دیالکتیک روشنگری آدورنو، بعدش کتاب فریدمن، بعد تازه اگر اومدی دکترین شوک رو خوندی، باید آنچنان شوکی بهت وارد بشه که متوجه بشی ماها که منتقد هستیم، منتقد ثروتمندان نیستیم، منتقد سرمایه دارا هستیم. اون وقت می‌فهمی امثال ایلان ماسک چرا باید 13 تا بچه داشته باشن، ولی این عناصر خاموشفکر ایران که غیر از ثروتمند کردن تولید کننده‌ها هیچ فایده دیگه ای ندارن، ادعای روشنفکری هم میکنن، معتقدن: واس چی باید ازدواج کنیم واسه چی باید نسل رو ادامه بدیم و ....؟ خانم شیمبورسکا یه حکایتی داره توی اشعارش میگه: هر چی از زمین دورتر می‌شدم، می‌دیدم خیلی سر و صداست تو این زمین، یه ذره بیشتر دور شدم، دیدم این بشریت نیاز به آموزش داره، یه ذره دورتر شدم دیدم اصلا این بشریت از بین رفته..../ و این واقعیت الان ماست، بشریت از بین رفته و داره از بین میره / هم توی ایران و هم در هم اعراب و هم غرب! همه چی شده سرمایه‌های مالی و پول. این جماعت چه چپ باشه و چه راست باشه، فقط سروصدایی بیش نیست. خود منم اینجا سروصدایی بیش نیستم، بشریت منم از بین رفته خیالتون راحت اعتراف میکنم انقدر اعتیاد شدیدی به وسواس و افکار روزمره غیرضروری دارم که بیشتر از 2 در روز نمیتونم کتاب و مقاله و مستند و فیلم‌های عمیق رو با دقت تحلیل و بررسی کنم./ این کتاب رو هنوز کسی نتونسته یه نقد درست حسابی براش بیاره، تمام چیزایی که گفته شده همه اش تاریخ و اسناد داره. حالا هی با سروصدا به جان هم بیوفتید، اونایی که باید منفعت ببرن میبرن، شما فقط بازنده اید

1405/04/24|توسطتلخ تر از تلخ
0
|

سلام به دوستان نکته اول : اساسا تصور کتابی و انتشاراتی در خصوص نظریات اقتصادی عقیم و منحرف کننده و بی نتیجه است. بدترین و خشن‌ترین روش هلی اقتصادی در بغض موارد مطلوب اجرایی می‌شود چرا که مکمل بومی دارد. و گاهی یک نظریه عملیاتی شده که خیلی هم طرفدار دارد و انسانی است و اقتصاد انسان محورست باز با اجرای تک بعدی بشدت برای جامعه خسارت بار می‌شود. نکته دوم: اقتصاد علم بمعنی متداول آن نیست و اساسا قابلیت تجربه تکرار پذیر ندارد که در حوزه علم (ساینس) قرار بگیره اقتصاد ؛ تجربه‌ی رفتاری در قبال الگو هاست نه علم ساینس. نکته سوم : تا اقتصاد سیاسی و جریانات حاکم بر روابط اقتصادی دنیا شناخته نشه امکان شناخت و مرده باد زنده باد درباره اقتصاد لیبرالی و طیف و هاله آن و یا اقتصاد جامعه نگر و سوسیال و طیف همراه آن ؛ وجود نداره. نکته چهارم: الگوی اقتصاد برای توسعه آفرینی را فقط و فقط از طریق الگوی بومی و درون زاد و معطوف به ظرفیت منابع و رفتار انسانی و مجموعه بازار هر زیست بومی (با مطالعه الگوهای غیر بومی ) می‌توان ترسیم و عملیاتی کرد. هر الگوی وارداتی ( چه سوسیال چه لیبرال ) از اقتصاد وارداتی ؛ بدون عبور از فیلتراجتماعی و رفتار اقتصادی جامعه مخاطب در سرزمین هدف؛ ناقص ، هرهری مسلکی، و ناترازی و تباه کننده جامعه‌ی هدف است. نکته پنجم هر کس توان‌تحقیقاتی و طراحی الگو دارد بفرمائید فیلترهای رفتاری بومی سازی برای الگوهای وارداتی اقتصاد کدامند ؟ و در بازار و اقتصاد کشور ایران کدامیک باید عملیاتی شده و تبدیل به برنامه سالانه شود.

1403/03/10 | توسطکاربر سایت
5
| |

کتاب‌های حضرت پینکر رو بخونید تا متوجه بشید یه مشت شیاد خبیث نومارکسیسم چطور از مردم ناآگاه سواری می‌گیرند

1402/10/10 | توسطمحسن صدیقی
4
| |
پاسخ ها

حداقل منابع کتاب رو بخون بعد حرف بزن

1402/12/01|توسطکاربر سایت
8
|

کتاب حضرت وندی براون رو می‌خونیم که بفهمیم یک عده لیبرال سودجو چطور فجایع اقتصادی آفریده اند و تمامی دستاوردهای کارگران را بر باد داده اند. چطور ارزش‌های اخلاقی تبدیل به امور حسابگرانه و عقلایی شده اند و انسان‌ها و حیوانات در زیر این فشار خرد شده اند و اخلاقیات نابود شده اند. کتاب فروپاشی دموکراسی لیبرال و کتاب علیه لیبرالیسم رو می‌خونیم.

1403/02/07|توسطکاربر سایت
14
|

دوباره یک چپول متوهم قلم به دست شد و شروع به قلمفرسایی کرد‌‌. ای کاش به جای این نوشته‌ها کمی هم از آثار بزرگان اقتصاد و علوم سیاسی لیبرال و سرمایه داری در بازار نشر ایران ترجمه می‌شد

1401/11/13 | توسطکاربر سایت
19
| |
پاسخ ها

چقدر باید بی سواد باشی که ندونی نئولیبرال حال حاضر هم چپ حساب میشه

1402/04/24|توسطکاربر سایت
5
|

اشتباه تایپی داشتم منظورم این بود تو رسته چپ هم میتونه قرار بگیره و کم کم داره با توجه به نگرش چپ کم و بیش دچار تغیراتی میشه وگرنه منظورم این نبوپ که بلکل چپ هستش

1402/04/24|توسطکاربر سایت
1
|

چطوری متوهمه وقتی فریدمن و میزس فلسفه شکست‌خورده دارن؟ مگه اون "بزرگان" توهم ندارن؟ حداقل کتاب رو بخون

1402/12/01|توسطکاربر سایت
4
|

کتاب بسیار منطقی ودرعین حال متنوع و جالب ،اموزنده

1401/08/26 | توسطکاربر سایت
8
| |

کتاب فوق العاده ای هرچقدر دیدگاه کینز و نئو کینزی‌ها با همه اشکالاتی که هر نطریه ای ممکن داشته باشه در اقتصاد مفید و تا حد زیادی انسانی عوضش مکتب شیکاگو و دارو دسته فریدمن جنایتکارانه و درواقع خون آشامان مخفی قرن هستن سرمایه داری هار و وحشی فریدمنی و نوچه‌های ایرانیش ملت مارا هم به خاک سیاه نشانده اقلیت به شدت مرفه و برخوردار و اکثریت بدبخت و بیچاره ... طبقه متوسط هم که محور پیشرفت و تحول خواهی درهمه جوامع است درجامعه ما اصلا وچود خارجی نداره و نابود شده

1401/07/17 | توسطمحسن امیرخانی
9
| |

کتاب را بخوانید ولی حتما بعدش کتاب سرمایه داری و آزادی فریدمن هم مطالعه کنید تا دید بیطرفانه ای داشته باشید

1400/07/26 | توسطکاربر سایت
7
| |

کتاب جالبیه اما بیطرف نیست، نویسنده یک سوسیالیست و مخالف سرمایه داری است ولی رویهمرفته خرید و خواندن آن را توصیه می‌کنم

1400/07/23 | توسطکامران سیاحی
4
| |

خجالت آور و شرم آوره که امروز خبرنگارانی همچون نائومی کلاین جای برزگان و متفکران اقتصاد و سیاست را پر کرده اند...دروغ و نبود مدرک و دلیل و از همه مهمتر عوض کردن جملات افرادی مثل میلتون فریدمن برای اهداف خودش...واقعا که

1400/03/31 | توسطکاربر سایت
18
| |
پاسخ ها

اگه دوس داشتی رفرنس‌های آخر فصل رو هم دفعه بعد نگاه کن.

1401/08/20|توسطسالار درویش زاده
10
|

منابع رو نگاه کن. همه‌اش حرف اقتصاددان‌ها بود. فلسفه فریدمن که در شیلی شکست خورد. این "بزرگان" در یک کشور کارشون رو نتونستن ادامه بدن.

1402/12/01|توسطکاربر سایت
8
|

افراد امثال فریدمن و مکتب شیکاگو تعریف و تجسم شرم آور بودن هستند. زمانی که با قدرت و پول سرمایه دار سیاست و اجتماع به نفع سرمایه دار درآمد و سود و درآمد برای سرمایه دار و گسترش فقر برای کارگر و شکاف طبقاتی وحشتناک در جامعه و حرکت جامعه به سوی نئوفاشیسم. سرکوب کارگر با نیروی نظامی و قوانین حقوقی کیفری که بازوی چماقدار و قانونگذار سرمایه دار هستند و نابودی تشکل کارگری. این‌ها نتایج لیبرالیسم و نئولیبرالیسم هستند. صنعت مد و زجرکش حیوانات برای تولید خز و شیک کردن فروشگاه‌های لباس برای انسان‌های ناآگاه تعلیم یافته لیبرالیسم حاصل اندیشه‌های لیبرالیسم و نئولیبرالیسم خونخوار هستند

1403/02/07|توسطکاربر سایت
4
|

فقط کتاب در یک کلمه توصیف میکنم فوق العاده

1399/04/11 | توسطکامیاب
21
| |