اثری از نویسنده ای فوق العاده که می داند چگونه باید یک داستان را خلق کرد.
اثری کاملا ضروری برای عاشقان شخصیت «هری هول».
هر کاری که می کنی، ردی از خود به جای می گذارد، مگر نه؟ زندگی ای که سپری کرده ای، روی تو نوشته شده است، البته برای آن هایی که می توانند بخوانند.
عشق، رازی بزرگتر از مرگ است.
ذات انسان، جنگلی وسیع و نفوذناپذیر است که هیچکس نمی تواند آن را به کلی بشناسد. حتی یک مادر نیز از عمیق ترین رازهای فرزندش خبر ندارد.
در این مطلب قصد داریم به شکل خلاصه با ویژگی ها و عناصر مهم «داستان نوآر» بیشتر آشنا شویم.
داستان های جنایی، یکی از قواعد اساسی قصه گویی را به آشکارترین شکل نشان می دهند: «علت و معلول»
ترجمه نشر چترنگ خوبه ولی داستان کتاب نه. حالا اینکه قصه باگ و گپ داره و یه جاهایی منطقی نیست که هیچ ولی نویسنده فقط میخواد به زور نذاره خواننده قاتل رو بشناسه و این کارو با یه میس دیرکشن گل درشت انجام داده که اگه ده بچه زنگی رو خونده باشید متوجه میشید ایده رو از کجا آورده (که البته این کجا و آن کجا).شخصیت پردازی خاصی نداره کاراگاهش به جذابیت مثلا شرلوک هولمز یا پوآرو نیست اون زن سوئدی که کاملا بی خاصیت و منفعله. از نظر حجم خیلی زیاده گویی داره ۱۵۰ صفحه اول که تقریبا هیچه.بعضی از مطالب که فقط یه سری اطلاعات از تاریخ و جغرافیای استرالیا هستن چندین بار در طول داستان از زبون شخصیتهای مختلف تکرار شدن و اینکه نویسنده میخواد اطلاعات رو مستقیم به خواننده نده که خوبه ولی دیگه زیاده روی میکنه. همه افسانه تعریف میکنن، همه دارن تو لفافه حرف میزنن یا از نماد و سمبل استفاده میکنن که یه جایی این واقعا مصنوعی میشه و تو یادت میره کی کدوم قصه رو گفته. برید سراغ جناییهای بهتر
رمان جنایی خوبی بود ؛ من بعد از مدتها که رمان نخونده بودم این کتاب رو گرفتم و خوندم ؛ دوست داشتم پرکشش بود مخصوصا اواخر کتاب که صد صفحه آخرش رو تو یه روز خوندم.
رمان قشنگی بود. اینکه اتفاقات و شخصیتهای رمان به واقعیت نزدیک اند از نکات مثبت این کتابه (بعضی داستانهای جنایی واقعا دور از ذهن جلوه میکنن). من از داستان و شخصیتهای این کتاب خیلی خوشم اومد. کتاب رو از انتشارات چترنگ تهیه کردم و ترجمه شون عالی بود.
کتاب قشنگی بود