کتاب دفاع لوژین

The defence

مشخصات کتاب دفاع لوژین
مترجم :
شابک : 978-9644310515
قطع : جیبی
تعداد صفحه : 336
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1930
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 28 مهر

معرفی کتاب دفاع لوژین اثر ولادیمیر ناباکوف

سومین رمان نویسنده به زبان روسی که شطرنج از نقش پررنگی در آن برخوردار است؛ لوژین استاد بزرگ شطرنج با مهارتی بالا و استیصالی همیشگی در برابر ترکیبی که همواره به مات شدن او می انجامد غافل از الگویی تکراری که زمینه شکستش را فراهم می کند خود نیز بی آنکه بداند به آفرینش تکرای برای رهایی از تکرار می پردازد. مرد از زندگی روزمره فاصله می گیرد، از صمیمیت دوری می جوید و به سوی عدم پیش می رود و با وسواسی بیمار گونه ناشی از مهارتش در شطرنج، زندگی واقعی خود را به چالش می کشاند.

کتاب دفاع لوژین

ولادیمیر ناباکوف
ولادیمیر ولادیمیروویچ ناباکوف، زاده ی 22 آپریل 1899 و درگذشته ی 2 جولای 1977، نویسنده ی رمان، داستان کوتاه، مترجم و منتقد چندزبانه ی روسی/آمریکایی بود.ناباکوف در خانواده ای ثروتمند و برجسته در شهر سن پترزبورگ به دنیا آمد و دوران کودکی و جوانی خود را در همین شهر گذراند. او در دوران نوجوانی، اولین تلاش های ادبی جدی خود را به ثمر رساند و در سال 1916، اولین مجموعه ی شعر خود را منتشر کرد.ناباکوف پس از نقل مکان به انگلستان، به کالج ترینیتی کمبریج راه یافت و ابتدا به مطالعه ی جانورشناسی و سپس به تحص...
قسمت هایی از کتاب دفاع لوژین (لذت متن)
وقتی او را دید، وقتی با تعجب متوجه شد که دارد با او گفت و گو می کند، اولین تصورش همین بود. کمی ناراحت شد از این که زن آن زیبایی بی عیب و نقصی را ندارد که می توانست داشته باشد. ملاک قضاوتش درباره زیبایی نشانه های رویاگونه عجیب و غریبی بود که در گذشته اش حک شده بود. با موضوع کنار آمد و رفته رفته پیش نمونه های مبهم زن را فراموش کرد و بعد مغرور و راضی شد از این که زنی که حی و حاضر با او حرف می زند و وقتش را با او می گذراند و به او لبخند می زند، انسانی است واقعی و جاندار. آن روز توی تراس باغ، که زنبورهای زرد مدام روی میزهای فلزی می نشستند و شاخک های پایین گرفته شان را می جنباندند-همان روز که تعریف کرد در کودکشی اش توی این هتل اقامت داشته- لوژین با چند حرکت آرام که معنی اش را فقط خودش سربسته حس می کرد، به شیوه خاص خودش اظهار عشق کرد. زن با آن که دید لوژین با چه کج خلقی و ملالی سکوت کرده است، تکرار کرد: «بگویید، برایم بیش تر بگویید.»