اگر بخواهیم تمام کتاب را در یک جمله خلاصه کنیم می توانیم بگوییم: سوزان کین تاکید دارد که درونگرایی و برونگرایی دو الگوی مختلف رفتاری و شخصیتی هستند که به یک اندازه ارزشمند محسوب می شوند و می توانند در دنیای ما اثربخش و تاثیرگذار باشند. این در حالی است که در حال حاضر تفکری بر دنیا حاکم است که لااقل در حوزه موفقیت های شغلی، اصرار دارد که برونگرایی - به صورت مطلق و مستقل از شرایط - صفتی برتر و مناسب تر برای عموم موقعیت های شغلی محسوب می گردد.
نویسنده در این کتاب می کوشد تا نگاه ما به افراد درون گرا و مهمتر از آن نگاه این افراد به خودشان را نیز تغییر دهد، و به همین جهت نیز می تواند برای معلمان نیز مناسب باشد؛ چرا که معلمان در طول مدت تدریس شان با افراد درون گرای بسیاری برخورد خواهند داشت.
فراموش نکنیم که انسانهایی که معمولا ساکت هستند و در خودشان فرو می روند به یک صفت خوب هم شناخته می شوند: اهل تفکر بودن.
درونگراها ترجیح می دهند مستقلانه کار کنند و تنهایی می تواند کاتالیزور خلاقیت باشد.
فرهنگ ما، زندگی به عنوان برون گرا را یک حسن می داند. ما سیر و سیاحت های درونی و جست و جوی مرکز و درون خود را نفی می کنیم. بنابراین خودمان را گم کرده ایم و باید دوباره پیدایش کنیم
«روانشناسی» برای بسیاری از نویسندگان، موهبتی بزرگ است و بینشی ارزشمند را درباره ی چگونگی کارکرد ذهن انسان به آن ها می بخشد.
(بخش اول نظر): این کتاب در رابطه با موضوع درونگرایی هستش که درونگرایی چه تعریفی داره؟ و افراد درونگرا چه ویژگیهایی دارند؟ و در این زمونه فعلی که به برونگرایی بیشتر ارج داده میشه، درونگراها با چه مشکلاتی روبرو هستند؟ و کلی مطالب دیگه در مورد درونگراها که توسط خانم سوزان کین به طور پژوهشی، داستانی، و مفید نوشته شده. نویسنده در قسمت پیشگفتار یکسری مطالب کلی رو در رابطه با درونگرایی بیان میکنه و در انتهای بخش یکسری سوالاتی رو هم مطرح میکنه که در فصلهای آتی به این پرسشها پاسخ میده. در فصل اول (از بخش اول کتاب) به موضوع ایدهآل برونگرایی پرداخته میشه یعنی چه دلایلی باعث شده برونگرایی به یک ایدهآل فرهنگی تبدیل بشه؟ نویسنده این موضوع رو به طور تاریخی و داستانی به خواننده ارائه میکنه. و نشون میده که چرا و به چه دلایلی فرهنگ اجتماعی ما به طور ناخودآگاه برونگرایی رو ارج میدونه. فصل دوم مربوط به فرهنگ شخصیت محور و خویشتن ایدهآل میشه که نویسنده با روایت چگونگی یکی از سمینارهای جناب آنتونی رابینز فصل رو شروع میکنه و بعد این نکته رو بیان میکنه که چطور این نوع فرهنگ باعث تشویق ما به سمت برونگرا بودن میشه. و یک سری باورهای عمومی در مورد موفق بودن، برونگراها رو از طریق روایتهای مختلف به چالش میکشه. و از دیدگاههای دانشکده کسب و کار هاروارد و انجیل به این موضوع میپردازه. در فصل سوم نویسنده در مورد همکاری و خلاقیت صحبت میکنه. اینکه آیا خلاقیت به دنبال کار انفرادی بیشتر شکوفا میشه یا اینکه همکاری باعث این اتفاق هستش؟ که البته این موضوع مربوط به شخصیت افراد، یعنی درونگرا و برونگرا بودن میشه. یعنی کار انفرادی و یا گروهی بین افراد درونگرا و برونگرا چگونه باعث خلاقیت میشه؟ ایشون ادعا میکنه که درونگراها ترجیح میدن تنهایی و مستقل کار کنن که این موضوع امکان داره به نوآوری ختم بشه. و از تاثیر تمرین آگاهانه در تنهایی میگه. در فصل چهار (از بخش دو) این سوال مطرح میشه که درونگرا یا برونگرا بودن فرد به چه میزانی به ذات (ژنتیک) و یا محیط (نوع تربیت و تجارب) فرد بستگی داره؟ از تاثیر آمیگدال که در عمق سیستم لیمبیک مغز هستش میگه که چه تاثیری بر موضوع درونگرایی و برونگرایی فرد داره.
(بخش دوم نظر): در فصل پنجم به تاثیر خلق و خو (ژنتیک) بر روی رفتار ما و تا حدودی به موضوع اراده آزاد پرداخته میشه. نویسنده میگه ما در بند موارد ارثی قرار داریم اما طبق نظریه کش لاستیکی میتونیم از این بند تا حدودی خارج بشیم. بعد به موضوع برانگیختگی میپردازه یعنی درونگراها نسبت به برونگراها واکنش درونی بیشتری نسبت به رویدادهای بیرونی نشون میدن بابت همین موضوع جاهای آروم و قابل اعتماد رو بیشتر ترجیح میدن. فصل شش در مورد آدمهای حساس هستش که از نظر ویژگی شخصیتی یکسری اشتراکاتی با درونگراها دارند. نویسنده از ویژگیهای آدمهای حساس میگه و از پژوهشهایی که در این زمینه انجام شده. در فصل هفتم نویسنده با شروع روایتی موضوع حساسیت به پاداش رو مطرح میکنه و ادعا میکنه که برونگراها نسبت به پاداش (که در ارتباط با هورمون دوپامین هم هست) واکنش شدیدتری نسبت به درونگراها نشون میدن که این موضوع نشون دهنده این هستش که چرا افراد، نسبت به عوامل بیرونی نوع رفتار متفاوتی از خود بروز میدن. در فصل هشتم (از بخش سوم) از تفاوت فرهنگی کشورهای شرقی و غربی صحبت میشه که فرهنگهای کشورهای شرقی (مقایسه دانشجویان در دانشگاههای آمریکا) بیشتر مایل به درونگرایی هستند تا برونگرایی که البته جز دانشجویان برتر هم محسوب میشن. در این بین گریزی مختصر به زندگینامه و شخصیت جناب گاندی هم میزنه. فصل نهم (از بخش چهار) به موضوع نظریه صفت آزاد و خودنظارتگری میپردازه یعنی یک درونگرا میتونه بدون احساس استرس یه درونگرا باشه اما به نسبت موقعیت اجتماعی یا فرهنگی (و یا مثلا ابراز عشق و علاقه به افراد یا حوزه کاری) مثل یک برونگرا رفتار کنه و نویسنده برای بیان و درک این موضوع از نوع زندگی و شخصیت پرفسور برایان لیتل یاد میکنه. در فصل دهم به نکاتی اشاره میشه که چگونه با تیپ مخالف شخصیتی خودمون بتونیم ارتباط برقرار کنیم. و در نهایت فصل یازدهم مربوط به نحوه پرورش کودکان درونگرا در یک فرهنگ برونگرایی میشه که خانم کین نکاتی رو در راستای تربیت هر چه بهتر کودکان درونگرا به والدین و معلمین و خواننده ارائه میکنه.
(بخش سوم نظر): شاید بشه از ایرادات کتاب به این موضوع اشاره کرد که امکانش بود نویسنده، مطالب رو خلاصهتر هم ارائه کنه اما به نظرم علاوه بر تعریف و توصیف ویژگیهای افراد درونگرا، نویسنده قصد داشته روایتها و نتایج پژوهشهای مختلفی رو هم از درونگرایان به خوانندگان ارائه کنه. علاوه بر این موضوع اینم میشه گفت که نویسنده در سراسر کتاب از مزایای درونگرایی صحبت کرده با اینکه میشد از دیدگاه مخالف هم در مورد این موضوع صحبت کرد. البته که درونگرایی و برونگرایی ایراد نیستند بلکه تیپهای شخصیتی متفاوتی هستند و نمیشه یه یک سمت ماجرا، برچسب ایراد رو زد (کتاب رو بخونید متوجه منظورم میشید). نشر نوین رو خوندم و از ترجمه هم راضی بودم. به نظرم چاپ جدید کتابهای نشر نوین (مخصوصا جلد کتاب و اینکه بنده چاپ بیست و دوم رو خوندم) متاسفانه از کیفیت پایینی برخوردان که احتمالا بابت حفظ قیمت کمتر کتاب در این وضعیت تورم هستش.
من ترجمه نشر نوین رو خوندم و ترجمه خوبی بود. کتاب هم بیشتر برای افراد درونگرا خوبه.
چاپ انتشارات کتابسرای تندیس خیلی خوب نبود. چند اشتباه تایپی در متن بود.و بدتر اینکه خیلی از صفحات جوری بود که نقطههای کلمات و بعضی علایم نگارشی اصلأ چاپ نشده بود و با مداد همش باید درست کنی و اعصاب خورد کن بود. ولی از لحاظ محتوا کتاب خوبی بود بخصوص برای افراد درون گرا که خودشون رو بهتر بشناسند.
چقدر گرونه؟گرون هست یا گرون میفروشید یا گرون شده😄
گرون شده، گرون میشه و گرون خواهد شد.
ترجمه نشر نوین توسعه خوبه؟
به نظرم روون و خوب بود
موضوع کتاب برام جالب بود ولی اگر پادکستی ازش پیدا کردید اونو گوش بدید کافیه. به نظرم کتاب با لحن و بیان بیطرفانه نوشته نشده و از اونجایی که نویسنده، خودش رو آدمی درونگرا معرفی کرد و این کتاب هم در مورد درونگراییه، کتاب به مثابه یک مدح و تبلیغ در اومده.
من کتاب نشر کتاب سرای تندیس را خواندم و از کتاب بسیار راضی بودم ، نگاه من را نسبت به درون گراها تغییر داد ، کتاب شامل پژوهشهای نویسنده در موضوع درون گرایی است و به نظر من قطعا ارزش خواندن را دارد .
این کتاب اصلا جذاب نیست و انگار نویسنده فقط یه سری تحقیق رو در قالب کتاب به چاپ رسونده. من اغلب کتابها رو تو فوقش تو سه چهار روز تموم میکنم ولی این یکی رو هر چند حجمش چندان زیاد نیست، اما الان بیش از یک هفته اس که هنوز نصفش نکردم و اصلا علاقه ای به خوندنش ندارم. برعکس این کتاب، کتاب هایی مثل قانون پنج ثانیه یا هنر ظریف بیخیالی، جوری نوشته شدن که آدم ناخودآگاه جذبشون میشه هرچند داستانی نیستن. لحن خودمونی دارن و راحت میشه مثال هایی که کتاب زده رو درک کرد. اگر نخونیدش ضرر نمیکنید...
اگه از کتابی خوشت نمیاد نیازی نیست تا آخرشو بخونی من خودم کتاب بوده چهار صفحشو خوندم دیگه ادامه ندادم
چاپ نشر البرز پر از اشتباهات تایپی است. لطفا اینگونه ترجمهها را برای فروش در سایت قرار ندهید. حاضر بودم هزینه بیشتری بپردازم امّا کتاب اینقدر اشتباه تایپی و دستورزبانی نداشته باشد. با سپاس از ایران کتاب
وقتی کتاب را میخوانید متوجه میشوید که ایرادی ندارد اگر شما بیش از حد دوست دارید تنها باشید و یا اینکه زیاد اهل مهمانی رفتن نباشید. یا بسیار کم حرف باشیم. و یا خیلی از رفتارهای دیگر که ممکن است دوستان و آشناهای شما اون رو درک نکنند. در کتاب سکوت با اشاره به داستانها و افراد مختلف، نویسنده سعی دارد به خواننده بیاموزد که درونگرا بودن میتواند یک قدرت محسوب شود و این نوع سبک زندگی هیچ ایرادی ندارد.
چاپ نشر البرز نه ترجمه اش خوبه نه تایپش.