کتاب سه زن توانمند

Three Strong Women
کد کتاب : 13962
مترجم :
شابک : 978-6003674554
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 292
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2009
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 4 مرداد

برنده ی جایزه ی گنکور سال 2009

نامزد دریافت جایزه ی دوبلین سال 2014

از کتاب های برگزیده نیویورک تایمز

معرفی کتاب سه زن توانمند اثر ماری اندیای

کتاب «سه زن توانمند» رمانی نوشته ی «ماری اندیای» است که اولین بار در سال 2009 منتشر شد. این داستان سه زنی است که می گویند نه: «نورا» وکیلی فرانسوی که به سنگال می رود تا با پدر منزوی و مستبد خود دیدار کند؛ «فانتا» که زندگی ساده اما رضایت بخش خود به عنوان یک معلم در «داکار» را رها می کند تا به همراه دوستش به فرانسه بازگردد، جایی که افسردگی و احساس شکست، همه چیز را مسموم می کند؛ و «کادی»، زنی بی پول که همسرش را از دست داده و چیزی جز خویشاوندی دور که در فرانسه زندگی می کند، برایش باقی نمانده است. «ماری اندیای» با نثر شعرگونه و پرتنش خود، زندگی این سه شخصیت را که در میان آفریقا و اروپا گیر افتاده اند، به شکلی استادانه و فراموش نشدنی به تصویر می کشد.

کتاب سه زن توانمند

ماری اندیای
ماری اندیای، زاده ی 4 ژوئن 1967، رمان نویس و نمایشنامه نویس فرانسوی است. اندیای، نویسندگی را در دوازده سالگی آغاز کرد و اولین رمان خود را در هفده سالگی به انتشار رساند. او در سال 2009، جایزه ی ادبی گنکور را از آن خود کرد.
نکوداشت های کتاب سه زن توانمند
A beautiful novel of the travails of African immigrants in France.
رمانی زیبا درباره ی رنج های مهاجرین آفریقایی در فرانسه.
Amazon Amazon

Passionate and unsettling.
پراحساس و تشویش آور.
NPR NPR

The creation of a novelist unafraid to explore the extremes of human suffering.
اثر رمان نویسی که از کاوش در غایت های رنج انسان، هراسی ندارد.
New York Times New York Times

قسمت هایی از کتاب سه زن توانمند (لذت متن)
نمی دانست که شر می تواند نگاهی مهربان داشته باشد، و می توانست با دخترکی دل آرام همراه شود و در عشق دست و دل بازی کند.

و کسی به پیشواز آمد یا بی هدف بر ایوان خانه ی بزرگ بتنی ظاهر شد، در تراکم نور ناگهانی بسیار شدیدی که انگار در بدن پوشیده در لباس روشنش تولید می شد و بر خودش می پاشید.

با همه ی این ها، حالا در انتهای روز، این مرد درخشان و سرافکنده در برابرش پدیدار شده بود، که گویی ضربه ی پتک غول آسایی بر سرش، اندازه های متناسبی را که نورا به یاد می آورد، به اندازه های مردی درشت اندام و بدون گردن، با پاهای سنگین و کوتاه کاهش داده بود.