کتاب دختری از پرو

The Bad Girl

مشخصات کتاب دختری از پرو
مترجم :
شابک : 978-6005026696
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 349
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2006
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 15
زودترین زمان ارسال : 29 مهر

معرفی کتاب دختری از پرو اثر ماریو بارگاس یوسا

دختری از پرو یک عاشقانه تاریخی از ماریو بارگاس یوسا برنده ی جایزه نوبل ادبیات است که به لحاظ پرداخت داستان، شخصیت پردازی و نیز ترسیم دوران سیاسی پرافت و خیز اروپا و امریکای لاتین در نیمه دوم قرن 20 در اوج قله داستان نویسی قراردارد. در توضیح پشت جلد آمده است: «ریکاردو نخستین بار در ابتدای نوجوانی در دهه ی 1950 در یکی از بهترین محلات لیما با دختری آشنا می شود که او را شیلیایی کوچک می نامند، آشنایی ای که بر سراسر زندگی او سایه می افکند. در آن دوران شادی و بی خیالی، آن دو نیز مانند سایر نوجوانان آن زمان از شنیدن موسیقی لذت می بردند و جز غم عشق نگرانی دیگری نداشتند. اما آن روزها نمی شد پیش بینی کرد که همان دختر، چند سال بعد در کوبای فیدل کاسترو به یک چریک مبارز تبدیل می شود و سپس در پاریس در دوران شاد پس از جنگ، به همسری یک سیاستمدار فرانسوی در می آید. و ریکاردو از سالی به سال دیگر و از یک کشور به کشوری دیگر با اشتیاقی پایان ناپذیر دختر آتش پاره را جست وجو می کند.»

کتاب دختری از پرو

ماریو بارگاس یوسا
ماریو بارگاس یوسا، در ۲۸ مارس سال ۱۹۳۶ در آرکیپای پرو به دنیا آمد. وی تنها فرزند پدر و مادرش بود و والدینش پنج ماه بعد از ازدواج از هم جدا شدند. ۱۰ سال اول زندگیش را در بولیوی و با مادرش گذراند. پس از آن که پدربزرگش مقام دولتی مهمی در پرو به دست آورد، همراه مادرش در سال ۱۹۴۶ به سرزمینش بازگشت. دوران کودکی او با سختی سپری شد.در ۱۴ سالگی پدرش وی را به دبیرستان نظام فرستاد که تأثیری ژرف و پایا بر او نهاد و ایده ی نخستین رمانش را در ذهنش پروراند. نگرش داروین گرایانه ی او نسبت به زندگی حاصل تجربه ...
قسمت هایی از کتاب دختری از پرو (لذت متن)
با تمام وجود می خواهمت . در این چهار سال به جز رویا بافی درباره ی تو و دوست داشتنت هیچ کار نکردم و همین طور لعنت کردنت هر روز و هر شب .

تصمیم گرفته بود در آینده هرگز عاشق نشود . حالا به عشق های سطحی اکتفا می کرد ، چون قبلا همه ی احساساتش را به پای آن دختر ریخته بود .

بد شانسی های احساسی ام بیشتر ناشی از خودم بود تا او ، زیرا او را طوری دوست داشتم که او هرگز قادر نبود همان طور دوستم بدارد ، اگر چه در فرصت های نادری کوشیده بود .