دختر جوان نفسش را حبس کرد و جوابی نداد. جز میلی شدید به تنهایی، تنها عامل تسلی دردش، چیزی حس نمی کرد. هر نوع دلداری یا نوازشی از سوی مادرش او را می رنجاند. مادرش را پشت در مجسم می کرد، از کشیده شدن ملایم پاهایش روی سنگفرش حدس می زد که پابرهنه باشد. دو دقیقه گذشت و او را همچنان همان جا احساس می کرد، دولا، گوش به در چوبی، در حالی که لباس های به هم ریخته اش را با دستان زیبایش جمع می کرد.
هوبرتین که دیگر چیزی نمی شنید، حتی صدای نفسی، جزئت نکرد دوباره صدا بزند. مطمئن بود که آه و ناله هایی شنیده است؛ اما اگر کودک سرانجام به خواب فرو رفته بود، چه دلیلی داشت بیدارش کند؟ یک دقیقه دیگر هم منظر ماند، منقلب از غمی که دخترش پنهان می کرد و او به گنگی حدس می زد؛ وجود خودش نیز سرشار از احساسی پرعطوفت بود. بعد تصمیم گرفت همان طور که بالا آمده بود پایین برود، با دست هایی آشنا به هر پیچ و خم، بی آنکه در آن خانه تاریک جز خش خش خفیف پاهای برهنه اش صدایی پشت سر باقی بگذارد.
آنگاه آنژلیک نشسته وسط تخت خود گوش فرا داد. سکوت مطلق طوری حکم فرما بود که فشار ناچیز پاشنه ها را در آغاز هر گام تشخیص می داد. در پایین، در اتاق باز و از نو بسته شد؛ سپس، متوجه زمزمه ای شد که به سختی به گوش می رسید، پچ پچی محبت آمیز و غم بار، لابد حرف هایی که پدر و مادرش درباره او می زدند، ترس هایشان، آرزوهایشان؛ و این پچ پچ تمامی نداشت، با آنکه بی شک چراغ را خاموش کرده و دراز کشیده بودند.
در این مطلب قصد داریم به تعدادی از کتاب های کلاسیک کوتاه بپردازیم که انتخاب هایی عالی برای ورود به جهان آثار کلاسیک به شمار می آیند.
«ادبیات فرانسه» از اشعار قرون وسطایی گرفته تا رمان های مدرن، برخی از تأثیرگذارترین و جسورانه ترین آثار را در ادبیات اروپا و جهان به وجود آورده
اگر همیشه با دیده ی شک و تردید به رمان های عاشقانه و طرفداران آن نگریسته اید و علت محبوب بودن این ژانر، کنجکاوی تان را برانگیخته است، با این مقاله همراه شوید
دوستان یه سوالی دارم اگر کسی میدونه لطفاً جواب بده. ترجمهی گودرزی از نشر افق سانسور داره و خلاصه شده ست؟
درباره پایان کتاب :اگر در آخر کتاب آنژلیک شفا پیدا نمیکرد حجمه ای بر مسیحیت و آیین مسیح بود .پس آنژلیک چشم باز میکند. به نظر زولا برای خلاصی از شر کلیسا این کار را کرده باشد و الا دلیلی ندارد آنالیز زنده شود و باز بمیرد .دقت کنید پس از باز شدن چشم آنژلیک و بعد از اینکه آنژلیک در دستان پسر میمیره .گفته میشه که رویایی بود تمام رویای چه کسی بود ؟.این قسمت رویای فلیسین هست گویی فلیسین در رویا میبیند که با آنژلیک ازدواج کرده گویی آنژلیک اصلا پیشتر از دست رفته یا شاید همه چیز رویا بوده.در این کتاب که بسیار هنرمندانه نوشته شده مرز رویا و واقعیت گاهی از دید فلیسین و بیشتر از دید آنژلیک بهم میریزد. آیا فلیسین واقعا به سراغ آنژلیک بیمار میآید یا این صرفا یک رویاست؟سراسر کتاب رویا وار نوشته شده بسیاری از جاهای کتاب شما نمیتونید با قطعیت بگین این اتفاق افتاده یا نه.همه چیز میتواند رویای یک دختر و پسر باشد .حتی قسمتهای عاشق شدن و جریان لباسی که در آب میوفته رو بیاد بیارید همه چیز شبیه شعری خیال بارانه هست.پس کتاب فوق العاده است رویا نام کتاب است و در سراسر آن جاریست همه شخصیتها هم رویا پردازن هوبرتین بر سر مزار مادرش تکان میخورد گویی مادرش بخشیده اش است .نکات منفی کتاب به نظر به طولانی شدن معرفی قدیسان مسیحیت است و آداب و رسوم مسیحیت که زولا با صبر و حوصله برای ما میگوید حداقل برای خواننده خارج از فرقه مسیحیت جذابیتی ندارد واضافه گوییست. اما حقا با اثری در خور نام زولا طرفیم
من آثار کلاسیک زیاد میخونم . اما میتونم بگم این اثر خیلی معمولی بود. جزو رمانهای خوب اصلا نمیشه به حسابش آورد
میشه لطفا یکی با جزئیات و دقیق بگه پایانش چی شد
میشه یه نفر درست توضیح بده دقیق پایانش چی شد
من کلا آثار زولا را دوست دارم ( نانتاس ، برای یک شب عشق ، ترزا کن ) . درباره رویا باید بگم که کتاب را بر اساس اولش قضاوت نکنید شروعش خیلی اسلو هستش ولی توی اواسطش با اوج میرسه من هم به شخصه از پایانش راضی بودم . آثار زولا به قول خودش خیلی به داستان نمیپردازد همیشه یک تم روانشناختی هم دارد .
میشه دقیق بگی پایانش چی شد
اوایل کتاب بخاطر نثر پیچیده و توضیحات زیاد نویسنده با کتاب ارتباط نگرفتم ولی بازم ادامه دادم. از یهجایی به بعد داستان خیلی قشنگ شد و نتونستم کتاب رو زمین بذارم. پایان کتاب هم اگرچه برای خیلیها عجیب بود ولی با تصویری که زولا میخواست از انژلیک نشون بده و تاکید داشت که انژلیک پاک و معصومه مطابقت داشت. پیشنهاد میکنم حتما بخوانید.
متاسفانه با اینکه من کلاسیکخوان هستم، ولی با این کتاب اصلا نتونستم ارتباط بگیرم، خیلی روند داستان کند بود و توضیحات خستهکننده.
متاسفانه با اینکه من کلاسسکخوان هستم، ولی اصلا نتونستم با این کتاب ارتباط برقرار کنم، خیلی خستهکننده بود و روند داستان کند پیش میرفت.
تا اوایل کتاب همش منتظر یه اتفاق بودم اما تقریبا واقعا داشتم از این همه توصیف و داستانهای اضافی خسته میشدم اما وسطاش خوب بود و خوشم اومد از کتاب . همونطور که گفتم اوایل کتاب خیلی خسته کننده شروع شد
اخرش چرا اینطوری تموم شد
فهمیدی به منم بگو
واقعا خیلی کتاب قشنگی بود اونجاهایی که راجب قدیسها و اینا بود یکم خسته کننده بود ولی از یه جایی به بعد داستان خیلییی قشنگ میشه بنظر من عاشقانهی خیلیی قشنگی بود درد
بخشهای اول کتاب تا حدی خسته کننده بودن ولی وقتی به اوج داستان رسیدم نمیتونستم کتاب رو زمین بذارم. دوستداشتنی بود.
با شک و دودلی انتخابش کردم و تا اوایل کتاب هم بخاطر نثر و ترجمه تقریبا نامانونسش پشیمون بودم از خریدش .. ولی همه اینا جبران شد وقتی فهمیدم که آنژلیک خود منم و رویای اون رویای منه .. کتابی که خودِ من بود .. اگه به مطالب اسطورهها ،مذهب ، قدیسین ،فرشتگان ، اخلاق ، قانون جذب و ... علاقه دارین کتاب بی نظیریه
یه کامنت دیگه هم قبلا ازت خوندم که خیلی خوب همه چی رو گفتی من کتاب رو فقط از روی اسمش خریدم وقتی اومدم کامنتارو خوندم تقریبا از خوندن کتا با این کامنتها داشتم پشمون میشدم که نظرم برگشت