کتاب تغییر

Change
(از گمنامی به شهرت)
  • 10 % تخفیف
    قیمت : 25,000 | 22,500 تومان

  • موجود
  • انتشارات: آرمان رشد آرمان رشد
    نویسنده:
کد کتاب : 15444
مترجم :
شابک : 978-6222430023
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 115
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2010
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 10 آبان

برنده جایزه نوبل ادبی سال 2012

معرفی کتاب تغییر اثر مو یان

در کتاب تغییر ، مو یان ، نویسنده ی برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات در سال 2012 ، تغییرات سیاسی و اجتماعی کشور خود طی چند دهه گذشته را در این رمان شخصی سازی می کند. کتابی که به عنوان زندگی نامه ی خود او می تواند در نظر گرفته شود. بر خلاف بیشتر روایت های تاریخی از چین ، که به وقایع سیاسی وابسته اند ، رمان تغییر نماینده "تاریخ مردم" است ، یک نمای از پایین به بالا و نه از بالا به پایین از کشوری که در معرض سیلی از حوادث است. یان با مدام حرکت کردن به جلو و عقب در زمان و تمرکز کردن بر روی وقایع کوچک و افراد روزمره و عادی، با توصیف تأثیرات رویدادهایی حتی بزرگتر از زندگی بروی شهروندان معمولی ، روح زندگی را به درون تاریخ می دمد.

تغییر کتابی است برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات که کمیته نوبل ادبیات در وصف آن گفته است "از طریق به هم آمیختن فانتزی و واقعیت ، و نیز چشم اندازهای تاریخی و اجتماعی ، مو یان جهانی را به تصویر می کشد که در پیچیدگی اش یادآور نوشته های ویلیام فاکنر و گابریل گارسیا مارکز است و در عین حال نقطه ی عزیمت خود را در ادبیات قدیمی چینی و در سنت شفاهی آن می یابد. "

کتاب تغییر

مو یان
گوان موئه با نام مستعار مو یان، نویسنده ی معاصر چینی است که در سال ۲۰۱۲ به خاطر «رئالیسم خیره کننده ای که قصه های مردمی و تاریخ را با زمان حال پیوند می دهد» برنده ی جایزه ی نوبل شد. مو یان، نام مستعار اوست که معنی «سکوت کن» می دهد.مو یان در سال ۱۹۵۵ در شمال شرق شهرستان گائومی واقع در استان شاندونگ چین در یک خانواده ی کشاورز به دنیا آمد. او در زمان انقلاب فرهنگی چین مدرسه را ترک کرد و در یک کارخانه تولید محصولات نفتی مشغول به کار شد. پس از انقلاب فرهنگی به ارتش آزادی بخش مردم پیوست و نوشتن را ...
قسمت هایی از کتاب تغییر (لذت متن)
مشتاقانه منتظر فرصتی بودم تا بتوانم به خط اول جبهه بروم و از خودم یک قهرمان بسازم. اگر زنده بر می گشتم اعتبارم بیشتر می شد اگر کشته می شدم والدینم از امتیازات خانواده شهید بهره مند می شدند. شاید چنین طرز فکری، ساده و نسنجیده به نظر برسد؛ اما به جرات می توان گفت چنین ذهنیتی مربوط به کودکانی اط طبقه دهقانان متوسط و ستمدیده بود. ما معتقد بودیم مرگ با شکوه بهتر از زندگی حقارت بار است.

آموزگار ژانگ با لحنی تحقیرآمیز گفت: «عالیه! حقیقتا عالی! حالا ببینیم شما می تونین حدس بزنین کدوم ذهن خلاق اون رو نوشته.» ما نظری نداشتیم؛ بنابراین به این طرف و آن طرف و جلو و عقب نگاه کردیم به امید آنکه نویسندۀ انشای عالی را پیدا کنیم تا اینکه چشممان به صورت هی ژیوو افتاد. او به عنوان بزرگ ترین و قوی ترین شاگرد کلاس اجازه داشت که هم میزی اش را انتخاب کند، ازاین رو آموزگار ژانگ او را در نیمکت آخر در انتهای کلاس تنها نشانده بود. ناگهان همۀ نگاه ها به سمت او مایل شد و صورتش قدری سرخ و ظاهرا کمی دستپاچه شد؛ البته بعد از کمی دقت آثاری از خجالت و دستپاچگی در چهره اش ندیدیم.

برخلاف تصور ما لبخندی رضایت بخش، شیطنت آمیز و تقریبا موذیانه در صورتش پدیدار شد که از عملکرد خود راضی است. ازآنجایی که لب بالایی اش کوتاه تر از لب پایینی بود، وقتی می خندید دندان های زردرنگ فاصله دار بالایی و لثه های بنفش رنگش پیدا می شد. در همان لحظه به سرعت خود را مشغول یکی از سرگرمی هایش کرد. او به شدت به درست کردن حباب های کوچک از بین دندان های فاصله دارش و معلق بودن آن ها در هوا علاقه مند بود.