کفش های ایتالیایی

Italian Shoes

مشخصات کتاب کفش های ایتالیایی
مترجم :امیر یداله پور
شابک :978-964-329-354-3
قطع :پالتویی
تعداد صفحه :384
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2006
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :31 اردیبهشت

هنینگ مانکل از نویسندگان پرفروش نیویورک تایمز

معرفی کتاب کفش های ایتالیایی اثر هنینگ مانکل | ایران کتاب

کتاب کفش های ایتالیایی، رمانی نوشته ی هنینگ مانکل است که اولین بار در سال 2006 انتشار یافت. سال ها پیش، اشتباهی بزرگ باعث شد که زندگی فردریک ولین به عنوان یک جراح کاملا دگرگون شود و دیگر به وضعیت سابق بازنگردد. ولین در جزیره ای کوچک زندگی می کند که در ماه های طولانی زمستان، تماما با برف احاطه شده است. او آنقدر احساس سردرگمی و استیصال می کند که هر صبح، شکافی در یخ ها به وجود می آورد و وارد آب های منجمدکننده می شود تا به خود یادآوری کند که هنوز زنده است. خاطرات آن اشتباه بزرگ دست از سر فردریک برنمی دارند؛ اشتباهی که او را به این جزیره کشاند و زندگی اش به عنوان جراحی موفق را به پایان رساند. اما فردریک پس از یک آشنایی غیرمنتظره، سفری عجیب و تأثیرگذار را آغاز می کند. رمان کفش های ایتالیایی، نشان دهنده ی بلوغ توانایی های مانکل به عنوان یک رمان نویس است.

کتاب کفش های ایتالیایی

نکوداشت های کتاب کفش های ایتالیایی
A deeply human tale of loss and redemption.
داستانی عمیقا انسانی درباره ی فقدان و رستگاری.
Goodreads

A surprising and affecting story and a testament to the unpredictability of life.
داستانی غافلگیرکننده و تأثیرگذار، و گواهی بر پیش بینی ناپذیر بودن زندگی.
Barnes & Noble

A voyage into the soul of a man.
سفری به درون روح یک انسان.
The Guardian

قسمت هایی از کتاب کفش های ایتالیایی (لذت متن)
پدرم می خواست مرا برای شام به رستوران ببرد و مادرم مخالف بود. صدای دعوایشان را شنیده بودم. دعوایی که با رفتن مادرم به اتاق و قفل کردن در خاتمه یافت. هر وقت چیزی خلاف میلش بود همین کار را می کرد. وقتی قهرهایش طولانی می شد، خیلی سخت می گذشت. اتاقش پر می شد از بوی استخدوس و اشک. من روی کاناپه ی آشپزخانه می خوابیدم و پدرم در حال آه کشیدن تشکش را کف زمین می انداخت. در زندگی ام خیلی ها را در حال اشک ریختن دیده ام. به سبب شغلم با کسانی مواجه می شدم که در حال مردن بودند، یا کسانی که مجبور بودند بپذیرند عزیزشان به زودی خواهد مرد. اما اشک هایشان هیچ وقت بوی اشک های مادرم را نمی داد.

شبی صاف و پرستاره بود با آرامشی مرده. هر وقت آسمانی مانند آن می بینم، به این فکر می کنم که ای کاش می توانستم موسیقی بسازم.

یادم آمد که یکبار گفت زندگی مثل کفش هایت است. نمی توانی توقع داشته باشی یا تصور کنی که کفش هایت کاملا اندازه باشند. کفش هایی که پا را می زنند، حقیقت زندگی هستند.