اثری که هم در لحن پردازی هم در روایتِ همسو با فرم و هم در زبان داستان خارقالعاده عمل کرد و از زاویهای به جنگ ایران و عراق پرداخت که پیش از اون کسی با این زبان گزنده و خلاف عرف جرأت خلق چنین داستانی رو نداشت. اوایل داستان که قهرمان در پی فرار از جنگ و خط مقدم است به یک کپر بین راهی برمیخورد که رادیویی در حال پخش صدای یکی از مسئولین جمهوری اسلامی است که هیچ سنخیتی با اتفاقات و وقایع جنگ ندارد. هرکسی با خواندن آن قسمت به وضوح درمییابد که آن لحن از کدام مسئول است. نویسنده میتواند همزمان قلب شما را به درد بیاورد و به لبتان خنده بنشاند.
به نظر این حقیر کتاب در اینده بسیار معروف خواهد بود و جزو چنداثر مهم ادبیات معاصر ایران است . دو سه صفحه اخر کتاب نویسنده موفق شده هم فرم و هم محتوا را در موازات هم قرار دهد و یک کابوس خلق کند . اشیا و افکاری که جا به جا میشوند و بر میخورند و...فضا فقط در خدمت توصیف روان پریشی قهرمان داستان است و ربطی به جنگ ندارد که اتفاقا مربوط به بعد از قطع نامه است و شخصیتهای منفی کتاب هم عراقیها نیستند بلکه دژبانها هستند . که سرباز داستان ما مثل موری که در چاله قیف مانند شنی افتاده باشد و تلاشهای بی حاصلی برای خلاصی از مغاک دارد
بسیار زیبا یک رمان ضد جنگ که متاسفانه طبق معمول چاپ نمیشه:)
آخرش هم نفهمیدم چرا همه دوستش دارن و انقدر تعریف میکنن!
دقیقا. چیز چندانی در چنته ندارد.
ی سیال ذهن عالی متاسفانه این کتاب دیگه چاپ نمیشه