کتاب پرنده من

My bird

  • 10 % تخفیف
    قیمت : 22,500 | 20,250 تومان

  • موجود
  • انتشارات: مرکز مرکز
    نویسنده:
مشخصات کتاب پرنده من
شابک : 9789643056704
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 144
سال انتشار شمسی : 1392
سال انتشار میلادی : 2002
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 15
زودترین زمان ارسال : 24 آذر

برنده ی جایزه ی بهترین رمان سال 1382 از بنیاد گلشیری

معرفی کتاب پرنده من اثر فریبا وفی

راوی این اثر که از موفق ترین آثار ادبی سال های اخیر محسوب می شود، مانند دیگر داستان های این نویسنده یک زن است. کتاب در پنجاه و سه فصل کوتاه نوشته شده است. هر یک از فصل ها شبیه یک داستان کوتاه است که نویسنده با هنرمندی آن ها را همچون قطعات پازل کنار هم قرار داده و داستان را روایت می کند.

کتاب پرنده من

فریبا وفی
فریبا وفی در اول بهمن ماه سال ۱۳۴۱ در تبریز به دنیا آمد. از نوجوانی به داستان‌نویسی علاقه‌مند بود و چند داستان کوتاه‌اش در گاه‌نامه‌های ادبی، آدینه، دنیای سخن، چیستا، مجله زنان منتشر شد. اولین داستان جدی خود را با نام «راحت شدی پدر» در سال ۱۳۶۷ در مجله آدینه چاپ کرد. نخستین مجموعهٔ داستان‌های کوتاه او به نام «در عمق صحنه» در سال ۱۳۷۵ منتشر شد و دومین مجموعه، با نام «حتی وقتی می‌خندیم» در سال ۱۳۷۸ چاپ شد. نخستین رمان او &la...
قسمت هایی از کتاب پرنده من (لذت متن)
این جا چین کمونیست است. من کشور چین را ندیده ام ولی فکر می کنم باید جایی مثل محلة ما باشد. نه در واقع محلة ما مثل چین است. پر از آدم. می گویند در خیابان های چین هیچ حیوانی دیده نمی شود. هر جا نگاه کنی فقط آدم می بینی. با این حساب محلة ما کمی بهتر از چین است. چون یک گربة هرزه داریم که روی هرة ایوان می نشیند و همسایه طبقه سوم هم از قرار طوطی نگه می دارد. یک مغازة پرنده فروشی هم سر خیابان داریم.

به این خانه که آمدیم تصمیم گرفتم این جا را دوست داشته باشم. بدون این تصمیم، ممکن بود دوست داشتن هیچ وقت به سراغم نیاید. سروصدا زیاد بود و روز اول انگار برای آشناتر شدن ما با محیط، آقای هاشمی دختر چهارده ساله اش را زیر شلاق گرفت و فحش هایی که معجونی از چند زبان بود، مثل سنگریزه هایی توی حیاط خلوت ما ریخت.

سکوت من گذشته دارد. به خاطر آن بارها تشویق شده ام. هفت هشت ساله بودم که دانستم هر بچه ای آن را ندارد. سکوت من اولین دارایی ام به حساب می آمد. ... درطول سال هایی که بعد از آن آمد بارها مورد تحسین زن های خانوادمان قرار گرفتم به خاطر توداری ام. به خاطر رازداری ام. خیلی زود فهمیدم که به یک صندوقچه می مانم با دری کیپ و پر از راز. امیر از سکوت های من کلافه می شد. سکوت من او را می ترساند. کم کم عادت به پرحرفی پیدا کردم حتی در مواقعی که لازم نبود. سال ها بعد یاد گرفتم که حرف می تواند حتی مخفیگاهی بهتر از سکوت باشد.