کتاب افسانه های مدرنیته مقالهها و نامههایی از لهستان اشغالشده را در بر دارد که توسط چسلاو میلوش از ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۳ به رشتهٔ تحریر درآمدهاند. آغاز جنگ جهانی دوم میلوش را در ورشو غافلگیر کرد. او، پس از تسلیم لهستان، از مرز لهستان رومانی گذشت. بعد رهسپار شهر دوران نوجوانیاش، ویلنو (ویلنیوس امروز)، در شرق شد، و درست بهموقع به آنجا رسید تا شاهد اشغال آن شهر از سوی سپاهیان اتحاد شوروی، بهموجب یک بند پنهانی از پیمان عدم تجاوز شوروی و آلمان، باشد. چند ماه بعد، او پنهانی به ورشوی تحت اشغال نازیها بازگشت و تا روزهای اولیۀ قیام ورشو در اوت ۱۹۴۴ در آنجا ماند. چند صباحی بهعنوان کارگر اجازۀ کار داشت و جعبههای کتاب را با گاری بین ساختمانهای کتابخانه جابهجا میکرد و از این امتیاز استثنایی هم برخوردار بود که آنها را بخواند. او در شاخۀ فرهنگی نهضت مقاومت ضدنازی لهستان فعال بود و آثار زیرزمینی و جنگهای ادبی منتشر میکرد. او درعینحال به تلاشهای ادبی خود نیز ادامه داد، شعر سرود، «سرزمین ویران» تی. اس. الیوت را ترجمه کرد و مقالاتی را که در این کتاب گرد آمدهاند نوشت. گفته شده است جنگ از نظر شاعر جوان ضربهای روحی و جسمی بود، اما ضربۀ فکری نبود. او که ناظر تیزبین زمانهاش بود میدانست اروپای بین دو جنگ تودهای از هیزم بود و تنها منتظر یک جرقه. محرومیت اقتصادی میلیونها تن، ظهور ایدئولوژیهای تشنۀ خون، فوران کینۀ ملی و نژادی: همه از یک بحران اجتماعی و معنوی درست در قلب تمدن اروپا سخن میگفتند. احساس بحران معنوی اروپا و بحران اعتقادی خود میلوش باعث ایجاد دلمشغولی مادامالعمرش نسبت به مقولههای مذهبی و متافیزیکی شد.
چسواو میوُش (زاده ۳۰ ژوئن ۱۹۱۱ – درگذشته ۱۴ اوت ۲۰۰۴) شاعر و مترجم و استاد دانشگاه لهستانی بود. چسلاو میلوش سال ۱۹۸۰ برنده جایزه نوبل ادبیات شد.
در جریان جنگ جهانی دوم و تهاجم به لهستان به دست آلمان نازی میلوش با مطبوعات همکاری میکرد واشعار او جزو نخستین کتابهایی بودند که در لهستان پس از چنگ به چاپ رسیدند. میلوش رایزن فرهنگی لهستان کمونیستی در نیویورک و پاریس بود اما در سال ۱۹۵۱ با قطع رابطه با دولتلهستان در فرانسه پناهنده سیاسی شد و در آنجا چندین اثر در انتقاد از استالینیسم را به رشته تحریر درآورد. در پاریس با مؤسسه ای که در زمینه ادبیات مهاجرین لهستانی فعالیت داشت همکاری میکرد. دوره جنگ سرد اوایل دهه ۱۹۵۰ برای میلوش اوج دوره انزوا و تنهایی بود. در سال ۱۹۷۳ خوانندگان انگلیسی زبان با ترجمه شدن برخی از مجموعه اشعارش با او ارتباط برقرار کردند. او در دهه ۱۹۹۰ با فروپاشی کمونیسم به کراکوو بازگشت اما بهطور مرتب به ایالات متحده آمریکا سفر میکرد . میلوش برنده چندین جایزه معتبر ادبی همچون جایزه نوبل، جایزه ادبیات اروپا (۱۹۵۳)، جایزه بینالمللی ادبیات نوئستات در سال ۱۹۷۸ و کمک هزینه تحقیقاتی گوگنهایم شدهاست. بخاطر مجموعه آثار احساس برانگیز و اندیشمندانه اش در انعکاس فجایع و قساوت قرن بیستم شهرت داشت از زمان فروپاشی کمونیسم که به او اجازه دادند پس از سی سال زندگی در غربت به زادگاه خود بازگردد دراین شهر مقیم بود. او در مدت اقامت خود در فرانسه و ایالات متحده که قریب به ۳۰ سال طول کشید به سمبل برجسته مخالفت با کمونیسم مبدل شد و معروفترین اثر او با نام «ذهن اسیر» تصویرگر وضع اسفناک روشنفکران تحت رژیم دیکتاتوری کمونیستی بود.