کتاب دشمن Foe


  • قیمت : ۱۱,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر دشمن
ایران کتاب ایران کتاب

جی. ام. کوتسی در کتاب دشمن، دست به خلق دوباره ی ماجرای رابینسون کروزوئه زده و سرشت اغواکننده و تحمیل گر داستان سرایی را به رخ مخاطب کشیده است. سوزان بارتون که اخیرا در جزیره ای متروک گرفتار بوده، به سراغ نویسنده ای مشهور به نام دنیل فو می رود. سوزان از فو می خواهد تا داستان او و آشنایی اش با مردی مرموز را روایت کند؛ مردی به نام کروزو که در جزیره، ناجی، همراه، تعلیم دهنده و گاهی اوقات معشوق او بوده است. کروزو اکنون مرده و خدمت کارش، جمعه، توانایی صحبت کردن ندارد. سوزان تلاش می کند تا تصویری حقیقی از کروزو ارائه دهد اما بلندپروازی و آرمان گرایی اش، او را وادار می سازد تا قصه را آن طور که خودش دوست دارد، برای فو تعریف کند. کتاب دشمن، با هوشمندی و دقتی موشکافانه، نقاط ژرف و تاریک ذهن بشر را مورد کنکاش قرار داده و بر تمایل ذهن بشر در تغییر واقعیات متمرکز است.

خرید و معرفی کتاب خواندنی دشمن



مشخصات دشمن
قطع :رقعی
شابک :978-964-362-976-2
وزن :185
تعداد صفحه :158
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :1986
سری چاپ :2

ویژگی ها

نویسنده کتاب برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 2003

نکوداشت
A small miracle of a book of marvelous intricacy and overwhelming power.
کتابی بسیار شگفت انگیز با جزئیات حیرت آور و قدرتی شگرف.
Washington Post Book World Washington Post Book World

The writing is lucid and precise.
با نگارشی ساده و موجز.
New York Times New York Times

Imaginatively conceived and richly orchestrated.
بسیار فکر شده و خوش ساخت.
Publishers Weekly Publishers Weekly

لذت متن
واقعا در جزیره ای کنار مردی به نام کروزو گرفتار شده بودم. مردی انگلیسی که برای من به قدر لاپ لندهای بیگانه بود. وقتی از کلبه بیرون رفتم، جمعه را جایی ندیدم و از این بابت خوشحال بودم. قدری راه رفتم و جایی نشستم که خودم را جمع و جور کنم. دسته ای گنجشک لای بوته ها جا خوش کرده بودند و با کنجکاوی سرشان را جلو و عقب می بردند. اصلا نمی ترسیدند چون از ازل هیچ آسیبی از نوع بشر ندیده بودند. باید از آمدن به جزیره پشیمان می شدم؟

بخت مرا به جزیره کروزو آورده و گرفتار کرده بود. در دنیای بخت مگر بهتر و بدتر وجود دارد؟ تن به امواج می سپاریم و در چشم به هم زدنی هوشیاری مان سست می شود. خوابیم و وقتی بیدار می شویم سمت و سوی زندگی مان را گم کرده‎ایم. چه هستند این چشم به هم زدن ها که تنها سیستم دفاعی کارساز در برابرشان هوشیاری ابدی و غیر انسانی است؟ شاید شکاف ها و رخنه هایی باشد که صداهایی دیگر، از درون آن ها کلام را به زندگی ما می دمند. به چه حقی گوش شنیدن این صداها را نداریم؟

من و فو که صحبت می کردیم جمعه بر تشکش جا خوش کرده و با لوحه اش مشغول بود. از پشت سرش نگاهی انداختم و دیدم دارد لوحه را از نقش هایی که انگار گل و برگ بود پر می کند. اما نزدیک تر که رفتم دیدم برگ ها چشم است، چشم های بازی که بر پای آدم سوار بود: ردیف به ردیف قدم رو چشم ها.