1. خانه
  2. /
  3. کتاب اینفوکراسی

کتاب اینفوکراسی

3.2 از 1 رأی

کتاب اینفوکراسی

دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی
Infocracy: Digitization and the Crisis of Democracy
انتشارات: نگاه
٪10
350000
315000
معرفی کتاب اینفوکراسی
کتاب «اینفوکراسی: دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی» نوشته‌ی بیونگ چول هان، فیلسوف و نظریه‌پرداز کره‌ای-آلمانی، از نقطه‌ای آغاز می‌شود که کمتر کسی به آن توجه دارد: وقتی از سلطه بر انسان سخن می‌گوییم، معمولا تصویری از دیوارهای بلند، سلاح و محدودیت‌های آشکار سرکوبگرانه در ذهن‌مان شکل می‌گیرد؛ تصویری که قدرت را در قامت یک سرکوبگر عریان به نمایش می‌گذارد. اما به باور هان جهان امروز شیوه‌ای به‌مراتب آرام‌تر و پیچیده‌تر برای اهلی‌کردن انسان یافته است.
این اثر خاستگاه تازه‌ی این سلطه را نه در اجبار و سلب آزادی، بلکه در خود آزادی و در اشتیاق انسان معاصر برای دیده‌شدن جست‌وجو می‌کند. هان نشان می‌دهد که جامعه چگونه از دل ساختارهای انضباطی سرمایه‌داری صنعتی گذشته، به نظمی تازه گذر کرده است؛ نظمی که در آن اطلاعات دیگر ابزار آگاهی‌بخشی نیست، بلکه به شلاقی نامرئی برای جهت‌دهی به روان و ناخودآگاه جمعی بدل شده است.
فضای کلی کتاب کاملا انتقادی، تأملی و اندیشه‌محور است و مسیری روشن را در واکاوی مناسبات قدرت دیجیتال دنبال می‌کند. محور اصلی بحث این است که الگوریتم‌های هوشمند، جریان کلان‌داده‌ها و شبکه‌های اجتماعی، بستر گفت‌وگوی عمومی را از هم گسسته‌اند. از نگاه نویسنده دموکراسی به صبوری، گوش‌سپردن، استدلال منطقی و رسیدن به درکی مشترک از واقعیت نیاز دارد؛ حال آنکه معماری ارتباطات دیجیتال با پاداش‌دادن به هیجان آنی، خشم زودگذر و واکنش‌های شتاب‌زده، مجالی برای تفکر عمیق باقی نمی‌گذارد.
جامعه در این اثر دیگر کلیتی منسجم با فضایی مشترک برای گفت‌وگو نیست، بلکه به جزیره‌هایی جدا از هم، حباب‌های فیلترشده و اتاق‌های پژواک تبدیل شده که در هر یک، افراد تنها صداهایی را می‌شنوند که بازتاب‌دهنده‌ی باورهای پیشین‌شان‌اند و همین فرایند روانی است که به گفته‌ی هان، سیاست را از حوزه‌ی عقلانیت جمعی به میدان جنگ‌های اطلاعاتی، اخبار جعلی و دست‌کاری روانی در کارزارهای انتخاباتی فروکاسته است.
هان این نظم تازه را «حکومت اطلاعات» یا نوعی روان‌سیاست می‌نامد؛ نظامی که در آن مرز میان حقیقت و دروغ محو می‌شود و جای خود را به سیلی بی‌امان از داده‌های کم‌ارزش می‌دهد. تفاوت این وضعیت با رژیم‌های توتالیتر گذشته در همین‌جاست: آن‌ها افکار را سانسور می‌کردند، اما اینفوکراسی ذهن‌ها را با انباشت خستگی‌آور پیام، لایک و اعلان بمباران می‌کند تا اساسا فرصتی برای تعقل باقی نماند.
نکته‌ی تلخ‌تر این است که انسان معاصر، درست در همان لحظه که احساس آزادی کامل می‌کند و با اشتیاق تمام ترجیحات و رفتارهایش را در پلتفرم‌ها به نمایش می‌گذارد، به موجودی کاملا پیش‌بینی‌پذیر و هدایت‌پذیر بدل می‌شود. هان بی‌آنکه به ستایش‌های کلیشه‌ای از فناوری روی بیاورد یا راه‌حلی ساده‌انگارانه پیش بکشد، با قلمی صریح و سنجیده، سیر افول عقلانیت ارتباطی و ظهور آنچه خود آن را «پسادموکراسی» می‌نامد ترسیم می‌کند؛ وضعیتی که در آن سرورهای داده‌محور، حاکمان واقعی و بی‌صدای جامعه شده‌اند.
پیام اصلی کتاب «اینفوکراسی: دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی» آن است که خطرهای پیش‌روی آزادی، لزوما از جنس دیکتاتوری‌های کلاسیک نیستند؛ گاهی همین ابزارهای روزمره، شفاف و به‌ظاهر بی‌ضرر زندگی دیجیتال‌اند که سلطه‌ای پنهان را در دل خود حمل می‌کنند. با واکاوی ساختار قدرت در عصر اطلاعات، بیونگ چول هان چارچوبی تحلیلی در اختیار خواننده می‌گذارد تا دریابد چرا انفجار اطلاعات، به‌جای افزایش دانایی جمعی، شالوده‌ی حیات سیاسی مشترک انسان را با بحرانی بی‌سابقه روبه‌رو کرده است.
درباره بیونگ چول هان
درباره بیونگ چول هان
بیونگ چول هان را می‌توان یکی از بهترین نامزدها برای فیلسوفِ دورانِ کنونی در نظر گرفت. اگرچه ۲۰ سال از زمان انتشار نخستین کتابش می‌گذرد -اولین کتاب او یک تک‌نگاریِ خواندنی دربارۀ مفهوم اشتیمونگ۱، یا ملال، در آثار هایدگر بود- آثار او فقط از سال ۲۰۰۹ به این سو به دیگر زبان‌ها بازگردانده شده است. حالت درون‌نگرانۀ کتابِ نخستش بر کتاب‌های بعدی او نیز حاکم بوده است، و چرخشی مشخص به‌سوی امر سیاسی، و به‌ویژه به‌سوی مدل‌های تاریخی اجبار، تنها با انتشار کتاب قدرت چیست؟۲ در سال ۲۰۰۵ نمایان شد. در سال ۲۰۱۰، هان کتاب ساختارشکن خود را منتشر کرد، که با نام جامعۀ فرسوده۳ به انگلیسی ترجمه شده است، و کم‌کم در خارج از آلمان، کشور محل اقامتش، مورد توجه قرار گرفت. از آن پس، آثار او به بیش از ده‌بیست زبان بازگردانده شده و، طی دو سال گذشته، آمریکا و انگلیس هم به این جریان پیوسته‌اند: اکنون استنفورد و اِم.‌آی.‌تی هر کدام دو کتاب منتشر کرده‌اند، و سه کتاب دیگر هم در ماه‌های آتی منتشر خواهد شد.
قسمت هایی از کتاب اینفوکراسی

منظور من از «رژیم اطلاعات» شکلی از سلطه است که در آن اطلاعات و پردازش اطلاعات با الگوریتم‌ها و هوش مصنوعی اثری تعیین‌کننده بر فرایندهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دارند. در رژیم اطلاعات از «داده‌‌‌ها» و اطلاعات بهره‌برداری می‌شود، برخلاف رژیم‌های انضباطی[1] که در آن‏ها از «بدن‌ها» و «انرژی‌ها» استفاده می‏شود. قدرت دیگر به مالکیت ابزار تولید وابسته نیست، بلکه به دسترسی به اطلاعاتی بستگی دارد که از آن برای نظارت[2] روان‌سیاسی[3] و پیش‌بینی و کنترل رفتار ‌استفاده می‌شود. رژیم‏های اطلاعات به نوعی سرمایه‏داری اطلاعات متصل‏اند که در ادامه به نوعی سرمایه‌داری «نظارتی» گسترش پیدا می‌کند و انسان‌ها را به گلّۀ مصرف‌کننده‏‌‌ای تقلیل می‌‏دهد که داده تولید می‏کنند. رژیم انضباطی شکلی از مشخصۀ سلطۀ سرمایه‌داری صنعتی است. شکل آن ماشینی است: در ماشین قدرت انضباطی هر فرد مهره‌ای ناچیز است. قدرت انضباطی وارد اعصاب و مفاصل می‌شود و «از گل رسی بی‌شکل، بدنی بی‌مهارت» یک «ماشین» تولید می‌کند.(1) قدرت انضباطی بدن‌های «مطیع» تولید می‌کند: «بدنی مطیع است که بتواند تحت ‌سلطه درآید، به کار گرفته شود، تغییر شکل پیدا کند و بهینه شود.»( 2) بدن‌های مطیع ماشین‌های تولیدند. آن‌ها دارندگان داده و اطلاعات نیستند؛ آن‌ها دارندۀ انرژی‏اند، ماشین‏هایی مولدند. تحت رژیم انضباطی، انسان‌ها آموزش می‌بینند که به «گله‌ای برای بیگاری» تبدیل شوند. سرمایه‏داری اطلاعات از ارتباط و ارتباط‏پذیری استفاده می‌کند و به این ترتیب، تکنیک‌های انضباطی مانند جداسازی[4] فضایی، قوانین سخت‌گیرانۀ کار و تمرینات بدنی در آن منسوخ‏اند. آرمان رژیم اطلاعات «مطیع بودن» و پیروی و اطاعتی نیست که رژیم انضباطی مستلزم آن است. در رژیم اطلاعات، سوژۀ مطلوب نه مطیع است نه تابع. رژیم اطلاعات وانمود می‌کند که سوژه‌هایش «آزاد، اصیل و خلاق» هستند. این سوژه خودش را «عرضه» می‏کند.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب اینفوکراسی" ثبت می‌کند