1. خانه
  2. /
  3. کتاب اینفوکراسی

کتاب اینفوکراسی

3.2 از 1 رأی

کتاب اینفوکراسی

دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی
Infocracy: Digitization and the Crisis of Democracy
انتشارات: نگاه
ناموجود
350000
معرفی کتاب اینفوکراسی

بیونگ‌چول هان، فیلسوف کره‌ای‌ـ‌آلمانی، در کتاب اینفوکراسی به تبیین چرخش بنیادین قدرت از «رژیم انضباطی» به «رژیم اطلاعات» در عصر حاضر می‌پردازد. او استدلال می‌کند که برخلاف گذشته که قدرت از طریق سرکوب و اجباربدن‌ها اعمال می‌شد، رژیم اطلاعاتی جدید با تسخیر روان و بهره‌کشی از خود«آزادی» کار می‌کند. در این وضعیت، انسان‌ها مشتاقانه خود را به نمایش می‌گذارند و با تولید مداوم داده خود را هدایت‌پذیر و پیش‌بینی‌پذیر می‌کنند؛ پیوندی میان آزادی ظاهری و نظارت پنهان که سلطه را به کمال می‌رساند. این اینفوکراسی یا حاکمیت اطلاعات، بنیادهای دموکراسی و حوزۀ عمومی مبتنی بر گفت‌وگو را ویران می‌کند. سیاست از عرصۀ استدلال و تصمیم‌گیری جمعی به رقابتی سطحی برای جلب توجه و طوفان‌های خشم زودگذر در فضای مجازی تنزل می‌یابد و کارزارهای انتخاباتی به جنگ‌های اطلاعاتی هدایت‌شده با بات‌ها و ارتش‌های ترول تبدیل می‌شوند. هان هشدار می‌دهد که این انبوهی اطلاعات، برخلاف تصور عمومی، به شناخت و آگاهی بیشتر منجر نمی‌شود، بلکه با تبدیل حقیقت به گردوغبار، بحرانی عمیق را رقم می‌زند؛ وضعیتی فرارسیده که در آن اطلاعات بیشتر نه مایۀ بسط دموکراسی، بلکه عامل اصلی تهدید و فروپاشی آن است.

درباره بیونگ چول هان
درباره بیونگ چول هان
بیونگ چول هان را می‌توان یکی از بهترین نامزدها برای فیلسوفِ دورانِ کنونی در نظر گرفت. اگرچه ۲۰ سال از زمان انتشار نخستین کتابش می‌گذرد -اولین کتاب او یک تک‌نگاریِ خواندنی دربارۀ مفهوم اشتیمونگ۱، یا ملال، در آثار هایدگر بود- آثار او فقط از سال ۲۰۰۹ به این سو به دیگر زبان‌ها بازگردانده شده است. حالت درون‌نگرانۀ کتابِ نخستش بر کتاب‌های بعدی او نیز حاکم بوده است، و چرخشی مشخص به‌سوی امر سیاسی، و به‌ویژه به‌سوی مدل‌های تاریخی اجبار، تنها با انتشار کتاب قدرت چیست؟۲ در سال ۲۰۰۵ نمایان شد. در سال ۲۰۱۰، هان کتاب ساختارشکن خود را منتشر کرد، که با نام جامعۀ فرسوده۳ به انگلیسی ترجمه شده است، و کم‌کم در خارج از آلمان، کشور محل اقامتش، مورد توجه قرار گرفت. از آن پس، آثار او به بیش از ده‌بیست زبان بازگردانده شده و، طی دو سال گذشته، آمریکا و انگلیس هم به این جریان پیوسته‌اند: اکنون استنفورد و اِم.‌آی.‌تی هر کدام دو کتاب منتشر کرده‌اند، و سه کتاب دیگر هم در ماه‌های آتی منتشر خواهد شد.
قسمت هایی از کتاب اینفوکراسی

منظور من از «رژیم اطلاعات» شکلی از سلطه است که در آن اطلاعات و پردازش اطلاعات با الگوریتم‌ها و هوش مصنوعی اثری تعیین‌کننده بر فرایندهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دارند. در رژیم اطلاعات از «داده‌‌‌ها» و اطلاعات بهره‌برداری می‌شود، برخلاف رژیم‌های انضباطی[1] که در آن‏ها از «بدن‌ها» و «انرژی‌ها» استفاده می‏شود. قدرت دیگر به مالکیت ابزار تولید وابسته نیست، بلکه به دسترسی به اطلاعاتی بستگی دارد که از آن برای نظارت[2] روان‌سیاسی[3] و پیش‌بینی و کنترل رفتار ‌استفاده می‌شود. رژیم‏های اطلاعات به نوعی سرمایه‏داری اطلاعات متصل‏اند که در ادامه به نوعی سرمایه‌داری «نظارتی» گسترش پیدا می‌کند و انسان‌ها را به گلّۀ مصرف‌کننده‏‌‌ای تقلیل می‌‏دهد که داده تولید می‏کنند. رژیم انضباطی شکلی از مشخصۀ سلطۀ سرمایه‌داری صنعتی است. شکل آن ماشینی است: در ماشین قدرت انضباطی هر فرد مهره‌ای ناچیز است. قدرت انضباطی وارد اعصاب و مفاصل می‌شود و «از گل رسی بی‌شکل، بدنی بی‌مهارت» یک «ماشین» تولید می‌کند.(1) قدرت انضباطی بدن‌های «مطیع» تولید می‌کند: «بدنی مطیع است که بتواند تحت ‌سلطه درآید، به کار گرفته شود، تغییر شکل پیدا کند و بهینه شود.»( 2) بدن‌های مطیع ماشین‌های تولیدند. آن‌ها دارندگان داده و اطلاعات نیستند؛ آن‌ها دارندۀ انرژی‏اند، ماشین‏هایی مولدند. تحت رژیم انضباطی، انسان‌ها آموزش می‌بینند که به «گله‌ای برای بیگاری» تبدیل شوند. سرمایه‏داری اطلاعات از ارتباط و ارتباط‏پذیری استفاده می‌کند و به این ترتیب، تکنیک‌های انضباطی مانند جداسازی[4] فضایی، قوانین سخت‌گیرانۀ کار و تمرینات بدنی در آن منسوخ‏اند. آرمان رژیم اطلاعات «مطیع بودن» و پیروی و اطاعتی نیست که رژیم انضباطی مستلزم آن است. در رژیم اطلاعات، سوژۀ مطلوب نه مطیع است نه تابع. رژیم اطلاعات وانمود می‌کند که سوژه‌هایش «آزاد، اصیل و خلاق» هستند. این سوژه خودش را «عرضه» می‏کند.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب اینفوکراسی" ثبت می‌کند