بیونگچول هان، فیلسوف کرهایـآلمانی، در کتاب اینفوکراسی به تبیین چرخش بنیادین قدرت از «رژیم انضباطی» به «رژیم اطلاعات» در عصر حاضر میپردازد. او استدلال میکند که برخلاف گذشته که قدرت از طریق سرکوب و اجباربدنها اعمال میشد، رژیم اطلاعاتی جدید با تسخیر روان و بهرهکشی از خود«آزادی» کار میکند. در این وضعیت، انسانها مشتاقانه خود را به نمایش میگذارند و با تولید مداوم داده خود را هدایتپذیر و پیشبینیپذیر میکنند؛ پیوندی میان آزادی ظاهری و نظارت پنهان که سلطه را به کمال میرساند. این اینفوکراسی یا حاکمیت اطلاعات، بنیادهای دموکراسی و حوزۀ عمومی مبتنی بر گفتوگو را ویران میکند. سیاست از عرصۀ استدلال و تصمیمگیری جمعی به رقابتی سطحی برای جلب توجه و طوفانهای خشم زودگذر در فضای مجازی تنزل مییابد و کارزارهای انتخاباتی به جنگهای اطلاعاتی هدایتشده با باتها و ارتشهای ترول تبدیل میشوند. هان هشدار میدهد که این انبوهی اطلاعات، برخلاف تصور عمومی، به شناخت و آگاهی بیشتر منجر نمیشود، بلکه با تبدیل حقیقت به گردوغبار، بحرانی عمیق را رقم میزند؛ وضعیتی فرارسیده که در آن اطلاعات بیشتر نه مایۀ بسط دموکراسی، بلکه عامل اصلی تهدید و فروپاشی آن است.
منظور من از «رژیم اطلاعات» شکلی از سلطه است که در آن اطلاعات و پردازش اطلاعات با الگوریتمها و هوش مصنوعی اثری تعیینکننده بر فرایندهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دارند. در رژیم اطلاعات از «دادهها» و اطلاعات بهرهبرداری میشود، برخلاف رژیمهای انضباطی[1] که در آنها از «بدنها» و «انرژیها» استفاده میشود. قدرت دیگر به مالکیت ابزار تولید وابسته نیست، بلکه به دسترسی به اطلاعاتی بستگی دارد که از آن برای نظارت[2] روانسیاسی[3] و پیشبینی و کنترل رفتار استفاده میشود. رژیمهای اطلاعات به نوعی سرمایهداری اطلاعات متصلاند که در ادامه به نوعی سرمایهداری «نظارتی» گسترش پیدا میکند و انسانها را به گلّۀ مصرفکنندهای تقلیل میدهد که داده تولید میکنند. رژیم انضباطی شکلی از مشخصۀ سلطۀ سرمایهداری صنعتی است. شکل آن ماشینی است: در ماشین قدرت انضباطی هر فرد مهرهای ناچیز است. قدرت انضباطی وارد اعصاب و مفاصل میشود و «از گل رسی بیشکل، بدنی بیمهارت» یک «ماشین» تولید میکند.(1) قدرت انضباطی بدنهای «مطیع» تولید میکند: «بدنی مطیع است که بتواند تحت سلطه درآید، به کار گرفته شود، تغییر شکل پیدا کند و بهینه شود.»( 2) بدنهای مطیع ماشینهای تولیدند. آنها دارندگان داده و اطلاعات نیستند؛ آنها دارندۀ انرژیاند، ماشینهایی مولدند. تحت رژیم انضباطی، انسانها آموزش میبینند که به «گلهای برای بیگاری» تبدیل شوند. سرمایهداری اطلاعات از ارتباط و ارتباطپذیری استفاده میکند و به این ترتیب، تکنیکهای انضباطی مانند جداسازی[4] فضایی، قوانین سختگیرانۀ کار و تمرینات بدنی در آن منسوخاند. آرمان رژیم اطلاعات «مطیع بودن» و پیروی و اطاعتی نیست که رژیم انضباطی مستلزم آن است. در رژیم اطلاعات، سوژۀ مطلوب نه مطیع است نه تابع. رژیم اطلاعات وانمود میکند که سوژههایش «آزاد، اصیل و خلاق» هستند. این سوژه خودش را «عرضه» میکند.