1. خانه
  2. /
  3. کتاب نااشیا

کتاب نااشیا

3 از 1 رأی

کتاب نااشیا

شورش زیست جهان
Non-Things: Upheaval in the Lifeworld
انتشارات: نگاه
٪5
450000
427500
معرفی کتاب نااشیا
تصور کنید دستتان را روی صندلی چوبی کهنه‌ای می‌کشید که سال‌ها در گوشه‌ی اتاق نشسته است؛ زبری چوب، خراش‌های کوچک روی دسته و بوی کهنگی آن، تکیه‌گاهی ملموس از جنس زمان و خاطره می‌سازد اما همین که چشمتان را به صفحه‌ی درخشان و صاف گوشی هوشمند می‌دوزید، آن تکیه‌گاه فیزیکی ناپدید می‌شود و جای خود را به جریانی بی‌وقفه از عکس‌ها، اعلان‌ها و پیام‌های فرّار می‌دهد. کتاب «نااشیا: شورش زیست‌جهان» نوشته بیونگ‌چول ها، فیلسوف و نظریه‌پرداز مطرح کره‌ای‌تبار آلمانی، از همین نقطه آغاز می‌شود؛ اثر انتقادی و فلسفی که با قلمی دقیق و تحلیلی به کالبدشکافی تحول بنیادین رابطه‌ی انسان با جهان پیرامونش در عصر دیجیتال می‌پردازد.
جان‌مایه‌ی تحلیل‌های کتاب بر پایه‌ی تمایزی عمیق میان «اشیاء» و «نااشیا» شکل گرفته است. در دیدگاه این متفکر اشیای مادی با ثبات، وزن و حضور فیزیکی خود، محیطی سکونت‌پذیر ایجاد می‌کردند و به زندگی روزمره‌ی انسان استمرار و آرامش می‌بخشیدند. اما سرمایه‌داری دیجیتال با جایگزین کردن داده‌ها، شبکه‌های اجتماعی، سلفی‌ها و الگوریتم‌ها، جهان ملموس را تبخیر کرده و ما را در محاصره‌ی «نااشیا» یا همان اطلاعات بی‌جسم قرار داده است. ابزارهای مدرن نظیر تلفن‌های هوشمند که ظاهرا جهان را در دسترس ما می‌گذارند، در واقع ارتباط واقعی ما را با جسمانیت زمین و حضور بی‌واسطه قطع می‌کنند. در این ساختار جدید انسان از فاعلی اندیشه‌ورز و کنش‌گر، به کاربری بازیچه در دست موج‌های خبری و پیام‌های زودگذر تبدیل می‌شود؛ موجودی که به جای زیستن لحظه‌ها، مدام در حال ثبت، مصرف و اشتراک‌گذاری داده‌هاست.
تکه‌تکه‌شدن زمان و زوال خاطرات پایدار، از دیگر دغدغه‌های جدی مطرح‌شده در این اثر است. وقتی همه‌چیز به داده‌های قابل اندازه‌گیری، لایک‌ها و روندهای شتابان بدل می‌شود، فرصت سکوت، ابهام و تفکر عمیق از بین می‌رود. نگارنده نشان می‌دهد که چگونه ذخیره‌سازی نامحدود اطلاعات دیجیتال نه تنها به حافظه‌ی تاریخی یاری نرسانده، بلکه با حذف ریتم طبیعی زندگی، نوعی بی‌قراری روانی و انزوای مدرن ایجاد کرده است.
رویارویی با مفاهیم کتاب «نااشیا: شورش زیست‌جهان» برای پژوهشگران علوم اجتماعی، علاقه‌مندان به فلسفه‌ی رسانه و فناوری، و تمام کسانی که آگاهانه به دنبال فهم بحران‌های زیستی در عصر اطلاعات هستند، درک تازه‌ای به همراه می‌آورد. این اثر با نقبی هوشمندانه به فلسفه وجودی و آسیب‌شناسی جامعه‌ی معاصر، بستری می‌سازد تا بار دیگر درباره‌ی معنای سکونت، لمس واقعیت و حفظ پیوند با جهان مادی بیندیشیم.
درباره بیونگ چول هان
درباره بیونگ چول هان
بیونگ چول هان را می‌توان یکی از بهترین نامزدها برای فیلسوفِ دورانِ کنونی در نظر گرفت. اگرچه ۲۰ سال از زمان انتشار نخستین کتابش می‌گذرد -اولین کتاب او یک تک‌نگاریِ خواندنی دربارۀ مفهوم اشتیمونگ۱، یا ملال، در آثار هایدگر بود- آثار او فقط از سال ۲۰۰۹ به این سو به دیگر زبان‌ها بازگردانده شده است. حالت درون‌نگرانۀ کتابِ نخستش بر کتاب‌های بعدی او نیز حاکم بوده است، و چرخشی مشخص به‌سوی امر سیاسی، و به‌ویژه به‌سوی مدل‌های تاریخی اجبار، تنها با انتشار کتاب قدرت چیست؟۲ در سال ۲۰۰۵ نمایان شد. در سال ۲۰۱۰، هان کتاب ساختارشکن خود را منتشر کرد، که با نام جامعۀ فرسوده۳ به انگلیسی ترجمه شده است، و کم‌کم در خارج از آلمان، کشور محل اقامتش، مورد توجه قرار گرفت. از آن پس، آثار او به بیش از ده‌بیست زبان بازگردانده شده و، طی دو سال گذشته، آمریکا و انگلیس هم به این جریان پیوسته‌اند: اکنون استنفورد و اِم.‌آی.‌تی هر کدام دو کتاب منتشر کرده‌اند، و سه کتاب دیگر هم در ماه‌های آتی منتشر خواهد شد.
قسمت هایی از کتاب نااشیا

نظم خاکی یا نظم زمینی از اشیایی مانا تشکیل شده است که محیطی پایدار را برای زندگی به وجود می‌آورند. آنها به تعبیر هانا آرنت «اشیای جهان»‌ هستند. اشیایی که «کارشان پایدار کردن زندگی انسان است»(۱) آنها به زندگی انسان ثبات می‌بخشند. امروزه نظم دیجیتال جایگزین نظم خاکی شده است. نظم دیجیتال با اطلاعاتی کردن شئیت جهان را از بین می‌برد. ده‌ها سال پیش، نظریه‌پرداز رسانه ویلم فلاسر[1] گفت «نااشیا از همه‌طرف به محیط ما هجوم می‌آورند و اشیا را به بیرون می‌رانند. این نااشیا اطلاعات نام دارند.»(۲) امروز ما گذار از عصر اشیا به عصر نااشیا را تجربه می‌کنیم. به جای اشیا، اطلاعات است که زیست‌جهان را تعیین می‌کند. ما دیگر زیر آسمان و روی زمین زندگی نمی‌کنیم. ما روی google earth و در cloud زندگی می‌کنیم. جهان بیش از پیش دارد ناملموس، ابرمانند و شبح‌وار می‌شود. دیگر از اشیای ملموس و به‌دست‌گرفتنی خبری نیست. اشیا به زندگی انسان ثبات می‌بخشند و پیوستگی ایجاد می‌کنند. رمز این پیوستگی و ثبات «در این نهفته است که انسان با اینکه طبعش متغیر است، وقتی درمی‌یابد رابطه‌اش با اشیا مثل میز و صندلی ثابت است، به پایدار بودنش، که همانا هویت اوست، پی می‌برد».(3) اشیا کانون‌های آرام زندگی‌اند. امروزه آنها در هاله‌ای از اطلاعات پوشیده شده‌اند. اطلاعات هرگز کانون آرامی برای زندگی نیست. با تکیه به اطلاعات نمی‌توان راه زیادی پیمود، زیرا اطلاعات فقط به طرزی گذرا به زندگی مرتبط است. اهمیت اطلاعات از توان هیجان‌زایی آن می‌آید. گذرا بودن اطلاعات به‌تنهایی دلیلی کافی برای این واقعیت است که اطلاعات زندگی را ناپایدار می‌کند. پیوسته از ما توجه می‌طلبد. سونامی اطلاعات سیستم شناختی ما را آشفته می‌کند و به هم می‌ریزد. اطلاعات پیوسته یا یکدست نیست و ثبات ندارد. فاقد استواری لازم برای «وجود» است. نیکلاس لومن[2] «اطلاعات» را این‌گونه تعریف می‌کند: «جهان‌بینی[3] اطلاعات جهان‌بینی وجود نیست، جهان‌بینی امکان‌مندی[4] است.»(4) اشیا بیش‌ازپیش از نظرگاه توجه ما دور می‌شوند(5). ابرتورم و تزاید امروزی اشیا دقیقا نشان‌دهندۀ بی‌تفاوتی بیش از پیش ما به آنهاست. ما به وسواس اطلاعات و داده دچار شده‌ایم، نه وسواس اشیا. امروزه ما بیش از اشیا اطلاعات مصرف می‌کنیم. به معنای واقعی کلمه، با ارتباطات مسموم شده‌ایم. انرژی جنسی از اشیا به سمت نااشیا انحراف پیدا کرده است. نتیجه اینفومانیا[5] است. اکنون ما همه اینفومانیاک[6] هستیم. فتیشیزم اشیا احتمالا چیزی مربوط به گذشته است. الان ما دچار فتیشیزم اطلاعات و داده‌ایم. اکنون حتی بحث دیتاسکسوال[7] مطرح است.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب نااشیا" ثبت می‌کند