سکوت قبر

کاوشگری های کارآگاه ارلندور
Silence of the Grave

مشخصات کتاب سکوت قبر
مترجم :زهرا زارعی
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-119-995-0
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2001
تعداد صفحه :298
سری چاپ :1

برنده جایزه دگر

معرفی کتاب سکوت قبر اثر آرنالدور ایندیرداسون | ایران کتاب

کتاب سکوت قبر، رمانی نوشته ی آرنالدور ایندیرداسون است که نخستین بار در سال 2001 انتشار یافت. زمانی که اسکلتی در یکی از محل های ساخت و ساز در حومه ی شهر ریکیاویک پیدا می شود، کارآگاه ارلندور درمی یابد که وارد گودالی شده که هم صحنه ی جرم است و هم یک حفاری باستان شناسانه. استخوان های این اسکلت یکی پس از دیگری پیدا می شوند و در کنار آن ها، گذشته ی خشونت آمیز خانواده ای که در نزدیکی این محل ساخت و ساز زندگی می کردند نیز سر از خاک بیرون می آورد. این اسکلت متعلق به یک مرد بوده یا یک زن؟ قاتل بوده یا قربانی؟ و آیا این تنها یک پرونده ی قتل معمولی است یا چیزی فراتر از آن؟ همزمان با این که ارلندور تلاش می کند گره ی این معمای پیچیده را باز کند، باید دختر معتادش را نیز از نابودی نجات دهد و به هر طریق ممکن، مرهمی برای خانواده ی زخم خورده ی خود بیابد.

کتاب سکوت قبر

نکوداشت های کتاب سکوت قبر
It will leave readers chilled to the bone.
این کتاب، هیجان را به مغز استخوان مخاطبین خواهد رساند.
Barnes & Noble

Unexpected and immensely satisfying.
غیرمنتظره و فوق العاده رضایت بخش.
Publishers Weekly Publishers Weekly

Rich in unflinching observations about family relationships.
سرشار از مشاهدات و پرداخت هایی جسورانه درباره ی روابط خانوادگی.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

قسمت هایی از کتاب سکوت قبر (لذت متن)
کی برای قتل روح، حکم صادر می کنه؟ می تونید این رو بهم بگید؟ چطوری می تونید یه مرد رو به خاطر قتل روح محکوم کنید؟

اولین تلاشش برای فرار محکوم به شکست شد. خودش را آماده نکرده بود و گزینه های موجود را نمی شناخت، نمی دانست کجا باید برود و ناگهان خودش را با دو بچه در سوز و سرما بدون سرپناه یافته بود. دست سیمون را گرفته بود و مایکلینا هم توی بغلش بود، اما نمی دانست کجا برود. تنها خواسته اش این بود که از آپارتمان دور شود.

خم شد و خاک های دور و بر شیء را خراشید. عمیق تر حفر کرد. دستانش به لجن کشیده شده بود اما بالاخره سنگ ریزه ی مشابهی پیدا کرد، بعد سومی، چهارمی و پنجمی. زانو زد، خاک همه ی دور و برش را گرفته بود. شیء به تدریج ظاهر شد و ارلندور وارسی اش کرد. پنج استخوان انگشت و استخوان کف دست از زیر زمین کشف شده بود. آرام از جا برخاست.