اگر برای شناخت یک ملت باید رمان های آنها را خواند، برای شناخت افغانستان، باید آوازهای روسی را خواند. باید به ظرایفی که از سنت های افغانیان در این رمان، اشاره شده است، توجه کرد. باید به ظرایف زبانی افغان ها در این رمان، دقت کرد.
رمان به تصمیم های خطیری می پردازد که زیربنای آینده را در یک کشور می سازند و به سنت های دیرین تبدیل می شوند. حتی می توان گفت نویسنده دوره معاصر افغانستان را هم درون سنت های ایجاد شده جدید بررسی می کند و بیش از همه چیز بر ابداع شیوه ای نو از زندگی متمرکز شده است. برای او مهم است که بداند سنت های سیاسی-اجتماعی افعانستان که در رأس خویش خوانین را داشت به کجا کشید؟
کتاب بسیاری خوبی بود.
کتاب خوبی بود. خیلی خوب نه! اما از متوسط بالاتر. مخصوصا برای نویسندهای که اولین کتابش است.
دیگه همه میدونن شوروی تمام افغانستان رو مدرن کرد جاده و سد و .... امریکا با ایجاد طالبان و سرنگونی دولت قانونی دمکراتیک دکتر نجیب الله این بدبختی رو به افغانستان تحمیل کرد- طرح برژنسکی
آره آره، باشه، شوروی خودشو نتونست مدرن کنه و بخاطر فقر و عقب موندگی اقتصادی فرو پاشید، تمام کشورهای بلوک شرق بلافاصله بعد از استقلال و جدایی از اتحاد جماهیر شوروی پیشرفت اقتصادی و صنعتی فوق العاده کردن و مردمشون به رفاه و آزادی رسیدن، یکی از کشورهای تحت سلطه شوروی رو بگو که مردمش از فقر و گرسنگی و قحطی به فلاکت نیفتاده باشن
طالبانو پاکستان خلق کرد و به جون مردم افغانستان انداخت. آمریکا هیچ نقشی(حداقل نقش اصلی) در مورد طالبان نداشت. مردم افغانستان خودشون دست به دامن آمریکا شدن که شر شوروی رو از کشورشون دور کنن. شوروی اگه بیل زن بود باغچه خودشو بیل میزد که فرو نپاشه و از بین نره. عجیبه که با وجود ثابت شدن همهی دروغها و فریب هاشون هنوز آدمایی مثل شما پیدا میشن که سنگشونو به سینه بزنن.