جهان آخر

The Last World

مشخصات کتاب جهان آخر
مترجم :
شابک :978-600-705-802-2
قطع :رقعی
تعداد صفحه :324
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :1988
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :2 شهریور

برنده ی جایزه ی بهترین ترجمه ی اشلگل-تییک سال 1991

معرفی کتاب جهان آخر اثر کریستف رانس مایر | ایران کتاب

در رمان جهان آخر که به عنوان شاهکاری مدرن و یکی از مهم ترین رمان های عصر حاضر به حساب می آید، مردی به دنبال اطلاعاتی درباره ی اووید، شاعر رومی تبعید شده به کرانه ی دریای سیاه، و شاهکار در آتش سوخته ی او می رود. این مرد درمی یابد که شخصیت و داستان های اووید در طول زمان دچار تغییرات شگرفی شده و به مانند تکه های پازل، در سرنخ های متعددی پخش شده اند. رانس مایر، نویسنده ی این اثر، دنیایی خیال انگیز و متفاوت خلق کرده که در آن، دنیای باستان و قرن بیستم درهم می آمیزند. رمان جهان آخر، تریلری فیلسوفانه، هیجان انگیز و ژرف به حساب آمده و خواننده را با خود به دنیایی تحت حاکمیت اسطوره ها می برد؛ دنیایی رو به زوال که هر لحظه می توان در آن انتظار وقوع وقایع آخرالزمان را داشت. رمان جهان آخر به تبعید، سانسور عقاید و نابودی کره ی زمین پرداخته و به عنوان داستانی فرهنگی و سیاسی، بسیار دغدغه مند و بی حد و مرز جلوه می کند.

کتاب جهان آخر

کریستف رانس مایر
کریستف رانس مایر، زاده ی 20 مارس 1954، نویسنده ی اتریشی است. کریستف در منطقه ی ولس به دنیا آمد و در رویثام بزرگ شد. او در سال های 1972 تا 1978 در وین به مطالعه ی فلسفه و قوم شناسی پرداخت و به مدت چهار سال، دبیر فرهنگی روزنامه ای وینی بود. وی همچنین مقالاتی در روزنامه های معتبر وین به چاپ می رساند. کریستف پس از انتشار رمان اولش در سال 1988، به ایرلند، آسیا و آمریکای شمالی و جنوبی سفر کرد. رانس مایر پس از ازدواج در بهار سال 2006، به وین بازگشت.
نکوداشت های کتاب جهان آخر
Beautifully evocative.
به شکل زیبایی برانگیزاننده.
Publishers Weekly Publishers Weekly

A modern masterpiece.
شاهکاری مدرن.
Library Journal Library Journal

Graceful.
باشکوه.
LOS ANGELES TIMES LOS ANGELES TIMES

قسمت هایی از کتاب جهان آخر (لذت متن)
اکو بلند گفت پس از طوفانی که در راه است و همه چیز را نابود خواهد کرد، از مشتی سنگ نسلی نو سر برمی دارد، ناسو این آینده را در یک روز زمستانی از شعله های آتش برای او پیشگویی کرده است، از هر سنگ دانه یک غول.

در این زمان، چوپان داشت رویای گاوش را می دید و مرد رومی رویای چوپان را؛ و ماه و کوه ها خیال هایی واهی بودند.

وقتی که موسیقی ناگهان قطع شد و سایه ای بر در ناسو افتاد، به سوی در خزید و تبر افتاده روی زمین را برداشت و به سوی هیولای خفته جهید. و ضربه زد.