کتاب دفتر یادداشتهای روزانه فرانتس کافکا

The diaries of Franz Kafka
کد کتاب : 2829
مترجم :
شابک : 9786003760868
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 232
سال انتشار شمسی : 1394
سال انتشار میلادی : 1949
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 12 مهر

یادداشت ها
The diaries of Franz Kafka
(فرانتس کافکا)
کد کتاب : 21382
مترجم :
شابک : 978-9644481402
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 640
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1949
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 12 مهر

معرفی کتاب دفتر یادداشتهای روزانه فرانتس کافکا اثر فرانتس کافکا

دفتر یادداشتهای روزانه فرانتس کافکا ، که بین سالهای 1923-1910 به زبان آلمانی نوشته شده است ، شامل مشاهدات گاه به گاه ، جزئیات زندگی روزمره ، تأملات در مورد عقاید فلسفی ، روایات رویاها و ایده هایی برای داستان ها است. خاطرات کافکا نمای مفصلی از افکار و احساسات نویسنده و برخی از معروف ترین نقل قول های وی را ارائه می دهد.

کافکا به منظور تلاشی برای برانگیختن خلاقیت متوقف شده خود ، از خاطرات خود در سن 27 سالگی شروع کرد و تا سال 1923 یعنی یک سال قبل از مرگش ، نوشتن آنها را ادامه داد. این خاطرات در کنار آثار اصلی کافکا در پس زمینه بوده و بسیاری از آنها به تفصیل مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است.

دفتر خاطرات تصویری از مردی بسیار افسرده ، جدا از دوستان و خانواده ، درگیر در یک سری از روابط شکست خورده ، و دائما بیمار است. در حالی که این مطمئنا بخشی از شخصیت کافکا است. طنز و نورانیت که گاه در داستان کافکا بیان می شود ، و همچنین تصویر کلی مثبت که ناشی از یادآوری دوستان و آشنایان است ، در دفترچه خاطرات وجود دارد.

این خاطرات روزانه در سال 1964 به صورت مجموعه ای در یک کتاب جمع آوری شد.

کتاب دفتر یادداشتهای روزانه فرانتس کافکا

فرانتس کافکا
فرانتس کافکا، زاده ی ۳ ژوئیه ۱۸۸۳ و درگذشته ی ۳ ژوئن ۱۹۲۴، یکی از بزرگ ترین نویسندگان آلمانی زبان در قرن بیستم بود. آثار کافکا در زمره ی تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب به شمار می آیند.کافکا در یک خانواده ی آلمانی زبان یهودی در پراگ به دنیا آمد. در آن زمان پراگ مرکز بوهم بود، سرزمینی پادشاهی متعلق به امپراتوری اتریش - مجارستان. او بزرگ ترین فرزند خانواده بود و دو برادر کوچک تر داشت که قبل از شش سالگی فرانتس مردند و سه خواهر که در جریان جنگ جهانی دوم در اردوگاه های مرگ نازی ها جان باختند.پدرش...
نکوداشت های کتاب دفتر یادداشتهای روزانه فرانتس کافکا
It is likely that these journals will be regarded as one of [Kafka’s] major literary works; his life and personality were perfectly suited to the diary form, and in these pages he reveals what he customarily hid from the world.
به احتمال زیاد این مقالات به عنوان یکی از آثار مهم ادبی [کافکا] در نظر گرفته می شوند. زندگی و شخصیت او کاملا متناسب با فرم خاطرات بود و در این صفحات آنچه را که او به طور عادی از جهان پنهان کرده بود نشان می دهد.
New Yorker New Yorker

قسمت هایی از کتاب دفتر یادداشتهای روزانه فرانتس کافکا (لذت متن)
امشب دو باره درونم از توانایی های سرکوفته ی اضطراب آوری مالامال شده . گاه نیز از عقاید دینی اش و جامعه یهودی کشورش حرف می زند«بر طبق قبالا (آئین عرفان یهودیان)، در روز جمعه اشخاص متدین روحی تازه، لطیف ترو کاملا الهی می یابند که تا غروب روز شنبه با آنان باقی می ماند» و گاه نوشتن را هنری می یابد برای تخلیه درونی « حالا و از امروز بعد از ظهر تا به حال، بی قرار نگارش تمامی نگرانی ها و بیرون ریختن آن ها از درونم هستم، نگارش آن در عمق کاغذ درست و همان طور که از اعماقم برمی خیزند، با یادداشت کردنشان به شیوه ای که می توانستم آنچه را نوشته ام کاملا به درونم بکشم

به نظر بسیار وحشتناک می آید که مجرد باشی ، پیر مردی بشوی که تلاش در حفظ شأن خویش دارد، حال آنکه دعوتی را به التماس می طلبد و هرگاه که بخواهد شبی را در جمع یاران به سر آورد ، ناچار شوی غذایت را خودت به خانه ببری نتوانی با احساس اطمینان آسایش خاطر در انتظار کسی باشی ...

12 ژانویه. در طی این روزها زیاد درباره خودم چیز ننوشته ام، یک مقدار به علت تنبلی( حالا در طول روز چقدر زیاد و چقدر خوب می خوابم ، هنگام خواب حجمم سنگین تر است) ولی هم چنین یک مقدار به علت واهمه از برملا کردن خود آگاهی خویش است. این واهمه قابل توجیه است، چون شخص باید اجازه بدهد که خودآگاهی به طور قطعی در نوشتن بروز کند فقط هنگامی که کار نوشتن به کامل ترین وجه، با تمام عواقب جنبی اش، و ضمنا با صداقت کامل صورت می گیرد. چون اگر این اتفاق نیفتد- و به هر صورت من توان آن را ندارم- آنگاه آن چه که نوشته شده است، بر حسب هدفش و مطابق با نیروی مافوق نظام موجود، به طوری جانشین آن چه که فقط به طور مبهم احساس شده خواهد شد که احساس واقعی از میان خواهد رفت و در عوض بی ارزش بودن آن چه که به روی کاغذ آمده خیلی دیر آشکار خواهد شد. 19 ژانویه. هر روز، چون به نظر می رسد که کاملا از بین رفته ام- در طول سال گذشته هر بار بیش از پنج دقیقه بیدار نمی شدم- یا باید خودم را از دست این دنیا خلاص کنم یا این که، بدون اینکه بتوانم کوچک ترین روزنه امیدی در آن ببینم، مانند کودکی همه چیز را دوباره از نو آغاز کنم. ظاهرا ، انجام این کار برای من از گذشته ساده تر خواهد بود. چون در آن روزها بدون داشتن کوچک ترین سوءظنی در مورد توصیفی که در آن هر واژه به زندگی ام می پیوست، از ته دل برمی آمد و مرا از خود بی خود می کرد، مدام تلاش می کردم. با چه بدبختی( البته، نمی شود آن را با وضع فعلی مقایسه کرد) شروعش کردم! از آن چه که نوشته بودم چقدر در تمام روز احساس دلسردی می کردم! خطر چقدر بزرگ بود و چقدر به طور مداوم تهدید می کرد، طوری که به هیچ وجه آن دلسردی را احساس نکردم ، و در حقیقت به طور کلی از بدبختی ام زیاد کم نکرد.