اثر بسیار خواندنی شوپنهاور.
روشنگرانه.
ژرف و تکان دهنده.
هر چه انسان از لحاظ درونی غنی تر باشد، دیگران را تهی می یابد و بسیاری از چیزهایی که افراد عادی را ارضا می کند برای او سطحی و پوچ است.
انسان های وحشی یکدیگر را می خورند و انسان های متمدن، یکدیگر را فریب می دهند.
خوشبختی به آسانی دست یافتنی نیست. یافتن آن در درون خود دشوار است و در جای دیگر ناممکن.
فلسفه ی شوپنهاور با نامگذاری و پرداختن به نیرویی بنیادین در همه ی انسان ها آغاز می شود؛ نیرویی که به عقیده ی او، قدرتمندتر از همه ی نیروهای دیگر است
وقتی که آثار کلاسیک را مطالعه می کنید، در واقع در حال خواندن کتاب هایی هستید که نقشی اساسی در شکل گیری چگونگی نوشتن و خواندن ما در عصر حاضر داشته اند
کتاب (هدف زندگی) آیتالله شهید مرتضی مطهری، از متفکرین بزرگ انقلاب را هم بخوانید
اگر به دنبال کتابی هستید که زندگیتون رو از پایه تغییر بده و بهتون کمک کنه با واقعیتهای تلخ دنیا کنار بیاید و آرامش واقعی پیدا کنید، حتماً کتاب «در باب حکمت زندگی» اثر آرتور شوپنهاور رو بخونید! این فیلسوف بدبین آلمانی قرن نوزدهم، یکی از مهمترین نوشتههاش رو در حوزه فلسفه عملی و اخلاق فردی خلق کرده که مثل یک راهنمای عملی عمل میکنه. شوپنهاور با نگاهی واقعگرایانه و گاهی تلخ، نشون میده چطور با آگاهی از ماهیت رنجآلود زندگی، میتونید به آرامش و رضایتی نسبی برسید. اون زندگی رو نه جای خوشبختی، بلکه میدونی برای کم کردن رنجها میدونه و در فصلهای مختلف درباره عواملی مثل شخصیت، دارایی، مقام اجتماعی، روابط انسانی و لذتهای زودگذر حرف میزنه. برخلاف خیلی از کتابهای فلسفی پیچیده و انتزاعی، این کتاب نثری روان و کاربردی داره و بهتون یاد میده چطور با پذیرش محدودیتهای وجودی، به یک زندگی خردمندانهتر و آسودهتر نزدیک شید. این کتاب رو از دست ندین – خوندنش میتونه دیدگاهتون رو نسبت به زندگی دگرگون کنه! مختصری از این کتاب رو میتونید از 3 منبع زیر گوش بدید(البته پادکست میمفصل بحث میکنه) معرفی این کتاب از کانال آوای فلسفه خلاصه این کتاب از پادکست رپاپ(کست باکس) پادکست می- خوانش حکمت زندگی شوپنهاور
آیا راه حلی برای دستیابی به سعادت واقعی هست یا انسان میتواند سعادتمند باشد ؟! **خلاصه صحبتهای شوپنهاور در این کتاب** رنجها ماهیت ایجابی دارن و لذات ماهیت سلبی، زندگی بدون رنج وجود ندارد و نمیتواند باشد، بنابراین سعادت واقعی نیز وجود ندارد. راه حل شوپنهاور : سینه سپر کردن گستاخانه در مقابل مشکلات و سختیها و با رجوع کردن به درون خود میتوان کمی سعادتمند بود. برای دوستانی که حوصله بحثهای طولانی و تکراری رو ندارن خواندن فصل ۵ این کتاب به تنهایی کفایت میکند (نشر نیلوفر).
دوستان عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه لطفاً میشه بگید کدوم ترجمه بهتره ؟
درود بر شما من با ترجمه محمد مبشری خوندم واقعا خوب و کامل بود ترجمشون
کسی میتونه کمک کنه، چطور میتونم فلسفه خوندن رو شروع کنم ؟ تا حدودی در مدرسه با فلسفه آشنا شدم اما دوست دارم از ریشه بخونم و تاریخ و فیلسوفان و مکاتب هارو دقیق بشناسم ، میتونید چند تا کتاب برای شروع معرفی کنید ، و بگید بعدش چیا بخونم ؟ ممنون از شما .
سلام وقت بخیر برای شناخت سطحی و اولیه ، اگر رمان دوست دارید با دنیای سوفی شروع کنید تاریخ فلسفه برتراند راسل هم خوبه در حدی هستن که یه چارچوب کلی به شما بدن ، احتمالا بعد از خواندن به کسی یا کسانی از فیلسوفان علاقه مند میشید و بعد کتب اختصاصیتر رو میتونید مطالعه کنید
کتاب تاریخ فلسفه یونان تسلر یا تاریخ فلسفه آنتونی کنی جلد یک من با پادکستهای صوتی تاریخ فلسفه یونان 1و2 جناب قوام صفری شروع کردم
درود به شما. با این فرض که شما میخواید فلسفه غرب بخونید، من این سه منبع رو به ترتیب برای آشنایی پیشنهاد میکنم: ۱ - تاریخ فلسفه از آغاز تا امروز نوشته ساهاکیان، ۲ - تاریخ اندیشه فلسفی در غرب نوشته گانر اسکربک، ۳ - سری چهار جلدی تاریخ فلسفه غرب نوشته آنتونی کنی. پیروز باشید.
برای شروع کتاب تاریخ فلسفه اثر ویل دورانت رو پیشنهاد میکنم
پیشنهاد میکنم با آثار کلاسیک مثل "جمهور" شروع کنید تا مستقیم وارد فلسفه بشید و به عنوان اولین اثر فلسفی مطالعه کنید.خیلی مختصر مفید و آموزنده هستش تقریبا تمام فلسفهی غرب و اسلامی به نحوی در همون کتاب ریشه داره.
این کتاب برای من مثل مادرم شد و منو یه کودک پنج ساله کرد که جرات نمیکردم توی شلوغی بازار دستش رو ول کنم ...
نمیتونم خودمو قانع کنم که روی شوپنهاور اسم فیلسوف بذارم، و از اون بدتر،نمیتونم هرگز خودمو قانع کنم که آثار این پیرِمریض رو بخونم
وقتی هیچی از فلسفه سرت نمیشه:
شما چطور وقتی حتی آثار ایشون رو نخوندید اینچنین بهش حمله میکنید؟ توی ویکیپدیا مختصری از فلسفش رو خوندید و به مذاقتون خوش نیومده🤦🏻؟
این نشون میده شوپنهاور درست گفته که : اکثریت آدمیزادگان را ابلهان تشکیل میدهند
دوستان، شوپنهاور قطعا خطاناپذیر نیست که اینطوری به مخالفش میتازید! برخی ارزیابیهاش از زندگی درسته و بعضیاش هم غلطه. و شاید اصلا یه نفر کلا باهاش مخالف باشه! دلیلی نداره که اینطور توهین کنیم.
ما معتقد به خطاناپذیری شوپنهاور نیستیم و باب انتقاد هم از ابواب روشنگری و روشنفکری است! ولی معتقدیم کسی که انتقاد روشنی نداره و تمامیت یک فرد رو سرکوب میکنه و بدتر از اون به «شخص» توهین میکنه نه استدلالها و افکارش، بی آنکه حتی نظریاتش را خوانده باشه و بعد به خودش حق موضعگیری بده (چنانکه گویی سرنوشت فلسفی شوپنهاور دست ایشان است و علیرغم فشار جهانی حاضر به اعطای عنوان «فیلسوف» به ایشان نیست) ، شایستهی تلنگرهای جدیتریست
کاش آثارش رو ابتدا مطالعه کنید و با درون مایه تفکراتشون آشنا بشید بعد اینطور بهشون بتازید
کاش این کامنت رو زیر کتاب «جهان همچون اراده و نمایش» (به اسم دیگه ای هم ترجمه شده) میذاشتید تا بقیه حداقل فکر کنن یکی از آثار فلسفی شوپنهاور رو خوندین و نظر دادین! خود شوپنهاور در مقدمه این کتاب ( در باب حکمت زندگی) گفته این کتاب راهنمای افرادی هست ک میخوان در بین بقیه انسانها زندگی کنن. یعنی این کتاب از نظر خود شوپنهاور حتی بیانگر هسته اصلی تفکرش هم نیست و شما تصمیم گرفتین اینجا یهو به چیزی و کسی ک نمیشناسید توهین کنید
کتاب بسیار عالی و قلم ساده و روان شوپنهاور
چند صفحه اس کتابش
۲۸۰ صفحه. نسخه نشر نیلوفر
کتاب در باب حکمت زندگی از شوپنهاور، به دلایل زیر میتواند مطالعهای ارزشمند باشد: 1. شناخت فلسفه بدبینی و واقعگرایی: شوپنهاور در این کتاب دیدگاههای واقعگرایانه و گاه بدبینانهای دربارهی زندگی مطرح میکند. او به ما یادآوری میکند که زندگی اغلب همراه با رنج است و بهتر است که با انتظارات واقعبینانه به آن نگاه کنیم. این دیدگاه میتواند کمک کند که از فشارهای غیرضروری بکاهیم و به زندگی با رویکردی معقولانهتر بنگریم. 2. تعلیم شیوههای زندگی مستقل و آرام: شوپنهاور بهویژه به اهمیت استقلال فردی و دوری از جمعهای بیکیفیت اشاره میکند و یاد میدهد چگونه میتوان به جای وابستگی به دیگران، بر خود متکی بود و از درون به آرامش رسید. 3. رویکردی به خودشناسی و شناخت امیال: کتاب به ما کمک میکند تا امیال و خواستههای درونی خود را بشناسیم و درک کنیم که چگونه این امیال میتوانند منبعی برای نارضایتی باشند. با شناخت این امیال، میتوانیم از بسیاری از فشارهای ناشی از نرسیدن به خواستهها رهایی یابیم. 4. تمرکز بر ارزشهای پایدار در زندگی: شوپنهاور به جنبههایی مانند حکمت، شفقت، و هنر توجه میکند و آنها را بهعنوان ارزشهای پایدار در زندگی معرفی میکند. این دیدگاه کمک میکند که به جای پرداختن به امور زودگذر، به مسائلی بپردازیم که معنا و آرامش بیشتری به زندگی ما میبخشند. 5. تأثیر بر فلسفه و ادبیات: مطالعهی این کتاب به شناخت بهتر تأثیرات شوپنهاور بر بسیاری از فیلسوفان و نویسندگان مانند نیچه، داستایوفسکی و تولستوی کمک میکند و خواننده را با ریشههای بسیاری از ایدههای مدرن آشنا میسازد. این کتاب به نوعی راهنمایی برای زندگی خردمندانه و در عین حال واقعگرایانه است و میتواند به بهبود دیدگاه ما نسبت به زندگی، امیال و روابط اجتماعی کمک کند.
این کتاب(نشر نیلوفر) برگردان خیلی بدی داره و بیش از اندازه واژگان عربی بکارگرفته شده ،واژگانی مانند حادث ،سعادت،واقف، ملزوم ،استحقاق یجوری که آدم حالش بهم میخوره زمان خوندنش،مگه اینجا عربستانه؟
عجیبه با این هوشت این کتاب رو میخونی
🔶طالبوف تبریزی [زادهٔ ۱۲۱۳ هـ.ش] بر این نکتهٔ اساسی از دیدگاهِ زبانشناسی تأکید دارد که هیچ زبانِ سرهای وجود ندارد و همهٔ زبانهای مهم در دورهای از تاریخِ خود با زبانهای دیگری آمیخته شده و بر غنای نخستینِ خود افزودهاند. 🔷ما میتوانیم برای نمونه به زبانِ انگلیسی اشاره کنیم که در دورهای از تحولِ خود، دهها هزار از واژگانِ لاتینی - به طورِ مستقیم یا از مجرای زبان فرانسه - در آن وارد شده و اهلِ ادبِ انگلستان نیز پالایشِ انگلیسی از واژگانِ لاتینی و فرانسه را طیرهٔ عقل دانستهاند. 🔶جالبِ توجه است که فیشته - فیلسوفِ آلمانیِ آغازِ سدهٔ نوزدهم - در خطابههایی به ملتِ آلمان پیشنهاد کرد که همهٔ واژگانِ لاتینی را از زبان آلمانی خارج کنند، اما هیچ اهلِ ذوقی سخنِ او را جدی نگرفت. اگر چه در دورههایی اهلِ ادبِ آلمانی معادلهایی از ریشهٔ زبان آلمانی برای واژههای لاتینی و فرانسوی برساختند، اما امروزه زبان آلمانی یکی از معدود زبانهاییست که بیشترین واژهٔ دخیل در آن وجود دارد و این امر مانع از آن نشده است که آلمانی یکی از مهمترین زبانهای ادبی، فکری، فرهنگی و علمی باشد. 🔷طالبوف به درستی با پذیرفتنِ این نکته که در زبانِ هر قوم «بخشِ طبیعیِ آن است» مینویسد که «اما زبان فارسی، حَلاوَتِ حالیهٔ خود را از ترکیبِ الفاظِ عربی پیدا کرده» است. آنچه از زبان عربی در جریانِ تحولِ ادبِ فارسی واردِ این زبان شده است اگر با حفظِ استقلالِ زبان فارسی تحتِ قواعدِ آن درآید، آن را باید بخشی از گنجینهٔ واژگانِ زبان فارسی دانست. #تأملی_درباره_ایران #جواد_طباطبایی #نشر_مینوی_خرد
درود بر شما که ملاحظه نکردید خود شوپنهاور در اوج فایدهگرایی، مدام واژگان لاتین و یونانی و فرانسوی به کار میبرد؛ پناه بر خدا! انسان به راستی که حالش بهم میخورد وقتی این را در یک اثر آلمانی میبیند! چرا او به عنوان یک آلمانی چنین کار زشتی کرده؟ غرور ملیای که شما رو به این اراجیف سوق داد چیزی هست که شوپنهاور در همین کتاب زیر پای خودش له کرده. من با توجه به زیبایی و گنجایش واژگان، و بیش از همه مبنا بر ژرفنایی که دارند، اونها رو به کار میبرم. همانطور که شخص مولف این کتاب، شوپنهاور، در کمال نبوغی که داشت حکمتها، روایات و اصطلاحات ادوار و سرزمینها رو گرد هم آورد و قطعهای ستودنی به تصویر کشاند.
ساسان جان من با لحن دوستانی که زیر کامنتت خیلی "محترمانه" پاسخ دادن موافق نیستم این دسته از افراد رو خود شوپنهاور میکوبه، ولی این کتاب بعلاوه این واژهها خیلی هم واژههای پهلوی که ممکنه امروزه معمول باشن یا نباشن رو به کار برده. درکل یک نوشته ادبی هست که تا اندازه زیادی مطابق با فضای کتابه، و لذت بخش بودن این تجربه بسته به کسی که این کتاب رو مطالعه میکنه متفاوته، ولی بخون چون حیفه این اثر رو از دست بدی واقعا
جناب ساسان چه اهمیتی داره واژه ای که استفاده شده ریشه اش برمیگرده به زبان عربی یا فارسی یا ترکی یا ... ، همین که متوجه منظورش بشید کفایت میکنه. هدف اصلی یادگیری هست، این مسائل سطحی نباید زیاد اهمیتی براتون داشته باشه.
ترجمه مبشری خیلی خوب بود.چاپ انتشارات نیلوفر هم مثل همیشه خوبه
انتشارات ابر سفید لطفن متجرمتون رو عوض کنید.. اصلا گویا ترجمه نکرده و فعل و فاعل اصلاااا معلوم نیست کجای جمله است.
مترجم خیلی مهمه.طاهره دلاوران داغانننن است. مبشری خوب اسططط
املای صحیح کلمه [ است ] نه اسط.بعد راجع به مترجم و ترجمه صحبت کنیم
کتاب بیشتر درباره فلسفه دسته خاصی از مردم یعنی هنرمندان صحبت میکنه و راه و رسم زندگی رو خیلی خارج از عرفتر چیزی اکثر مردمان دنبالش میکنن بیان میکنه ترجمه خیلی روانی نداره باید دایره لغات بالایی داشته باشید واقعا ازش لذت بردم به احتمال زیاد هرسال مرورش میکنم
اگ ترجمه طاهره دلاوران رو خوندی حق داری ک گیج بشی.. ترجمه مبشری بهتره .خوبه..
واقعا برای مترجم متاسفم انگار عرب بوده چرا ب فارسی ترجمه نکرده همهی کلمات کتاب عربی هستش
کی شما بی سوادهای مدعی علم دست از این شوونیسم و آریایی بازیاتون برمیدارید خدا میدونه
از کی تا حالا میهندوستی شده بیسوادی و شوونیسم و بیتوجهی به زبان و فرهنگ پارسی شده فرهیختگی؟! این دوست ما همون دغدغهای رو داره که فردوسی داشت و سی سال عمرش رو پای اون گذاشت تا در حد توانش، زبان و فرهنگ پارسی رو زنده نگه داره. روسوفیلها و انگلوفیلها کم بودن، حالا عربوفیلها هم اضافه شدن!
کدوم ترجمه بهتره؟
مبشری... ترجمه طاهره دلاوران افتزاحه
این کتاب پر از «حکمت» زندگیه و درسهای زیادی ازش میگیرین برام جالب بود که شوپنهاور که خودش یکی از بزرگترین فیلسوفها بوده چقدر از فلاسفه باستان به خصوص رواقیون، افلاطون و ارسطو و … تاثیر گرفته یک ستاره کم کردم چون با بعضی از اندیشه هاش مخالف بودم و به نظرم کاملا غلط بود این اصلا به این معنی نیست که این کتاب رو نباید خوند، این کتاب یکی از پربارترین کتاب هاییه که میشه خوند ولی یه چیزی که هست اینه که کتابهای فلسفی رو باید با یه دید باز خوند و این یکم سخته، چون احتمال داره اندیشههای غلط نویسنده روی آدم تاثیر بزاره پ.ن: فکر کنم تو این کتاب شوپنهاور ۳ بار جمله هایی از سعدی آورده، حیف که ما قدر بزرگان خودمون رو نمیدونیم و ازشون یاد نمیگیریم…
خانم داشاقی ترجمه خوبی داره
سلام مطالب مفید وجالبی بود سپاسگزارم