ما تمامش می کنیم

It Ends with Us

مشخصات کتاب ما تمامش می کنیم
مترجم :
شابک :9786003840300
قطع :رقعی
تعداد صفحه :384
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2016
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :14
زودترین زمان ارسال :9 تیر

نامزد دریافت جایزه ی بهترین کتاب سال گودریدز سال 2016

معرفی کتاب ما تمامش می کنیم اثر کالین هوور | ایران کتاب

وقتی لیلی با یک جراح مغز و اعصاب خوش تیپ به نام رایل کینکید وارد رابطه می شود، ناگهان زندگی برایش آن قدر زیبا می شود که باورکردنی نیست اما وقتی دغدغه های مربوط به رابطه ی جدید، ذهن لیلی را به خود مشغول کرده است، خاطرات اتلس کاریگن، اولین عشقش و رشته ای که او را به گذشته پیوند می دهد، درگیرش می کند. اتلس در گذشته، با لیلی نقاط مشترک فراوانی داشته و از او محافظت کرده است؛ به همین علت، وقتی ناگهان پیدایش می شود، هر آنچه لیلی با رایل ساخته، مورد تهدید قرار می گیرد. کالین هوور، با این رمان جسورانه و کاملا منحصر به فرد، داستانی را روایت می کند از عشقی فراموش ناشدنی که ناچار باید بیشترین بها را برای آن پرداخت. سارا پیکانن، نویسنده ی رمان پرفروش بین المللی «همسایگان بی عیب و نقص» درباره ی این رمان می گوید: «ما تمامش می کنیم» یک داستان عاشقانه ی معمولی نیست. این کتاب قلبتان را می شکند و همزمان، آن را از امید لبریز می کند. تا انتهای داستان، در میان گریه خواهید خندید. کامی گارسیا، نویسنده ی پرفروش نیویورک تایمز معتقد است: «کالین هوور به مخاطبش یادآوری می کند که عشق، شکننده و آمیخته با شهامت، امید و اشک است. هر دل شکسته ای باید این کتاب را بخواند.»

کتاب ما تمامش می کنیم

کالین هوور
کالین هوور، زاده ی ۱۱ دسامبر ۱۹۷۹، نویسنده ی پرفروش نیویورک تایمز برای ۷ رمان و یک رمان کوتاه است. رمان های هوور در زمینه ی ادبیات بزرگسالان و جوانان است.کالین هوور در سولفور اسپرینگز تگزاس متولد شد. او در سالتیلو بزرگ شد و در سال ۱۹۹۸ از دبیرستان سالتیلو فارغ التحصیل شد. در سال ۲۰۰۰، با هیث هوور ازدواج کرد و در حال حاضر از او سه پسر دارد. او قبل از شروع حرفه ی نویسندگی در خدمات اجتماعی و تدریس کار می کرد.در نوامبر ۲۰۱۱، کالین شروع به نگارش اولین رمان خود، بسته، کرد؛ بدون این که قصد چاپ آن را...
قسمت هایی از کتاب ما تمامش می کنیم (لذت متن)
آرام آه می کشم، چشم هایم را می بندم و سرم را به دیوار گچی پشتم تکیه می دهم. به دنیا ناسزا می گویم که این آرامش تأمل برانگیز را از من دریغ کرد. حداقل کاری که دنیا می تواند در ساعت های پایانی امروز برایم انجام دهد، آن است که صدای پا، متعلق به یک زن باشد، نه یک مرد. اگر قرار است با کسی مصاحبت داشته باشم، ترجیح می دهم زن باشد. من به اندازه کافی قوی هستم و احتمالا در بیشتر موارد، می توانم خودم را کنترل کنم اما در حال حاضر آنقدر راحتم که دلم نمی خواهد نصفه شبی، با یک مرد عجیب، روی پشت بام تنها باشم و آرامشم را از دست بدهم