کتاب بازگشت

Recursion
کد کتاب : 34268
مترجم :
شابک : 978-6003841574
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 468
سال انتشار شمسی : 1401
سال انتشار میلادی : 2019
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 21 تیر

بازگشت
Recursion
کد کتاب : 70272
مترجم :
شابک : 978-6004680967
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 416
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 2019
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 21 تیر

معرفی کتاب بازگشت اثر بلیک کراوچ

کتاب «بازگشت» رمانی نوشته ی «بلیک کراوچ» است که نخستین بار در سال 2019 انتشار یافت. «هلنا اسمیت»، متخصص علوم اعصاب، که مادرش دچار فراموشی شده، زندگی کاری خود را وقف تحقیق در مورد زیست شناسی حافظه ی انسان کرده است. تلاش او برای یافتن حمایت های مالی زمانی به پایان می رسد که مخترعی به نام «مارکوس اسلید»، سرمایه ای نامحدود و گروهی از دانشمندان باتجربه و کارآزموده را در اختیار «هلنا» قرار می دهد. تحقیقات «هلنا» به نتایجی عجیب و تشویش آور می انجامد. در سال 2018 و در «منهتن»، زنی پیش از این که خود را از ساختمانی بلند به پایین پرت کند، به کارآگاهی که در حال تلاش برای نجات اوست، می گوید خاطراتی عجیب به سراغش آمده است—خاطراتی غیرواقعی درباره ازدواج با مردی که همسر نخستش پانزده سال پیش از همین ساختمان خود را به پایین پرت کرد.

کتاب بازگشت


ویژگی های کتاب بازگشت

بهترین رمان علمی تخیلی گودریدز سال 2019

از کتاب های پرفروش نیویورک تایمز

بلیک کراوچ
بلیک کراوچ (Blake Crouch؛ زادهٔ ۱۹۷۸) رمان‌نویس اهل ایالات متحده آمریکا است.کراوچ در سال 1978 در نزدیکی شهر پی مونت در ایالت ایالت ایالت ویل، کارولینای شمالی متولد شد. وی در دانشگاه کارولینای شمالی در چاپل هیل شرکت کرد و در سال 2000 با مدرک زبان انگلیسی و نوشتن خلاق فارغ التحصیل شد.در حالی که چندان از زندگی خانوادگی بلیک کراوچ و دوران کودکی مشخص نیست، اما او اکنون در کلرادو زندگی می کند.
نکوداشت های کتاب بازگشت
A relentless thriller about time, identity, and memory.
تریلری پرالتهاب درباره زمان، هویت و خاطره.
Barnes & Noble

An action-packed, unique ride.
سفری پرحادثه و منحصر به فرد.
Andy Weir, author of The Martian

With a complex and engrossing plot.
با پیرنگی پیچیده و مهیج.
Publishers Weekly Publishers Weekly

قسمت هایی از کتاب بازگشت (لذت متن)
«بری» چند قدم از زن فاصله می گیرد و در جایی از تراس می ایستد که به دیوار آن هم نزدیک باشد. حالا با زن که روی لبه ی تراس نشسته است، تقریبا دو متر و نیم فاصله دارد. از بالای لبه ی تراس به خیابان زیر پایشان نگاه می کند. دلش آشوب می شود.

وقتی داشت با آسانسور بالا می آمد، آموزش های کلاس مقابله با خودکشی را در ذهنش مرور کرده بود و می دانست چه می خواهد بگوید. اکنون، درست در همین لحظه، دچار تردید می شود. تنها چیزی که از آن کاملا مطمئن است، این است که پاهایش دارند از سرما یخ می زنند.

به پایین خیره می شود. از جایی که او نشسته، تقریبا صد و بیست متر تا کف خیابان فاصله است. دستانش را روی سنگ هایی گذاشته که ده ها سال در معرض بارش باران اسیدی بوده اند. زن فقط کافی است خودش را ول کند. «بری» احساس می کند او دارد حرکاتش را مرور می کند و فکر این که خودش را ول کند، ذهنش را قلقلک می دهد. دارد تمام جرأتش را به کار می گیرد تا خودش را پرت کند.