کتاب بورن

Borne
کد کتاب : 26144
مترجم :
شابک : 978-6001826160
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 399
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2017
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 29 مرداد

نامزد دریافت جایزه ی آرتور سی کلارک 2018

نامزد بهترین کتاب علمی تخیلی گودریدز سال 2017

از کتاب های پرفروش نیویورک تایمز

معرفی کتاب بورن اثر جف وندرمیر

کتاب «بورن» رمانی نوشته ی «جف وندرمیر» است که اولین بار در سال 2017 انتشار یافت. در میانه ی شهری بی نام و نشان، «ریچل» زنی سرگردان است که همه جا به دنبال باقی مانده های آزمایشاتی علمی است که توسط «شرکت» به انجام رسیده است. او یافته های خود را به معشوقش «ویک» تحویل می دهد—کسی که قبل از این که همه چیز از بین برود، یکی از کارمندان «شرکت» بود. «ریچل» در حین یکی از همین کاوش ها، توده ای را پیدا می کند که نه گیاه است، نه حیوان و نه ماشین. «ریچل» این توده را به خانه می آورد، آن را «بورن» می نامد و خیلی زود به آن علاقه مند می شود. همزمان با این که «بورن» رشد می کند و به موجودی ظاهرا خودآگاه تبدیل می شود، «ریچل» و «ویک» نظرات متفاوتی را درباره ی ماهیت و تهدیدهای احتمالی این موجود شکل می دهند.

کتاب بورن

جف وندرمیر
جف واندرمر (Jeff VanderMeer‎؛ زادهٔ ۷ ژوئیهٔ ۱۹۶۸) نویسنده، پدیدآور، ویراستاری، نشر اهل ایالات متحده آمریکا است. همچنین برندهٔ جوایزی همچون جایزه نبیولا برای بهترین رمان شده‌است.وندرمیر که در ابتدا با ژانر ادبی New Weird مرتبط بود، با پرفروش ترین فیلم Southern Reach Trilogy به موفقیت اصلی دست یافت. اولین رمان این سه گانه، نابودی، برنده جوایز سحابی و شرلی جکسون شد و توسط الکس گارلند کارگردان در یک فیلم هالیوود اقتباس شد. از دیگر رمان های وندرمیر می توان به Shriek: An Afterword and Bor...
نکوداشت های کتاب بورن
One of the most beautifully written, and believable, post-apocalyptic tales in recent memory.
یکی از زیباترین و باورپذیرترین داستان های پسارستاخیزی در چند وقت اخیر.
Los Angeles Times Los Angeles Times

Inventive, engrossing, and heartbreaking.
خلاقانه، مهیج و غم انگیز.
San Francisco Chronicle San Francisco Chronicle

A reflection on the terror and beauty of being alive.
پرداختی به هراس و زیبایی زنده بودن.
Electric Literature

قسمت هایی از کتاب بورن (لذت متن)
همه ی ما فقط می خواهیم جزو انسان ها باشیم، اما هیچ کدام از ما نمی داند معنای واقعی آن چیست.

این مشکل افرادی است که انسان نیستند. نمی توانی بفهمی چقدر آسیب دیده اند، یا چقدر به کمک تو نیاز دارند، و تا زمانی که نپرسیدی، همیشه نمی دانند چطور باید این را به تو بگویند.

اما ذهن همیشه راهی برای محافظت از خودش پیدا می کند، دژهایی می سازد، اما برخی از آن دیوارها به تله تبدیل می شوند.