جاده

The Road

  • قیمت : ۱۶,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب جاده اثر کورمک مک کارتی

در این رمان، مردی به همراه پسرش در جاده های آمریکا که به کشوری سوخته و برباد رفته تبدیل شده، قدم برمی دارد. هیچ چیز به جز خاکستر های معلق در باد، در دورنمای ویران و بلازده ی آن جا حرکتی ندارد. هوا به قدری سرد است که سنگ ها را شکاف می دهد و برف خاکستری رنگی از آسمان تیره و تار می بارد. مقصد این پدر و پسر، ساحل است؛ اگرچه آن ها نمی دانند که چه چیزی در آن جا انتظارشان را می کشد. این دو نفر به جز هفت تیری برای دفاع در مقابل دسته های یاغی کمین کرده در جاده ها، لباس هایشان و چرخ دستی ای از غذای قابل خوردن، هیچ چیز دیگری ندارند. رمان جاده، داستان تکان دهنده ی یک سفر است. جاده، آینده ای را متصور می شود که هیچ امیدی در آن باقی نمانده است؛ اما این پدر و پسر با عشق پایدار میانشان، تمام دنیای یکدیگر را می سازند. جاده، با تمامیتی کم نظیر در بینش و دید خود، تأملی ژرف و استوار است بر توانایی انسان در انجام بدترین و بهترین کارها: نهایت ویرانگری، سختی ها و رنج های هولناک و البته عشق و محبتی که دو انسان را در مواجهه با یأس و ناامیدی کامل، زنده نگه می دارد.

کتاب جاده


ویژگی های کتاب جاده

برنده جایزه پولیتزر سال 2007

مشخصات کتاب جاده
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
تعداد صفحه :273
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :2006
شابک :978-964-8838-83-1
سری چاپ :5
نکوداشت های کتاب جاده
One of McCarthy's best novels, probably his most moving and perhaps his most personal.
یکی از بهترین رمان های مک کارتی، احتمالا تأثیرگذار ترین و شخصی ترین اثر او.
Los Angeles Times Los Angeles Times

Vivid, eloquent . . . The Road is the most readable of [McCarthy's] works.
سرزنده و شیوا... جاده، خواندنی ترین اثر مک کارتی است.
New York Times Book Review New York Times Book Review

McCarthy is a gutsy, powerful storyteller. . . . The writing throughout is magnificent.
مک کارتی داستان سرایی شجاع و قدرتمند است.... در مجموع، این اثر عالی و شکوهمند است.
Chicago Sun-Times

بخش هایی از کتاب جاده (لذت متن)
چیزی که می خواهی به خاطر داشته باشی را فراموش می کنی، و چیزی که می خواهی فراموش کنی را به یاد می آوری.

مردم همیشه برای فردا خود را آماده می کردند. من به این کار اعتقادی نداشتم. فردا، خود را برای آنها آماده نمی کرد؛ حتی نمی دانست که آن ها وجود دارند.

اگر دردسر زمانی که اصلا انتظارش را نداری، سر و کله اش پیدا می شود، شاید کار درست این باشد که همیشه انتظار آمدنش را داشته باشی.